پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
از فاصله ی خیلی نزدیک به چشمان شفاف نگاه کرد.
برایم جایی خالی کرد تا بنشینم.
تا زمانی که آنها تلفن را قطع کردند. got off= پیاده شدن ، بیرون آمدن و قطع کردن ( تلفن، مکالمه )
وسط حرف ما نپر , ما داریم با هم صحبت میکنیم.
وقتی دشمنت داره اشتباه میکنه مزاحمش نشو
صدای زنگ تفکراتش را قطع کرد
دشت ساحلی توسط زنجیرهای تالاب های بزرگ قطع شده است دشت ساحلی با زنجیره ای از دریاچه های بزرگ قطع می شود.
بدون هیچی
نگران اتفاقات بد بودن/ حواس جمع بودن
بی هیچ زحمتی
نیازی نیست نگران چیزی باشی
من درباره اجازه دادن به بچه ها که تنهایی بیرون روند راحت نیستم.
او رفتار خیلی راحت و بی خیالی دارد.
ترسیدی ؟
او از بین ماشین های پارک شده رد شد و به سمت خیابان دوید.
مرز بین سوئد و نروژ
ما روزی دو بار از رم تا پاریس پرواز می کنیم.
مغازه برای ناهار بین ساعت 12 و 01 بسته است.
احساسات بد بسیاری بین آنها وجود دارد.
رابطه بین بیکاری و جرم و جنایت
آن وزنی بین نه تا ده کیلو دارد.
ما باید بتوانیم این موضوع را با هم مدیریت کنیم.
ما بین خودمان یک پیتزا خوردیم [ما با هم یک پیتزا خوردیم. ]
میزونی؟ حالت خوبه؟
همه چی مرتبه ؟ همه چیز روبراه است؟
لطفاً پتوها رو قبل از استفاده در معرض هوا قرار بده.
مصاحبه رو به صورت زنده از استودیو پخش کردن.
مستند امشب از تلویزیون ملی پخش خواهد شد.
اتاق رو تهویه کرد تا بوی بد از بین بره.
کفش های گرون قیمتش رو در مهمونی به رخ کشید.
در جلسه، ناراحتی اش رو ابراز کرد.
نگرانی هاش درباره ی سیاست جدید رو علناً بیان کرد.
با افتخار مدل موی جدیدش رو به نمایش گذاشت.
اون نمایش دهم ماه June بصورت زنده پخش میشه
بیایید برویم سر اصل مطلب.
حاشیه ها رو بی خیال شو و لب مطلب رو بهم بگو.
بخش اصلی مقاله در نیمه ی دوم آن قرار دارد.
هنوز به اصل بحث نرسیده ایم.
اصل/مغز داستان در تحول شخصیت نهفته است.
در منتها الیهِ در انتهایِ
اون دور از من زندگی میکنه
خیلی آسون تر به مراتب راحت تر
تا جایی که من میتونم بگم
اداره راهداری
نظارت شخص ثالث
به نماینده اختیار داده می شود که از طرف موکل عمل کند
قاضی این توانایی را دارد که ازدواج را اجرا کند
شما در این کار و موفقیت ، سهم و اقتدار خواهید داشت
یک دلقک سیرک
هاروی این طرف و آن طرف دلقک بازی در می آورد.