محمدحسین بهاری

محمدحسین بهاری دکتر محمدحسین بهاری
خنیده به خطیب الشعرا

پیشه: روانشناس، حسابدار

دانش آموز و
چکامه سرا، نویسنده و پژوهشگر،
ادب پژوه
هموند ناپیوسته گروه واژه یابی فرهنگستان زبان و ادب پارسی.
و تا همیشه ی روزگار دانش آموز

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



سیگنال٠٠:١٦ - ١٣٩٩/٠٩/٣٠کوههگزارش
25 | 1
موج٠٠:١٦ - ١٣٩٩/٠٩/٣٠خیزاب برای موج آب و کوهه برای موج الکترونیکی یا سیگنالگزارش
34 | 1
کنکاش٠٢:٢٠ - ١٣٩٩/٠٩/٢٢کنکاش یا کنکاج اگرچه ترکی، آنگه برابر است با رایزنی. پیشینیان به مجلس کنکا ج خانه یا کنکاش سرا می گفته اند. چون در رایزنی پرسش از راه درست تر و بهت ... گزارش
34 | 1
معنی٠٢:٠١ - ١٣٩٩/٠٩/١٢این واژه تازی است و برابر پارسی آن: _آرِش و _ چم است. مانا، مینا و مینو نیز دیده شده است.گزارش
48 | 2
معجزه١٣:١١ - ١٣٩٩/٠٩/٠١چَمراس نیز فرجود هم گفته آمده که فرجود مانای اعجاز دارد.گزارش
34 | 1
اعجاز١٣:٠٧ - ١٣٩٩/٠٩/٠١پارسیان چَمراس و فرجود می گفته اند که چمراس همان معجزه است.گزارش
41 | 1
جرثوم١٠:٣٢ - ١٣٩٩/٠٨/٢٩ریشه بن مایهگزارش
21 | 0
پدیدایی١٣:٤٢ - ١٣٩٩/٠٨/٢٧پیدایش در جای پدیدآیی بهتر است. چرا که واژه ای گوش نواز است و روشن.گزارش
21 | 0
تصویر١٢:٤٣ - ١٣٩٩/٠٨/٢٦پرتور برابر تک چهره پرتور ریشه اوستایی دارد. و در زبان پهلوی نیز پرتور بوده که با دگرگونی پ پس از برتری تازیان فرتور شده است. وازه پرتور برابر پرتر ... گزارش
51 | 1
عکس١٢:٣٨ - ١٣٩٩/٠٨/٢٦پرتور بهین واژه است در جای عکس. با سپاس از مهربان فرکیانی که به درستی نوشته اند. و بسیار واژگان داریم این گونه. آن گه بهتر است واژه ای به کار بندیم ... گزارش
64 | 1
پرتره١٢:٣٢ - ١٣٩٩/٠٨/٢٦این واژه پرکاربرد فرانسوی، که در انگلیسی نیز برابر تک چهره گرفته می شود، ریشه اوستایی دارد. در زبان پهلوی پرتور بوده که با دگرگونی پ پس از برتری تا ... گزارش
34 | 1
باج١٨:٣٩ - ١٣٩٩/٠٨/١٨این واژه از ریشه بج اوستایی است و هرچند باژ درست تر است که آن هم واژ بوده است، آن گه چون حضرت خرد پردیسی بزرگ در جای جای شه نامه سترگ به کار برده است ... گزارش
25 | 0
زغال٠٠:٢٦ - ١٣٩٩/٠٨/١٥زغال تازی شده ژگال یا زگال است. بهتر است زگال بگوییم. نیز پیشینیان انگِشت می گفته اند.گزارش
39 | 1
ویروس٢٢:٥٣ - ١٣٩٩/٠٨/١١ریزمیرور میرور بر آرِش ( چم ) کشنده.گزارش
34 | 0
مزاح١٨:٥٠ - ١٣٩٩/٠٨/١١برابر پارسی این واژه لاچ است که که پس از فرنشینی تازیان لاغ شده است. واژگان بافه بافی و لافی نیز به کار رفته است به افزونه لاچ لاچ و لافی و گر مرد ... گزارش
28 | 0
مطایبه١٨:٥٢ - ١٣٩٩/٠٨/١١برابر پارسی این واژه لاچ است که که پس از فرنشینی تازیان لاغ شده است. واژگان بافه بافی و لافی نیز به کار رفته است به افزونه لاچ لاچ و لافی و گر مرد ... گزارش
23 | 1
شوخی١٨:٥٠ - ١٣٩٩/٠٨/١١برابر پارسی این واژه لاچ است که که پس از فرنشینی تازیان لاغ شده است. واژگان بافه بافی و لافی نیز به کار رفته است به افزونه لاچ لاچ و لافی و گر مرد ... گزارش
16 | 1
سرتق٢٣:٣٩ - ١٣٩٩/٠٨/١٠بهترین واژگان پارسی در جای سرتق ستیزگر و پیکارجو است. لج که دوستان پیشنهاد داده اند واژه ای تازیست بر آرِش ( چم ) لگد در برابر مشت.گزارش
18 | 1
جوک١٤:٣٠ - ١٣٩٩/٠٧/٢٨برابر پارسی این واژه لاچ است که که پس از فرنشینی تازیان لاغ شده است. واژگان بافه بافی و لافی نیز به کار رفته است به افزونه لاچ لاچ و لافی و گر مرد ... گزارش
32 | 1
ولی١٤:١٥ - ١٣٩٩/٠٧/٢٨آنگهگزارش
21 | 1
سیماب٢٠:١٣ - ١٣٩٩/٠٧/١١سیماب خود واژه ای پارسی و زیباست. آن چه باید درست شود واژه ژیوه است که به نادرست جیوه می گوییم.گزارش
30 | 1
ملقب١٩:٣٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨پاژنام دارگزارش
21 | 1
توجه١٩:٤١ - ١٣٩٩/٠٦/١٧ایاسیدن خوب است آنگاه همه پسند و پویا نیست. دیدآوری دیدورزی نگه ورزی شایسته است.گزارش
53 | 0
روحانی زرتشتی٢٠:٤٨ - ١٣٩٩/٠٦/٠٢در زبان پهلوی مگو بوده است بر آرِش ژرف و جاودان. سپس مگ شده و تازیان آن را مغ نوشته و خوانده اند و در جای ژرف نیز به کار برده اند. پس از آنکه زبان ... گزارش
39 | 1
اکند٢٠:٢٧ - ١٣٩٩/٠٦/٠٢لب ریز پر و لبالبگزارش
16 | 0
مان٢٠:٢٦ - ١٣٩٩/٠٦/٠٢پایدارگزارش
16 | 1
طنز٢٠:٤٠ - ١٣٩٩/٠٥/٢٦پارسی این واژه لاچ است که لاغ هم گفته می شود. و گر مرد لهو است و بازی و لاغ قویتر شود دیوش اندردماغ حضرت عشق و سخن سعدی چون گفت بسی فسانه و لاغ ش ... گزارش
32 | 1
شبکه١٨:٢٣ - ١٣٩٩/٠٥/١٨کاریز بهترین پیشنهاد است. و پاس می داریم سخن مهربان اشکان گرامی را، که پذیرفتنی است شبکه واژه ای پارسی باشد.گزارش
23 | 1
کج١٣:١٤ - ١٣٩٩/٠٤/١٧درست تر است اگر بگوییم گژ. واژ های گ ژ پارسی است، که تازیان با ک ج جایگزین نموده اند.گزارش
25 | 1
عروس٢٠:٢٧ - ١٣٩٩/٠٤/١١پیوگ بهترین جایگزین برای عروس است. هرچند واژه آروس با این نگارش پارسی است و نمیتوان آن را از پرهون واژگان زدود، ول با سخن رودکی بزرگ : بسا که مست د ... گزارش
55 | 1
استوانی٢٠:٣٨ - ١٣٩٩/٠٤/٠٦مورد وثوق *پذیرفتنیگزارش
30 | 1
رسن١٦:٣٣ - ١٣٩٩/٠٣/١١هرچند رسن واژه ای پارسی است، آن گه چون تازیان آن را گرفته، به کار بسته و به افزونه ارسان میگویند، پیشنهاد برتر برای پارسی گویان واژه زییای پالهنگ اس ... گزارش
37 | 0
کیاناد٠٢:٢٢ - ١٣٩٩/٠٣/٠٧نیاسرا نیاجایگزارش
23 | 1
کیاناد٠٢:٢٠ - ١٣٩٩/٠٣/٠٧طبیعتگزارش
39 | 1
کیر١٥:٥٤ - ١٣٩٩/٠٣/٠٣نیمور از آنجا که ریشه واژه کیر در هر دو زبان پارسی و کاپادوسیه ای رومی ( یونانی ) یافت می شود، واژه نیمور پیشنهادی بهتر برای پارسی گویان است.گزارش
133 | 5
عمد١٣:٣٩ - ١٣٩٩/٠٣/٠٣خودخواست، خوددانگزارش
25 | 0
دلو١٨:٢١ - ١٣٩٩/٠٣/٠١آوندآب که با نگارش آونداب زیباتر هم می شود.گزارش
37 | 0
اسهال١٩:٢٩ - ١٣٩٩/٠٢/٢٣رینشگزارش
51 | 1
ارث٢١:١٩ - ١٣٩٩/٠٢/٢٢نیاهشتهگزارش
39 | 1
قافیه١١:١٣ - ١٣٩٩/٠٢/٢٢پس آوندگزارش
46 | 1
وظیفه٢٠:٠٢ - ١٣٩٩/٠٢/١٩گردنگیرگزارش
32 | 1
جامعی١٢:٤٠ - ١٣٩٩/٠٢/١٥گردآورنده از افروزه های ایزد است. چنان که ملای رومی در دفترسوم مثنوی می گوید: تا ببینی جامعی ام را تمام تا نلرزی وقت مردن ز اهتمامگزارش
30 | 0
الزایمر٢١:١٢ - ١٣٩٩/٠٢/١٣ویراُفت از دو واژه �ویر �= حافظه افت = کم شدنگزارش
39 | 1
منحرف١٣:٠٢ - ١٣٩٩/٠٢/١٢گژروگزارش
44 | 1
اولی الالباب١٢:٢٢ - ١٣٩٩/٠٢/١١اندیش مندانگزارش
32 | 1
پروفایل٢٢:٣٨ - ١٣٩٩/٠١/٢٦رونما یا رخ نماگزارش
57 | 3
اشانتیون١٩:٢٨ - ١٣٩٩/٠١/٢٣فرآلا میتواند باشد، واژه ای نو از آمیختن فره بر آرِش نمونه و آلا بر آرِش هدیه دوستانی که جایزه را پیشنهاد داده اید آیا واژه ای بیگانه را با واژه ای ت ... گزارش
51 | 2
تبلیغ١٩:٢٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٣آگه سازگزارش
32 | 1
خرافه١٩:٠٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٣بیهوده انگاری، بیهوده گویی، بیهوده پسندیگزارش
46 | 1
وضعیت یا استاتوس١٧:٠١ - ١٣٩٩/٠١/٢٢رخ نما روی نمود چهره نماگزارش
28 | 1