پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
دسترسی بیشتر
بهترین راه برای ارتباط ( دسترسی ) باهات چیه؟
الساعه بمن خبر رسیده است که . . . . همین الان بمن خبر رسیده که. . .
دستت به کلوچه می رسه؟
ارتباطمون نباید قطع بشه ( باید با هم در تماس و ارتباط باشیم )
تا سال 2023 ، انتظار میره که اون رقم به 47 میلیون برسه
باید میگفتم ( باید یادآوری یا خاطرنشان میکردم )
یادداشتم به دستت رسید؟
او یادداشتی گذاشت تا بگوید که دیر به خانه می رسد.
از او بعنوان بهترین فوتبالیست در تمام ادوار یاد میشود. note = از کسی یاد کردن، دانستن، برشمردن
یک اسکناس ۱۰ دلاری
دیدی! گفتم که ناراحت نمی شه
خودشه!
موفق شد اعتماد اونا رو جلب کنه win= جلب کردن، بدست آوردن
چرا داری معطل میکنی که حالش بدتر بشه؟ crash اصطلاح عامیانه برای اینکه بگیم وضعیت بیمار داره بدتر میشه
ممنون که گذاشتی اینجا پلاس شم
من میخوام برم بخوابم. crash در زبان عامیانه معنی خوابیدن را میدهد.
من میخوام برم بخوابم. crash در زبان عامیانه معنی خوابیدن را میدهد.
مردم بسیاری میتوانند در یک سقوط هواپیما کشته شوند.
این فقط یک تصادف ماشین معمولی بود.
بازار سهام چند هفته پیش سقوط کرد.
میخوای روی مبل دراز بکشی ؟ crash = ولو شدن روی تخت یا مبل
شما باید تکالیف خود را تمام کنید.
اگر نمی خواهید، نیازی به آمدن نیست.
شما نیازی به نگرانی درباره امتحان ندارید.
شما حق ندارید در اینجا سیگار بکشید.
تو باید اتاقت رو مرتب کنی Mustتر کیب ضرورت و تاکید است که معادلش میشه باید
به هیچ بنی بشری/جانداری نباید بگی
یه چندرغاز پول داریم اونم بدیم چیز بخریم؟
یادت باشه، به هیچ بنی بشری/جانداری نباید بگی
قاضی بالاخره حتما سروکله اش پیدا میشه
پیدا کردن یا بدست آوردن دوست های خوب سخت است . come by=پیدا کردن یا بدست آوردن
به دست آوردن یه کار خوب، سخته
بعد شام یه سر بزن
یه تک پا به جایی اومدن ( منظور اینکه مقصدت یه جای دیگه بود ولی تو مسیر راه به جایی سر میزنی )
اومدم ازت تشکر کنم.
نقض شدید حقوق بشر
خسته بودم، سپس تصمیم گرفتم استراحت کنم.
اگر باران ببارد، آنگاه در خانه می مانیم.
من تکالیفم را تمام کردم و سپس به رختخواب رفتم.
اوکی، میبینمت پس
سپس به مدرسه رفتم.
شب به خیر دیگه
اجازه بده این کار را تمام کنم، پس از آن میرویم.
من آن زمان در شهر کار میکردم.
من روز جمعه مرخصی دارم، میتوانم آن موقع تو را ببینم.
باید دو مقاله بنویسم و به علاوه باید پروژه علمی ام را ( هم ) تمام کنم.
او به عنوان یک معلم آموزش دید و ( اما ) سپس وکیل شد.
بالاخره رسیدید
خُب رسیدیم بالاخره