نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
calling ghost: احضار روح
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i didn't notice any smoke: متوجه بوی دود نشدم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he can do just about anything: اون تقریباً می تونه هر کاری رو انجا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a point of doing something: تعمداً کاری را انجام دادن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this's it: 1 - دیگه وقتشه 2 - بسه دیگه کافیه د ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have you noticed any change in him: متوجه هیچ تغییری در رفتارش نشدی؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was pissed off: کلم کیری شد ( خیلی ناراحت شدم ) از ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll join you later: بعداً به شما ملحق می شم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
two burgers to take away please: دو همبرگر برای بیرون بردن ( می خواس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you want to hit the dance room now: میخای الان ب اتاق رقص بری ؟ hit=به ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he shook off the rain from his jacket: بارونو از روی ژاکتش تکوند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
good jewelry: جواهرات اصل
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it reminds me of something: منو یاد یه چیزی میندازه این
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
is it noon already: به این زودی ظهر شد؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wanna come in are you decent: من می خوام بیام تو. لخت که نیستی؟ ی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i called you a terrorist before: من که همین الان بهت گفتم تروریست
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pick a fair deal: برخورد منصفانه داشتن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the darkness: در تاریکی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on this point: در همین رابطه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she completely freaked out when she realized she had lost her passport at the airport: وقتی متوجه شد که پاسپورتش را در فرو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
having seen your film i presume your illness pneumonia: با مشاهده ی عکس ( ریه ) شما ، من فر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he bragged about screwing his ex: با افتخار می گفت با دوست دختر سابقش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i call that a bargain: من آن را یک معامله خوب می نامم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wondered why: مانده بودم که چرا. . .
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he knows how to handle difficult situations calmly: او می داند چگونه به آرامی با موقعیت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
struggling to nail push ups: داری تقلا می کنی که شنا رو درست بزن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
since he had never been on a roller coaster before he freaked out as soon as the ride started: چون تا به حال سوار ترن هوایی نشده ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he crawled his way to success: او با تلاش بسیار و قدم های سخت به م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am good: وقتی یکی یه چیزی بهتون تعارف کنه، ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
choose whatever you like from the menu: هر چیزی که دوست دارید از منو انتخاب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
earthquake hits kashmir: زلزله کشمیر را لرزاند
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a waiter came to take our plates away: یک پیشخدمت آمد که بشقاب هایمان را ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shake it off and try again: بی خیالش شو و دوباره امتحان بده!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have headache already: همین الانشم سرم درد میکنه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
decent price: قیمت قابل قبول و مناسب
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
offenseless: بدون تخلف یا تخطی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
simple call: درک ساده و ابتدایی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how can you presume to criticize me when you did the same thing yourself: چگونه می توانی جسارت کنی که از من ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
draw attention to: توجه را جلب کردن به
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bertha resent the way her boyfriend treated her: برسا بهش برخورد، آنجوریکه دوست پسرش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take suitable action in a situation: یک اقدام مناسب در یک شرایط
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm excited about the future and all the possibilities ahead: من برای آینده و تمام احتمالات پیش ر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they call him lucky: آنها او را "خوش شانس" می نامند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
board meeting notice: اطلاعیه جلسه هیت مدیره
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i screwed it up: گند زدم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he wondered who it was: خودشم نمی دونست ( ولی واقعا میخواست ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he dipped his brush in the paint: او قلم مویش را درون رنگ کرد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a fair deal: برخورد منصفانه داشتن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to point at: نشانه گرفتن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am freaked out: هول شدم فیوزم پرید
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the police took away my passport so l cant travel: پلیس پاسپورت منو گرفت بنابراین نمیت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she nailed her dance routine on stage: رقصش رو روی صحنه عالی اجرا کرد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was always very keen to point out my mistakes: او همیشه با علاقه ( یا وسواس ) اشتب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the teacher called on the student to answer the question: معلم دانش آموز را صدا زد تا به سوال ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the road ahead is long but we will get there: راه در پیش رو طولانی است، اما ما به ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have you noticed the new logo on the company website: آیا متوجه لوگوی جدید در وب سایت شرک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i noticed that you are a bad person: من متوجه شدم که تو آدم بدی هستی.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please get to the point we don't have much time: لطفاً سر اصل مطلب برو. ما وقت زیادی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we have a long journey ahead: سفر طولانی ای پیش رو داریم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
maybe you have noticed that he is a little quieter than usual: شاید متوجه شده اید که او کمی ساکت ت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i noticed that the price of gasoline has gone up again: من متوجه شدم که قیمت بنزین دوباره ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he called my name from across the room: او اسم من را از آن طرف اتاق صدا زد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's enough already: بسه برا حالا ( بچه ها بسه دیگه )
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's shake it off and go eat some food: بی خیال اون مسئله و بیا یه خرده غذا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she freaked out so badly after watching the horror movie that she couldn't sleep all night: بعد از دیدن فیلم ترسناک، آن قدر وحش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he pointed his gun at the deer: ( با تفنگش ) به سمت آهو نشانه گرفت.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
people accused of a crime are presumed innocent until proven guilty: افرادی که به جرمی متهم شده اند تا ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm freaked out: هول شدم فیوزم پرید
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
decent man: اصطلاحا به ادم پاک درستکار. ذات درس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a person or thing that is very popular or successful is a hit: یک شخص یا چیزی که بسیار محبوب یا مو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
takes unfair advantage of it: از آن سوء استفاده ناعادلانه می کند
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to deal with: کنار امدن با
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you want a hit: میخوای یه پک بزنی؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll bring it to your notice: به توجهتون میرسونم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the teacher took my mobile away until the end of the lesson: معلم تلفن همراه منو تا پایان کلاس ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the place was crawling with soldiers: محل پر بود از سربازها
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i resent that she ignored me: بهم برخورد که تحویلم نگرفت.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he nailed the job interview: مصاحبه ی کاری رو قشنگ قاپید.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please call me: لطفا . . . صدام بزنید
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i go to work even it's not a deal: می رم سرکار، با وجود این که مجبور ن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the speaker made some very good points about the economy: سخنران در مورد اقتصاد، چند نکته بسی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you must screw your courage to the sticking place and tell them the truth: باید شجاعتت را جمع کنی و حقیقت را ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no offense you: به شما برنخوره بدتون نیاد!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
soak it in cold water: آن را در آب سرد خیس دهید.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i got really freaked out and that's when it hit me: من واقعا جا خوردم و همون موقع دو زا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i tried to stay calm but when the lights suddenly went out i freaked out for a moment: سعی کردم آرام بمانم، اما وقتی چراغ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you discussed a good point: شما در مورد نکته ی خوبی بحث کردید
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he found his lost keys under the sofa: او کلیدهای گم شده خود را زیر مبل پی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
seventh wonder: عجایب هفتگانه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leave the key in the lock: بگذار کلید در قفل بماند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a capital offence: به معنای جرمی است که مجازات اعدام د ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he presumes on her good nature: او از ذات خوب او محرز سوء استفاده م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ask yourself questions about sth: از خود پرسیدن با خود گفتن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crack unit: واحد زبده و نخبه ( در واحدهای نظام ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can handle more than you think: تو از چیزی که فکر میکنی بیشتر "به د ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they crawled under the table: آنها چهار دست و پا رفتند زیر میز
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
and that nobody can ever take away: و این که هیچ کس نمی تواند دورمان کن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he claims he nailed her after the party: ادعا می کنه بعد از مهمونی باهاش خوا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to nail someone is to catch someone in a dishonest or illegal act: گرفتار کردن ( گیر انداختن ) کسی در ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
speeding is a traffic offense: سرعت زیاد رانندگی، یک تخلف ترافیکی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he just left what the hell: یهو رفت؟ این دیگه چی بود؟!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sitting in an armchair: نشستن روی مبل یکنفره
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the sale goes throughout of the june: فروش در سراسر ژوئن ادامه دارد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
but don't you think you should apologize to her: اما آیا فکر نمی کنید باید از او عذر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was wondering if you could come fill it with me: میخواستم بدونم که میتونی بیای با من ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
then it hits me: بعدش یهو دوزاریم افتاد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
although he had practiced driving many times he still freaked out during his driving test: با اینکه بارها رانندگی را تمرین کرد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
three take away one: سه منهای یک
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't know what's your deal: نمی دانم برنامه ات چیه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to hit someone or something with force: ضربه زدن به کسی یا چیزی با قدرت
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lets go to nail that gal: بیا بریم به اون دختره سیخ بزنیم سیخ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when would you like to go for a walk together: کی مایل هستی با هم بریم قدم بزنیم؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i think you're missing the main point of what i'm saying: فکر می کنم نکته اصلی حرف من را متوج ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please get to the point: لطفا برو سر اصل مطلب
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i began to crawl on my hands and knees toward the door: تا در شروع به خزیدن روی دست و زانوم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
people just freaked out when they heard the news: مردم وقتی خبر رو شنیدن، کلشون خراب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after finishing his presentation she asked quot are you through: بعد از اتمام ارائه اش، او پرسید: "آ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i didn't crack a book: من خوب نخواندم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grave offense: توهین جدی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the sale goes through the end of june: فروش تا پایان ژوئن ادامه دارد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was lying in bed: او روی تخت دراز کشیده بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what the hell are you saying: چه گوهی داری میخوری؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what the hell is going on here: اینجا چه خبره آخه؟!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she freaked out when she saw her final exam results thinking she had failed but she actually passed: وقتی نتایج امتحان نهایی اش را دید، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't see your point: حرفتو نمیفهمم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was wondering if you could turn down the music: ( داشتم فکر میکردم/ میخاستم بدونم ) ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
deal is off: قرار کنسله
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gotta hit the road: بزنیم به جاده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your voice still cracks: دورگه بودن صدا یا خروسک زدن صدا
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nail them: کارشو بسازیم ترتیب شو بدیم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
just she will take care of me: فقط اون ازم محافظت یا مراقبت یا. . ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
alice through the looking glass: آلیس در آن سوی آینه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to prove that someone is guilty of doing something: اثبات کردن این که کسی در انجام کاری ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there was a point though: هرچند حسنی هم داشت بی فایده هم نبود ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there is no point in asking amanda for advice: هیچ فایده ای ندارد که از آماندا مشا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do not squish that cockroach: سوسک ها را له نکنید!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's more likely to crack: به احتمال زیاد اعتراف میکنه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was wondering if you know of any good restaurants in the area: میخواستم بدونم شما رستورانهای خوبی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
got a beautiful breeze blowing through: نسیم زیبایی در میان ( لابه لای ) مو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a country in africa: کشوری در آفریقا
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you cool with that: موافقی؟ مشکلی نداری با این مورد؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was wondering if you could feed my cat: میخواستم بدونم میشه به گربم غذا بدی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
taken to the hospital: به بیمارستان برده شده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i will be dancing through the night: در طول شب خواهم رقصید
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was wandering if subject simple past: میخواستم بدونم میشه ( میتونی و . . ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crack the code: رمزگشایی کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have a meeting this afternoon but what the hell i want to be with you: عصر جلسه دارم ولی به ت*مم ( به جهنم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the street: در خیابان
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was wondering if i could borrow your phone: میخواستم بدونم میشه گوشیتو بهم قرض ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you single or taken: مجردی یا درگیر دوست دختر/دوست پسر ؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i did not crack a book: من خوب نخواندم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
all the things she said running through my head: تمام حرفایی که اون زد داره تو ذهنم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
once you're through with your homework we can go out: وقتی که تکالیفت را تمام کردی، می تو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
deal with stress: مقابله با استرس فایق آمدن بر استرس
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was wondering if you had a few minutes to talk: میخواستم بدونم چند دقیقه وقت داری ح ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i started working here in 2007: من ( در ) سال 2007 کار کردن اینجا ر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was watching the film through the kitchen window: اون فیلم رو از پنجره ی آشپزخونه نگا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you being ridiculous: داری مسخره بازی در میاری؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what's up man: چته/چت شده/چه مرگته، رفیق/مرد/برادر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
could you bring the clothes in for me: می توانید لباس ها را برایم به داخل ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crack sb up: به خنده انداختن خنداندن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i haven't seen him in years: من سالهاست او را ندیده ام.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've been through: من سختی کشیدم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the approach taken in this book: رویکرد اتخاذشده در این کتاب
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what's up guys: چه خبر/چه خبرها/چطور می گذره/چی می ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crack somebody up: به خنده انداختن خنداندن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have been through: من سختی کشیدم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we're going to italy in april: ما ( در ) آوریل به ایتالیا می رویم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they were walking through: آنها قدم میزدن از میان . . .
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a cup of coffee will do you good: یک فنجان قهوه برات خوبه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are half way through: شما نصف راه را طی کردین
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
riders in red robes: سوارکارانی با/دارای/ملبس به ردای سر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my bone is cracked in a car accident: استخوان من در یک تصادف رانندگی ترک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fresh air will do you good: هوای تازه برات خوبه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll meet you in ten minutes: ده دقیقه دیگه میبینمت
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
money earned through the work you do: پولی که شما به وسیله ی/به دلیل/از ر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look at the window its cracking: پنجره رو نگاه کن داره ترک میخوره ( ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you up for a movie: پایه یه فیلم هستی؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nobody was in when we called: وقتی ما وارد شدیم هیچکس در خانه نبو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fresh air is good for you: هوای تازه برات خوبه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hey what's up man: به به! چه خبر، داشی!؟ به به! کجایی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you smoke crack: کراک میکشی؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one through five: یک تا پنج
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
purple is the in color this spring: بنفش امسال بهار رنگ مد است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we'll figure it out: با هم حلش میکنیم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
whoa what's up my girl: وای! چش شده دخمل من!؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you being stingy: داری خسیس بازی در میاری؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dinner will be ready in ten minutes: شام تا ده دقیقه دیگر آماده می شود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he always cracks me up: او همیشه من را میخنداند
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when i am through with my homework: هروقت تکالیفم تموم شد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was kidding: شوخی کردم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a cup of coffee is good for you: یک فنجان قهوه برات خوبه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when are you through with it: کی تکالیفت تموم میشه؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you kidding me aren't ya: داری باهام شوخی میکنی، نه؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش