نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get in touch with something: درک و فهم چیزی نظیر احساسات و نگرش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
haven't you lost your touch: حستو از دست ندادی؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is otherwise normal: او از هر جهت دیگر نرمال است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get in touch with people: برو تو رابطه با مردم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
city blossoms: یک سازمان غیرانتفاعی است که هدف آن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his sad story touched us: داستان ناراحت کننده وی ما را متاثر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't go on until the final act: من تا اجرای آخر روی صحنه نمی روم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you fix the printer — i'm on it: می تونی پرینتر رو درست کنی؟ — الان ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unless otherwise stated: مگر اینکه خلاف آن ذکر شده باشد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a knock came on someone's door: درب خانه کسی کوبیده شدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't knock it till you try it: تا خودت امتحانش نکردی، ازش بدگویی ن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't knock online dating till you've given it a shot: تا آشنایی اینترنتی رو تجربه نکردی، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't knock the movie till you've seen it yourself: تا خودت فیلم رو ندیدی، نگو بد بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't knock country music till you've been to a live concert: تا به کنسرت زنده موسیقی کانتری نرفت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't knock my mom's cooking till you've tasted it: تا غذای مادرم رو نخوردی، نگو بدمزه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not to knock other film industries: از بقیه فیلمسازا بدگویی نمیکنم knoc ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
did you hear someone knock on the door: صدای کسی رو شنیدی که در می زد؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please knock before you enter: لطفاً قبل از ورود در بزنید.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i heard a strange knocking sound in the engine: یه صدای کوبیدن عجیبی تو موتور شنیدم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was such a creep: چه چشم چرونی بود
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take down him: ازپا درش بیار کلکشو بکن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the inflation rate has been creeping up to 28 percent: نرخم تورم مرحله به مرحله تا ۲۸ درصد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take down someone: کسی رو از پای دربیار کلک کسی رو بکن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a creepy old house: یک خانه قدیمی عجیب و ترسناک
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take down somebody: کسی رو از پای دربیار کلک کسی رو بکن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a takeaway is a meal you buy in a restaurant or shop to eat at home: یک وعده ی غذایی که از رستوران یا مغ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take him away: ببریدش
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she has a great deal of personality for me to handle: او شخصیت قابل احترام و بزرگی داره ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't wish to presume: من نمی خواهم جسارت کنم ( = پیشنهادی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a detestable person: شخص نفرت انگیز
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
police took down the suspected terrorist: پلیس تروریست مظنون را زمین گیر کرد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a suggestion although i have no right to: پیشنهادی را ارائه دهم اگرچه حق ندار ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was such a creep he was always staring at me in the canteen: چه چشم چرونی بود ، همیشه من رو میپا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take it down: نابودش کن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in british law you are presumed innocent until you are proved guilty: در قوانین انگلیس ، شما بی گناه فرض ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take down note: یادداشت برداشتن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he turned 21 last week: او هفته گذشته ۲۱ ساله شد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i learnt a great deal from her: من کلی چیز از او یاد گرفتم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this is gonna take me down: این داره داغونم میکنه. . . take do ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my son is turning five next month: پسرم ماه آینده پنج ساله می شود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i presume not: من احتمال نمی دم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am just joking: من فقط شوخی می کنم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
because of the state budget cuts local schools are facing serious problems: به دلیل قطع بودجه استان، مدرسه های ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take up glucose: جذب گلوکز ( توسط سلول )
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how will society deal with the growth in inequality and mounting environmental problems: چگونه جامعه با رشد نامتوازن و افزای ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the boat's captain is missing presumed dead: اخدای کشتی گم شده است ، فرض ( گمان ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can't believe she's already turning 18 this year: باورم نمیشه او امسال داره ۱۸ ساله م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they took no notice: متوجه نشدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what proportion of the urban land is taken up by private garden: چه میزان از زمین شهری توسط باغ خصوص ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can't deal with it: نمیتونم باهاش کنار بیام.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to do something successfully: انجام دادن کاری با موفقیت
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
problem definition: تعریف مسئله
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't want to take up your time: نمیخواهم وقت شما را بگیرم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the company is turning 50 next year so they're planning a big celebration: شرکت سال آینده ۵۰ ساله می شود، برای ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's your turn to speak: نوبت شماست که حرف بزنید.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i presume they're not coming since they haven't replied to the invitation: من تصور ( گمان ) می کنم ( که ) آنها ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how come you're an early bird today: چطوریه که امروز سحر خیزی؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
didn't i tell you not to smoke: مگه نگفتم بهت سیگار نکش؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it takes us to 6 months: تا ۶ ماه زمان میبره
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he never mentioned that he was married: او هرگز اشاره نکرد که ازدواج کرده.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was mine and mine alone: مگه بی صاحاب بود، فقط مال من بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm turning 45: دارم ۴۵ ساله می شم. turn= بالا رفت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm just joking: من فقط شوخی می کنم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how come we never talked about this stuff: چطوریاس که اصلا درباره این موضوع صح ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this job won't take up much time: این کار وقت زیادی نمیگیره
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
just to mention a few examples: فقط برای اشاره به چند مثال. . .
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
so far as that is concern: تا آنجائیکه به آن مربوط می شود
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how come you're here so early: چطور شده انقدر زود اینجایی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm turning 28 four months later: چهار ماه دیگه ۲۸ سالم میشه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are dr smith i presume: شما دکتر اسمیت هستید ، من درست حدس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll also mention any relevant data: من همچنین به هرگونه داده مرتبط اشار ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plants take up carbon dioxide from the air as part of photosynthesis: گیاهان دی اکسید کربن هوا را به عنوا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can't get over how well you look: نمی تونم ( بی تفاوت ) بگذرم از اینک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you calling me a lier: آیا تو من را دروغگو می پنداری؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's a personal matter: مسئله شخصیه.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in turn i will give you the book: در عوض این کتاب رو بهت میدم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
didn't i tell you not to do this so why did you do it: مگه نگفتم بهت این کارو نکن، پس چرا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she mentioned your name in the meeting: او در جلسه به نام تو اشاره کرد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you have to get over your work: باید از پس ( عهده ) کارت بر بیای.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't call that a meal: من این را غذا نمی دانم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
brazil takes up 50 percent of south america: برزیل ۵۰ درصد آمریکای جنوبی را گرفت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
something is a matter of doing something: انجام آن کار آسان است و به راحتی می ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how come didn't come to ceremony: برا چی نیومدی مهمونی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's presume you're right but it still doesn't make sense: بگذارید فرض کنیم که حق با شماست، ام ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can't get over sth: نمی تونم بگذرم ( از چیزی ) یعنی نمی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
did i mention going to see vicky on sunday: آیا اشاره کردم به اینکه می خواهم یک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do not smoke here do not smoke anywhere else for that matter: اینجا سیگار نکش، کلاً هیچ جا سیگار ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
phone calls took up most of my morning: تماس های تلفنی بیشتر وقت صبح من را ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how come you remembered me: چی شده یادی از ما کردی؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can't get over sb: نمی تونم بگذرم ( از کسی ) یعنی نمی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she didn't mention anything about the party: او درباره مهمانی چیزی اشاره نکرد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i just called to say merry christmas: من فقط بهتون سر زدم تا بگویم کریسمس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
didn't i say don't go there so why did you go: مگه نگفتم نرو آنجا پس چرا رفتی؟ ( ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
use a matter of fact tone when disciplining your children: از یک لحن یکنواخت و بی احساس استفاد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do not mention: نام نبرید
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's important that we get this message over to young people: مهم است که ما این پیام را به افراد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what is the presume of this math problem: فرض این مسئله ریاضی چیست؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
court cannot entertain matters that are already before another: دادگاه نمی تواند به موضوعاتی رسیدگی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the school bus stopped to take up pupils: اتوبوس مدرسه ایستاد تا دانش آموزان ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
everyone has a key how come you don't have one: همه کلید دارن. تو چطور نداری؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he will be executed eventually it's just a matter of days: او در نهایت محاکمه/اعدام خواهد شد ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
favorable mention: ذکر خیر
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's your decision: تصمیمش با توست تو تصمیم بگیر
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you who knows all about me why feign ignorance: حال من می دانی و خود را به نادانی ز ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this desk takes up too much room: این میز فضای زیادی را اشغال می کند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's taken up the post of supervisor: او پست سرپرستی را بر عهده گرفته است ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have already ordered: از قبل ( قبلا ) سفارش داده، الانم م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in a matter of hours: در ظرف چند ساعت
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wars never solve anything: جنگ ها هیچ وقت هیچ چیز را حل نمی کن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how come didn't that pick on you: چطو به تو گیر ندادن؟!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
why don't you mention it to him: چرا بهش تذکر نمیدی؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
jan was surprisingly matter of fact about her divorce: جنت بطور تعجب آوری بی احساس بود درب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
yet you ask why my skin has turned yellow: باز می پرسی چرا زرد می باشد رنگ پوس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm getting over the flu: من دارم این بیماری را پشت سر می گذا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i used to live in cottage formerly: قبلا ( نه از قبل ) تو کلبه زندگی می ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
never have i seen such pretty eyes: هرگز چنین چشمان زیبایی ندیده ام
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the minister took up office in december: وزیر در ماه دسامبر کار خود را آغاز ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
something matter: در جمله ای که matter به عنوان فعل ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how come she always get gets the good ones: چرا اون همیشه خوبارو تور میکنه؟ / چ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in a matter of a few days: در ظرف چند روز
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
more importantly do you have some business to take care of: مهمتر اینکه یه کاری داری که بهش رسی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after several trials they succeeded: پس از چندین کوشش، موفق شدند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm already doing my homework: همین الانش هم دارم تکلیفم رو انجام ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can tell you are faking it: معلومه داری نقش بازی می کنی.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's only a matter of time before he's forced to resign: دیر یا زود مجبور به کناره گیری می ش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll mention it to her when i see her tomorrow: وقتی فردا ببینمش ، این رو بهش می گم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we are certain that he will get over his illness: ما مطمئن هستیم که او ( بسلامت ) از ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he school took the matter up with the police: مدرسه موضوع را با پلیس مطرح کرد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the struggle for freedom continues: کوشش برای آزادی ادامه دارد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we should always try to raise matter issues: همیشه باید سعی کنیم موضوعات مهم را ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clothes care lable: برچسب روشهای نگهداری از البسه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can we go already: میشه دیگه بریم؟ ( تا الان باید می ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he just got out of the joint: تازه از زندان اومده بیرون. joint= ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they're upset that you didn't call but they'll get over it: ازینکه تماس نگرفتی ناراحتن، اما ازی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take up an idea: مطرح کردن یک ایده.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you drove a hundred secret arrows into my heart: در میان سینه ام صد تیر پنهانی زدی.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've never heard anything so ridiculous: من هرگز چیزی اینقدر مسخره نشنیده بو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was panting from the exertion: او از شدت کوشش ( تلاش فیزیکی یا ذهن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have to take it up with my manager: باید با مدیرم در این مورد مشورت کنم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm all devotion: قربونت برم من
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
black lives matter: زندگی سیاه پوستان ارزش دارد ( جنبش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come on already: بیا دیگه زود باش دیگه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let’s grab a bite at that burger joint: بیا یه چیزی بخوریم تو اون همبرگر فر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll never make you feel alone: هرگز اجازه نمیدم اِحساسِ تنهای بکنی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i could care less: سر سوزن برارم اهمیتی نداره
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it took him years to get over the shock of his wife dying: سال ها طول کشید تا با غم ( شوک ) مر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she snapped at her friend over a small issue: سر یه موضوع کوچیک، یهو به دوستش پرخ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he lit up a joint and started talking: یه جُوینت ( سیگار دست پیچ حاوی ماری ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
out already: دِ برو بیرون دیگه!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the leader snapped during the live interview: رهبر در طول مصاحبه ی زنده کنترلش رو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
people wondered at such bravery: مردم از یک چنین شجاعتی در شگفت شده ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that joint was packed last night: دیشب اون پاتوق پر بود از آدم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at last he would really show them: بالاخره حسابی نشونشون می داد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he snapped after hearing the accusation: بعد از شنیدن اون اتهام از کوره در ر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she felt deeply wronged after the unfair judgment: پس از حکم ناعادلانه، او احساس ظلم ع ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
just stop already: بس کن دیگه! ( حوصلم رو سر بردی )
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wonder you were so patient: من متحیر بودم که تو اینقدر صبور بود ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am your servant: چاکرتم من مخلصتم من
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we must strive for excellence: باید برای تعالی کوشش کنیم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to pursue a matter later or further: پیگیری کردن موضوع/مسئله ای . . . م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the two opposing points of view: دو نظر و دیدگاه مخالف
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
call me when you got there no matter what the time is: وقتی رسیدی اون جا بهم زنگ بزن ، هر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i haven't seen her since last monday: من او را از دوشنبه گذشته تاکنون ندی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wondered what was on her mind: من در فکر بودم که چه چیزی در ذهن او ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm your servant: چاکرتم من مخلصتم من
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was only just getting over the flu when she got a stomach bug: تازه داشت آنفولانزا را شکست میداد ( ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his attempt to climb the mountain failed: کوشش او برای فتح کوهستان ناموفق بود ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they have taken up against us: آنها علیه ما میخواهند قیام کنند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ask for support when needed: در صورت نیاز از دیگران درخواست حمای ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the bricklayer spent the day pointing the old garden wall: بنا تمام روز را صرف بندکشی دیوار با ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this scientific endeavor could change the world: این کوشش علمی می تواند جهان را تغیی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take up something: شروع کردن کاری
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ask him: از او بخواه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a really haunted house: یک خانه واقعاً جن زده یک خانه تسخیر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the dog sometimes snaps at my finger: سگ گاهی اوقات انگشت مرا به دندان می ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't wrong others just to get what you want: برای بدست آوردن آنچه می خواهی به دی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she ran ahead of the others: او جلوتر از بقیه دوید.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was wronged by his business partners and lost a lot of money: او توسط شرکای تجاری خود مورد ظلم قر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he moved here in 2010 and has lived here ever since: او در سال ۲۰۱۰ به اینجا نقل مکان کر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he can't really move: اصلاً نمی تواند حرکت کند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it took her months to get over michael when he ended the relationship: زمانی که مایکل به این رابطه پایان د ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the wonders of nature: عجایب طبیعت
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i turned 19 a month ago: یک ماه قبل 19 ساله شدم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the train is ahead of schedule: قطار جلوتر از برنامه است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we need to get the back wall repointed before winter: باید قبل از زمستون بندهای دیوار پشت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's wrong to judge someone based on appearances: اشتباه است که فردی را بر اساس ظاهر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she has already gone to bed: او به رختخواب رفته است. ( قبل از ای ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i will turn 19 tomorrow: فردا 19 ساله می شوم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was speechless with wonder: او از بهت و شگفتی لال شده بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
since you are not interested we will talk about something else: چون شما علاقه ای ندارید، ما درباره ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she put a lot of effort into her studies: او کوشش زیادی در تحصیلش کرد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what do you really think about it: واقعا چه فکری درباره آن می کنی؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to take up the fight: تن دادن به مبارزه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's leaking already: "هنوز هیچی نشده" داره چکه میکنه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can't get over how much i enjoy here: من نمیتونم فراموش کنم چقدر اینجا لذ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
since it's raining: چونکه باران می بارد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after the bricks are set you should point the joints neatly: بعد از چیدن آجرها باید درزها رو مرت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you got the answer wrong: پاسخ را اشتباه گرفتید.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm really sorry: من واقعا متاسفم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wonder never cease: به حق چیزای ندیده و نشنیده
٥ ماه پیش