برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

محمدحسین بهاری

محمدحسین بهاری محمدحسین بهاری
خنیده به خطیب و عارف

پیشه: روانشناس، حسابدار

چکامه‌سرا و شعرآور، نویسنده و پژوهشگر

حافظ‌پژوه، سعدی‌پژوه، شهنامه‌پژوه، واژه‌پژوه، زبان و تاریخ‌پژوه
عضو ناپیوسته گروه واژه‌یابی فرهنگستان زبان و ادب پارسی.
و تا همیشه‌ی روزگار دانش‌آموز

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 بتابی با نام دیگر دارابی میوه بومی آسیای جنوب شرقی و از گیاهان گلدار دولپه‌ای‌های نو در راسته افراسانان در تیره مرکبات و بزرگ‌ترین میوه در مرکبات است ... ١٤٠٠/٠٢/٢٩
|

2 پریشان
بی‌چاره
تهی‌دست
ناتوان
ناچار
درمانده
این‌ها واژگانی هستند که در جای واژه تازی ترکیبی (مستأصل) به فراخور چکونگی هرکس می‌توان ...
١٤٠٠/٠٢/٠٧
|

3 سیاهی
تیرگی
گرفتگی
گم‌راهی
١٤٠٠/٠١/٢٧
|

4 چوخ واژه‌ای پارسی است بر چم گروه و دسته.
معرب شده و
جوق
و نیز
جوخ
نوشته‌اند باز هم بر همان چم.

جوق مرغان از برون گرد قفس
خو ...
١٤٠٠/٠١/٠٣
|

5 پاتیراس در پهلوی
و
پات اپره

پات اپره به پاداپره و سپس پادافره دگرگون شده است.
پی‌آمد
و
پرجام (فرجام) که هم‌میهنان پیشنهاد داده ...
١٣٩٩/١١/١٨
|

6 پاتیراس
و
پات اپره

پات اپره به پاداپره و سپس پادافره دگرگون شده است.

فادافره
نیز دیده شده است.

پسندیده‌تر پاداپره ...
١٣٩٩/١١/١٨
|

7 پاژنام
که از پیش بوده و بسیار زیباست.
هم‌چنین واژه تازی ملقب را باید گفت:
پاژنام‌دار
١٣٩٩/١١/١٧
|

8 افراخ‌گری
گزاف‌جویی
١٣٩٩/١١/١٥
|

9 نماژ یا نماز برابر است با
گفتن نیاز
در جای‌جای شهنامه بزرگ بر این چم به کار آمده است:
بیامد خرامان و بردش نماز
به بر در گرفتش زمانی ...
١٣٩٩/١١/١٥
|

10 آنی‌رس

هم آرِش و جایگزین پارسی خوبی است
١٣٩٩/١١/٠٦
|

11 خیزاب
برای موج آب
و
کوهه
برای موج الکترونیکی یا سیگنال
١٣٩٩/٠٩/٣٠
|

12 کوهه ١٣٩٩/٠٩/٣٠
|

13 کنکاش یا کنکاج
اگرچه ترکی، آنگه برابر است با رایزنی.
پیشینیان به مجلس کنکا ج‌خانه یا کنکاش‌سرا
می‌گفته اند.
چون در رایزنی پرسش از راه درس ...
١٣٩٩/٠٩/٢٢
|

14 این واژه تازی است و برابر پارسی آن:

_آرِش
و
_ چم است.
مانا، مینا و مینو نیز دیده شده است.
١٣٩٩/٠٩/١٢
|

15 چَمراس
نیز
فرجود هم گفته آمده که فرجود مانای اعجاز دارد.
١٣٩٩/٠٩/٠١
|

16 پارسیان
چَمراس و فرجود
می‌گفته‌اند که چمراس همان معجزه است.
١٣٩٩/٠٩/٠١
|

17 ریشه
بن
مایه
١٣٩٩/٠٨/٢٩
|

18 پیدایش در جای
پدیدآیی
بهتر است. چرا که واژه‌ای گوش‌نواز است و روشن.
١٣٩٩/٠٨/٢٧
|

19 پرتور
برابر تک‌چهره
پرتور ریشه اوستایی دارد.
و در زبان پهلوی نیز پرتور
بوده که با دگرگونی پ پس از برتری تازیان
فرتور
شده است.
و ...
١٣٩٩/٠٨/٢٦
|

20 پرتور
بهین واژه است در جای عکس.
با سپاس از مهربان فرکیانی که به درستی نوشته‌اند. و بسیار واژگان داریم این‌گونه.
آن‌گه بهتر است واژه‌ای به کا ...
١٣٩٩/٠٨/٢٦
|

21 این واژه پرکاربرد فرانسوی، که در انگلیسی نیز برابر
تک‌چهره
گرفته می‌شود، ریشه اوستایی دارد.
در زبان پهلوی
پرتور
بوده که با دگرگونی پ ...
١٣٩٩/٠٨/٢٦
|

22 این واژه از ریشه
بج
اوستایی است و هرچند باژ درست‌تر است که آن هم
واژ
بوده است، آن‌گه چون حضرت خرد پردیسی بزرگ در جای‌جای شه‌نامه سترگ به ...
١٣٩٩/٠٨/١٨
|

23 زغال تازی شده ژگال یا زگال است.
بهتر است زگال بگوییم.
نیز پیشینیان انگِشت می‌گفته‌اند.
١٣٩٩/٠٨/١٥
|

24 ریزمیرور
میرور بر آرِش( چم) کشنده.
١٣٩٩/٠٨/١١
|

25 برابر پارسی این واژه
لاچ
است که که پس از فرنشینی تازیان
لاغ
شده است.
واژگان
بافه
بافی
و
لافی
نیز به کار رفته است به افز ...
١٣٩٩/٠٨/١١
|

26 برابر پارسی این واژه
لاچ
است که که پس از فرنشینی تازیان
لاغ
شده است.
واژگان
بافه
بافی
و
لافی
نیز به کار رفته است به افز ...
١٣٩٩/٠٨/١١
|

27 برابر پارسی این واژه
لاچ
است که که پس از فرنشینی تازیان
لاغ
شده است.
واژگان
بافه
بافی
و
لافی
نیز به کار رفته است به افز ...
١٣٩٩/٠٨/١١
|

28 بهترین واژگان پارسی در جای سرتق
ستیزگر
و
پیکارجو
است. لج که دوستان پیشنهاد داده‌اند واژه‌ای تازیست بر آرِش(چم) لگد در برابر مشت.
١٣٩٩/٠٨/١٠
|

29 برابر پارسی این واژه
لاچ
است که که پس از فرنشینی تازیان
لاغ
شده است.
واژگان
بافه
بافی
و
لافی
نیز به کار رفته است به افز ...
١٣٩٩/٠٧/٢٨
|

30 آنگه ١٣٩٩/٠٧/٢٨
|

31 سیماب خود واژه‌ای پارسی و زیباست.
آن‌چه باید درست شود واژه
ژیوه
است که به نادرست جیوه می‌گوییم.
١٣٩٩/٠٧/١١
|

32 پاژنام‌دار ١٣٩٩/٠٧/٠٨
|

33 ایاسیدن خوب است آنگاه همه‌پسند و پویا نیست.
دیدآوری
دیدورزی
نگه‌ورزی
شایسته است.
١٣٩٩/٠٦/١٧
|

34 در زبان پهلوی مگو بوده است بر آرِش ژرف و جاودان.
سپس مگ شده و تازیان آن را مغ نوشته و خوانده‌اند و در جای ژرف نیز به کار برده‌اند.
پس از آنکه ...
١٣٩٩/٠٦/٠٢
|

35 لب‌ریز
پر و لبالب
١٣٩٩/٠٦/٠٢
|

36 پایدار ١٣٩٩/٠٦/٠٢
|

37 پارسی این واژه لاچ است که لاغ هم گفته می‌شود.
و گر مرد لهو است و بازی و لاغ
قویتر شود دیوش اندردماغ
حضرت عشق و سخن سعدی

چون گفت بسی ...
١٣٩٩/٠٥/٢٦
|

38 کاریز
بهترین پیشنهاد است. و پاس می‌داریم سخن مهربان اشکان گرامی را، که پذیرفتنی است شبکه واژه‌ای پارسی باشد.
١٣٩٩/٠٥/١٨
|

39 درست‌تر است اگر بگوییم گژ.
واژ های
گ
ژ
پارسی است، که تازیان با
ک
ج
جایگزین نموده‌اند.
١٣٩٩/٠٤/١٧
|

40 پیوگ

بهترین جایگزین برای عروس است.
هرچند واژه آروس با این نگارش پارسی است و نمیتوان آن را از پرهون واژگان زدود، ول با سخن رودکی بزرگ :
ب ...
١٣٩٩/٠٤/١١
|

41 مورد وثوق

*پذیرفتنی
١٣٩٩/٠٤/٠٦
|

42 هرچند رسن واژه‌ای پارسی است،آن‌گه
چون تازیان آن‌را گرفته، به کار بسته و به افزونه ارسان میگویند، پیشنهاد برتر برای پارسی‌گویان واژه زییای

پ ...
١٣٩٩/٠٣/١١
|

43 نیاسرا

نیاجای
١٣٩٩/٠٣/٠٧
|

44 طبیعت ١٣٩٩/٠٣/٠٧
|

45 نیمور
از آنجا که ریشه واژه کیر در هر دو زبان پارسی و کاپادوسیه‌ای رومی (یونانی) یافت می‌شود، واژه نیمور پیشنهادی بهتر برای پارسی‌گویان است.
١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

46 خودخواست،
خوددان
١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

47 آوندآب

که با نگارش
آونداب
زیباتر هم می‌شود.
١٣٩٩/٠٣/٠١
|

48 رینش ١٣٩٩/٠٢/٢٣
|

49 نیاهشته ١٣٩٩/٠٢/٢٢
|

50 پس‌آوند ١٣٩٩/٠٢/٢٢
|