محمدحسین بهاری

محمدحسین بهاری دکتر محمدحسین بهاری
خنیده به عارف
و در بین سرایندگان خنیده به خطیب الشعرا

پیشه: روانشناس، حسابدار

دانش آموز و
چکامه سرا، نویسنده و پژوهشگر،
ادب پژوه
هموند ناپیوسته گروه واژه یابی فرهنگستان زبان و ادب پارسی.
و تا همیشه ی روزگار دانش آموز

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



استین فشاندن١٤:٠١ - ١٤٠١/٠٧/٠٦پشت پا زدن رقصیدن ولوله و شادی کردن دست و دل بازیگزارش
0 | 0
معدنی١٢:٤٣ - ١٤٠١/٠٦/٣٠کانیگزارش
0 | 0
تراسخ١٢:٥١ - ١٤٠١/٠٦/٣٠سنگ شدن پس از مرگ را گویند یا رفتن روح آدمی پس از مرگ در جامدات. می توان در یک واژه گفت: سنگور = سنگ ور خوانده می شود s�ngourگزارش
0 | 0
popular١٢:٤٦ - ١٤٠١/٠٦/٣٠همه پسندگزارش
0 | 0
منقوض١٢:٤٥ - ١٤٠١/٠٦/٣٠خرابگزارش
0 | 0
اضافه١٢:٤٣ - ١٤٠١/٠٦/٣٠افزوده افزون فزون افزاگزارش
0 | 0
شیخوخیت١٢:٤٠ - ١٤٠١/٠٦/٣٠پیرشدنگزارش
0 | 0
ابلاغ١٢:٣٨ - ١٤٠١/٠٦/٣٠فرگفتنگزارش
0 | 0
ارائه طریق١٢:١٣ - ١٤٠١/٠٦/٢٥رهنمودگزارش
2 | 0
شاهد مثال١١:٣١ - ١٤٠١/٠٦/٢٥گواه نُماگزارش
0 | 0
قطار١٩:٥٣ - ١٤٠١/٠٦/١٧ویتارگزارش
0 | 0
موثر٢٣:١٥ - ١٤٠١/٠٦/١٤کارساز کارگر کاری هنایاگزارش
0 | 0
جالب١١:٣٢ - ١٤٠١/٠٦/١٤چشم گیرگزارش
5 | 0
عذار٠١:١٨ - ١٤٠١/٠٦/١٢عِذار = افسار عُذار = بوسهگزارش
0 | 0
سفله١٣:٠٤ - ١٤٠١/٠٦/١١دُژنهاد فرونهاد فروخیمگزارش
0 | 0
کامل١٠:٤٤ - ١٤٠١/٠٦/١١آرسته اُسپورگزارش
5 | 0
شرط١٤:٠١ - ١٤٠١/٠٦/٠٧نَهِشگزارش
0 | 0
اعضاء١٠:١٨ - ١٤٠١/٠٦/٠٧اگر برای بخشی از تن مردمان یا چیزی گیتوی به کار می بریم اندام پسندیده است. وان گه برای کسانی که در انجمن یا نشست گاه هستند بهی هموندان است.گزارش
2 | 0
خزینه٠٩:٤٦ - ١٤٠١/٠٦/٠٤درود سخن جناب باقری درست است و گسترده تر این که: مغازه واژه ای ترکی است که ترکان از واژه مگازن فرانسوی گرفته اند. فرانسویان نیز مگازن را از مخزن تاز ... گزارش
0 | 0
فردا١٧:٠٩ - ١٤٠١/٠٦/٠٢پرتاک پرتا پردا دیگرروزگزارش
2 | 1
تشویق١٨:٤٧ - ١٤٠١/٠٥/٢٩انگیزش امید دادن زوگ آوریگزارش
5 | 0
ترغیب١٨:٤٥ - ١٤٠١/٠٥/٢٩به شور آوردن شورمند کردنگزارش
5 | 0
طاقچه١٣:١٥ - ١٤٠١/٠٥/٢٩تاگ واژه ای پارسی است که گژدیسه به تازی و تاق تاغ طاق شده است. طاقچه با واژه گان پارسی تاگک تاگ چه ایوان ک ایوان چه جای گشت شود بهی است.گزارش
5 | 0
طاق١٣:١٣ - ١٤٠١/٠٥/٢٩تاگگزارش
2 | 0
دخالت١٦:٢٧ - ١٤٠١/٠٣/٢٥فروشدن پنجه اندازیگزارش
2 | 0
صبح وش١٢:١٢ - ١٤٠١/٠٣/٢٥پگاه وش بامدادسانگزارش
2 | 0
جراحی٠١:٢٨ - ١٤٠١/٠٣/٢٥گرنیدن تن شکافی جراندن کاردگری تن گرنشگزارش
7 | 0
گسل٢٢:٣٤ - ١٤٠١/٠٣/١٧گسل واژه ای پارسی است و هیچ جای گزینی نمی خواهدگزارش
5 | 0
گار٢٠:٥٠ - ١٤٠١/٠٣/١٧درود بر گردانندگان آبادیس. گرامیان در فرانمون گار و بازگویی نمونه ها، در چگامه حضرت عشق، سعدی یگانه نادرستی نوشتاری رخ داده است که جادارد درست فرمای ... گزارش
2 | 0
شکم٠٧:٣٤ - ١٤٠١/٠٣/١٣شکم واژه پارسی دیگرگون شده است و درست آن: اشکُم ، اشکَم ، اشکمبه ، اشکمپه بوده است. هم نک در پارس ( شیراز ) شکمبه کم شکمو می گویند. این جا فرهنگ و ... گزارش
9 | 0
هنگام٠٦:٢٩ - ١٤٠١/٠٣/١٣هِنگام که با نشان پایین ه درست تر است هین گام بوده است که اکنون بسباری از پارسی زبانان شبه جزیره هندوستان هینگام می گویند. هین به مینای زودباش، بشتا ... گزارش
5 | 0
خسارت٢٣:٢٠ - ١٤٠١/٠٣/١٢آسیبگزارش
5 | 0
جبران٢٣:١٩ - ١٤٠١/٠٣/١٢وادهشگزارش
5 | 0
غول١٩:١٥ - ١٤٠١/٠٢/٠٩دیو در این که غول هم در زبان یونانی و هم در پارسی باستانی آمده است، گمانی نیست، وان گه در جای آن واژه دیو زیباتر و گوش نواز است.گزارش
9 | 1
اهل١٨:١٩ - ١٤٠١/٠٢/٠٨جا ی باش بهی است، چون همه مینای اهل را در خود داردگزارش
5 | 0
اندیکاسیون٠٠:٤٣ - ١٤٠١/٠٢/٠٨مینای �ضرورت� است. که پارسی گویان بهتر است در جای ضرورت بگوییم: بایستگیگزارش
7 | 1
امساک٠٢:٥٢ - ١٤٠١/٠١/٢٤خودداری در خوردن خوراک پرهیز چنگ زدنگزارش
5 | 0
باکس٠٩:٤٨ - ١٤٠١/٠١/٢٢بستهگزارش
5 | 1
خلاف١٩:٢٤ - ١٤٠١/٠١/١٧پادسو و پات سو بهترین گزینه های پارسی استگزارش
5 | 0
معنا١٣:٥٢ - ١٤٠١/٠١/١٦به درون مایه واژه یا سخن می گویند. واژه ای تازی ست و پارسی آن: میناک ماناک مینا آرِش چَمگزارش
18 | 0
شعر٢٠:٤٧ - ١٤٠١/٠١/١٣واژگان زیبای پارسی جایگزین شعر این هاست: نشید چامه چگامه شیر واژه ای کهن است پارسی که پس شید و سپس نشید شده است. چگامه هم امروزه چکامه و با گژدیسی چ ... گزارش
7 | 1
اثر١٧:٥٤ - ١٤٠١/٠١/٠٨درود بسیار نیک است که هم میهنان در پی پارسی گویی گرفته اند، وان گه ناسزاگویی ناپسند است. اثر را جایگزین باید با یک از واژگان پارسی: آفرینه هَنایش ژ ... گزارش
2 | 1
تلنگر١٧:٤٣ - ١٤٠١/٠١/٠٨تکانک گرفته از تکان ک بر مینای تکانِ خردگزارش
2 | 0
زاویر٠٢:٣٢ - ١٤٠١/٠١/٠٨گل کارگزارش
0 | 0
توالت١١:٢٠ - ١٤٠١/٠١/٠٥پال آبه پالآبه در پارسی باستان این بوده است در جای مستراح یا مبال در فرانسوی توالت برای آرایش رخ ب کار می رودگزارش
7 | 1
خون سیاوش١١:١٢ - ١٤٠١/٠١/٠٥انگیزه پیکارگزارش
0 | 0
حول٠١:٢٦ - ١٤٠٠/١٢/٢٩در جایی دگرگون و جایی دگر پیرامون در سده های پیشین در جای سال نیز بکار رفته است.گزارش
2 | 0
مبال١٤:٢٥ - ١٤٠٠/١٢/٢٢آب ریزگاه پیشآب ریزگزارش
2 | 0
سماق٠١:٤٩ - ١٤٠٠/١٢/٢٢سماک واژه پارسی است تازی شده و سماق گفته اند. بهتر است سماک نوشته و خوانده شودگزارش
18 | 1
بداهت٠٩:٥٠ - ١٤٠٠/١١/٢٥آنی رس پیش رسگزارش
5 | 0