برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

محمدحسین بهاری

محمدحسین بهاری محمدحسین بهاری ۱۳۴۷
خنیده به خطیب
و نیز
عارف

روانشناس، حسابدار
شعرآور، حافظ‌پژوه، پارسی‌گو

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 آنی‌رس

هم آرِش و جایگزین پارسی خوبی است
١٣٩٩/١١/٠٦
|

2 خیزاب
برای موج آب
و
کوهه
برای موج الکترونیکی یا سیگنال
١٣٩٩/٠٩/٣٠
|

3 کوهه ١٣٩٩/٠٩/٣٠
|

4 کنکاش یا کنکاج
اگرچه ترکی، آنگه برابر است با رایزنی.
پیشینیان به مجلس کنکا ج‌خانه یا کنکاش‌سرا
می‌گفته اند.
چون در رایزنی پرسش از راه درس ...
١٣٩٩/٠٩/٢٢
|

5 این واژه تازی است و برابر پارسی آن:

_آرِش
و
_ چم است.
مانا، مینا و مینو نیز دیده شده است.
١٣٩٩/٠٩/١٢
|

6 چَمراس
نیز
فرجود هم گفته آمده که فرجود مانای اعجاز دارد.
١٣٩٩/٠٩/٠١
|

7 پارسیان
چَمراس و فرجود
می‌گفته‌اند که چمراس همان معجزه است.
١٣٩٩/٠٩/٠١
|

8 ریشه
بن
مایه
١٣٩٩/٠٨/٢٩
|

9 پیدایش در جای
پدیدآیی
بهتر است. چرا که واژه‌ای گوش‌نواز است و روشن.
١٣٩٩/٠٨/٢٧
|

10 پرتور
برابر تک‌چهره
پرتور ریشه اوستایی دارد.
و در زبان پهلوی نیز پرتور
بوده که با دگرگونی پ پس از برتری تازیان
فرتور
شده است.
و ...
١٣٩٩/٠٨/٢٦
|

11 پرتور
بهین واژه است در جای عکس.
با سپاس از مهربان فرکیانی که به درستی نوشته‌اند. و بسیار واژگان داریم این‌گونه.
آن‌گه بهتر است واژه‌ای به کا ...
١٣٩٩/٠٨/٢٦
|

12 این واژه پرکاربرد فرانسوی، که در انگلیسی نیز برابر
تک‌چهره
گرفته می‌شود، ریشه اوستایی دارد.
در زبان پهلوی
پرتور
بوده که با دگرگونی پ ...
١٣٩٩/٠٨/٢٦
|

13 این واژه از ریشه
بج
اوستایی است و هرچند باژ درست‌تر است که آن هم
واژ
بوده است، آن‌گه چون حضرت خرد پردیسی بزرگ در جای‌جای شه‌نامه سترگ به ...
١٣٩٩/٠٨/١٨
|

14 زغال تازی شده ژگال یا زگال است.
بهتر است زگال بگوییم.
نیز پیشینیان انگِشت می‌گفته‌اند.
١٣٩٩/٠٨/١٥
|

15 ریزمیرور
میرور بر آرِش( چم) کشنده.
١٣٩٩/٠٨/١١
|

16 برابر پارسی این واژه
لاچ
است که که پس از فرنشینی تازیان
لاغ
شده است.
واژگان
بافه
بافی
و
لافی
نیز به کار رفته است به افز ...
١٣٩٩/٠٨/١١
|

17 برابر پارسی این واژه
لاچ
است که که پس از فرنشینی تازیان
لاغ
شده است.
واژگان
بافه
بافی
و
لافی
نیز به کار رفته است به افز ...
١٣٩٩/٠٨/١١
|

18 برابر پارسی این واژه
لاچ
است که که پس از فرنشینی تازیان
لاغ
شده است.
واژگان
بافه
بافی
و
لافی
نیز به کار رفته است به افز ...
١٣٩٩/٠٨/١١
|

19 بهترین واژگان پارسی در جای سرتق
ستیزگر
و
پیکارجو
است. لج که دوستان پیشنهاد داده‌اند واژه‌ای تازیست بر آرِش(چم) لگد در برابر مشت.
١٣٩٩/٠٨/١٠
|

20 برابر پارسی این واژه
لاچ
است که که پس از فرنشینی تازیان
لاغ
شده است.
واژگان
بافه
بافی
و
لافی
نیز به کار رفته است به افز ...
١٣٩٩/٠٧/٢٨
|

21 آنگه ١٣٩٩/٠٧/٢٨
|

22 سیماب خود واژه‌ای پارسی و زیباست.
آن‌چه باید درست شود واژه
ژیوه
است که به نادرست جیوه می‌گوییم.
١٣٩٩/٠٧/١١
|

23 پاژنام‌دار ١٣٩٩/٠٧/٠٨
|

24 ایاسیدن خوب است آنگاه همه‌پسند و پویا نیست.
دیدآوری
دیدورزی
نگه‌ورزی
شایسته است.
١٣٩٩/٠٦/١٧
|

25 در زبان پهلوی مگو بوده است بر آرِش ژرف و جاودان.
سپس مگ شده و تازیان آن را مغ نوشته و خوانده‌اند و در جای ژرف نیز به کار برده‌اند.
پس از آنکه ...
١٣٩٩/٠٦/٠٢
|

26 لب‌ریز
پر و لبالب
١٣٩٩/٠٦/٠٢
|

27 پایدار ١٣٩٩/٠٦/٠٢
|

28 پارسی این واژه لاچ است که لاغ هم گفته می‌شود.
و گر مرد لهو است و بازی و لاغ
قویتر شود دیوش اندردماغ
حضرت عشق و سخن سعدی

چون گفت بسی ...
١٣٩٩/٠٥/٢٦
|

29 کاریز
بهترین پیشنهاد است. و پاس می‌داریم سخن مهربان اشکان گرامی را، که پذیرفتنی است شبکه واژه‌ای پارسی باشد.
١٣٩٩/٠٥/١٨
|

30 درست‌تر است اگر بگوییم گژ.
واژ های
گ
ژ
پارسی است، که تازیان با
ک
ج
جایگزین نموده‌اند.
١٣٩٩/٠٤/١٧
|

31 پیوگ

بهترین جایگزین برای عروس است.
هرچند واژه آروس با این نگارش پارسی است و نمیتوان آن را از پرهون واژگان زدود، ول با سخن رودکی بزرگ :
ب ...
١٣٩٩/٠٤/١١
|

32 مورد وثوق

*پذیرفتنی
١٣٩٩/٠٤/٠٦
|

33 هرچند رسن واژه‌ای پارسی است،آن‌گه
چون تازیان آن‌را گرفته، به کار بسته و به افزونه ارسان میگویند، پیشنهاد برتر برای پارسی‌گویان واژه زییای

پ ...
١٣٩٩/٠٣/١١
|

34 نیاسرا

نیاجای
١٣٩٩/٠٣/٠٧
|

35 طبیعت ١٣٩٩/٠٣/٠٧
|

36 نیمور
از آنجا که ریشه واژه کیر در هر دو زبان پارسی و کاپادوسیه‌ای رومی (یونانی) یافت می‌شود، واژه نیمور پیشنهادی بهتر برای پارسی‌گویان است.
١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

37 خودخواست،
خوددان
١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

38 آوندآب

که با نگارش
آونداب
زیباتر هم می‌شود.
١٣٩٩/٠٣/٠١
|

39 رینش ١٣٩٩/٠٢/٢٣
|

40 نیاهشته ١٣٩٩/٠٢/٢٢
|

41 پس‌آوند ١٣٩٩/٠٢/٢٢
|

42 گردنگیر ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

43 گردآورنده
از افروزه‌های ایزد است.

چنان‌که ملای رومی در دفترسوم مثنوی می‌گوید:
تا ببینی جامعی‌ام را تمام
تا نلرزی وقت مردن ز اهتمام
١٣٩٩/٠٢/١٥
|

44 ویراُفت
از دو واژه
�ویر �= حافظه
افت = کم شدن
١٣٩٩/٠٢/١٣
|

45 گژرو ١٣٩٩/٠٢/١٢
|

46 اندیش‌مندان ١٣٩٩/٠٢/١١
|

47 رونما
یا
رخ‌نما
١٣٩٩/٠١/٢٦
|

48 فرآلا میتواند باشد، واژه‌ای نو از آمیختن فره بر آرِش نمونه و آلا بر آرِش هدیه
دوستانی که جایزه را پیشنهاد داده‌اید آیا واژه‌ای بیگانه را با واژه‌ا ...
١٣٩٩/٠١/٢٣
|

49 آگه ساز ١٣٩٩/٠١/٢٣
|

50 بیهوده انگاری، بیهوده گویی، بیهوده پسندی ١٣٩٩/٠١/٢٣
|