پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
آن وقت ها او خوش تیپ بود
رئیس جمهوری وقت
اما هشدار داد "تا زمانی که آن موضوع محقق نشود"، هیچ قدرتی نمی تواند آن را متوقف کند.
چندی بعد او ازدواج کرد
دیدگاهت چیه؟
این یک فکر خوب است.
او نظرات صادقانه خود را در مورد موضوع به اشتراک گذاشت.
فکری به خاطرم خطور کرد/ فکری به کله ام زد
نظرت در موردش چیه؟
او مدتی بود که توجهی به مکس نکرده بود.
از توجه شما ممنونم.
تصور می شود که/ گمان می رود که
تصور می شود که/ گمان می رود که
حرف اضافه نزن چرت و پرت نگو پرت و پلاهاتو تموم کن
واضح بود که او ناراحت است.
دستورالعمل ها واضح و آسان برای دنبال کردن بودند.
موفقیت او از نتایج آشکار بود
سیاست های شرکت شفاف و آسان برای درک هستند.
دلیل آشکار تأخیر، هوای بد بود.
قوانین صریح بودند و جای سردرگمی باقی نمی گذاشتند.
استعداد او از سنین پایین آشکار بود.
توضیح او شفاف و آسان برای دنبال کردن بود.
پیام بدون ابهام بود و هیچ شکی باقی نمی گذاشت.
لباس قرمز روشن او در جمع آشکار بود.
جواب همیشه در معرض دید بود.
نیت های او واضح مثل روز بود.
دستورالعمل ها کاملاً واضح بودند.
تصمیم واضح و آسان برای گرفتن بود.
مه صبح برطرف شد
برف را از جلوی درب پاک کن
جاده الان باز است
از اینجا گورت را گم کن!
یک فضای باز برای فرود
آنها آن سرزمین را از خانواده اش پاک کردند clear= قلع و قمع و کشتار
او آگاه است که . . .
او آگاه است که . . .
او آگاه است که . . .
چشمان کاملا باز
زیر آسمان آبی بدون ابر تو مسکو، تو روز رژه May Day ، با هواپیماها اقداماتی برای پراکندگی ابرها انجام میدن که حتمن رژه، under clear blue skies برگزار ...
او آگاه است که . . .
زیر آسمان آبی بدون ابر
هواپیما آنقدر ارتفاعش را بالا برد که بدون تماس با درختان از روی آنها رد شد. clear=بدون تماس با چیزی از آن رد شدن
پایان خوشایند
او امتحان را با موفقیت پشت سر گذاشت clear= از عهده چیزی ( کاری ) برآمدن
گلو صاف کردن ( اهم اهم )
پرش بدون اصابت
برای من بدیهی بود که او داشت دروغ میگفت
وجدان راحت
شما بایستی جاده رو از برف تمیز کنید.
یک خواننده بد میتواند اتاقی را ظرف چند دقیقه از مخاطب خالی کند.