نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
reactive: آدم منفعل. منظور آدمی است که مدام ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
ethnic: قوم ( اسم )
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
placement test: آزمون تعیین سطح
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pastor: کشیش کلیسای پروتستان
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
bridge: کم کردن یا حذف فاصله بین دو چیز [فع ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
take sb on: استخدام کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep ahead: پیش تاز بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
keep ahead: پیش تاز بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
labrador: نوعی سگ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
labrador: نوعی سگ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
doom: محکوم بودن به
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
doom: محکوم بودن به
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you make it: آیا می تونی بیای
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
can you make it: آیا می تونی بیای
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
im afraid: متاسفم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be mad about: دیوونه چیزی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
be mad about: دیوونه چیزی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get to: شروع کردن = to start
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
it seems to me: اینطور به نظرم میاد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
it seems to me: اینطور به نظرم میاد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
it's up to me: به خودم بستگی داره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
there is no point: هیچ دلیلی نداره که . . .
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep your temper: خونسردی خود را حفظ کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
keep your temper: خونسردی خود را حفظ کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm not bothered: اهمیت نمیدهم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i'm not bothered: اهمیت نمیدهم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm not bothered about: به . . . اهمیت نمیدم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i'm not bothered about: به . . . اهمیت نمیدم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mind your head: مراقب سرت باش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
mind your head: مراقب سرت باش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
togo: مانده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
togo: مانده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not over yet: هنوز تمام نشده است
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
not over yet: هنوز تمام نشده است
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
care about: اهمیت دادن به
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you seem miles away: به نظر خیلی پرت میای
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you seem miles away: به نظر خیلی پرت میای
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
reconstructionist: نواندیش. کسی که به ایجاد بنیان های ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
private ownership: مالکیت خصوصی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
reactive: آدم منفعل. منظور آدمی است که مدام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reactive: آدم منفعل. منظور آدمی است که مدام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep me in the loop: مرا در جریان بگذارید
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
keep me in the loop: مرا در جریان بگذارید
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pastor: کشیش کلیسای پروتستان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pastor: کشیش کلیسای پروتستان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین پیشنهاد

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fattening: چاق کننده Likely to make you fat
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fattening: چاق کننده Likely to make you fat
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
beef stock: آب گوشت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
beef stock: آب گوشت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
stock: stock در آشپزی شامل آب گوشت، ماهی، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
stock: stock در آشپزی شامل آب گوشت، ماهی، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
table manner: آداب غذا خوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
off: کاهش قیمت ( متداول در فروشگاه ها )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
off: کاهش قیمت ( متداول در فروشگاه ها )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
lie in: بیشتر در رختخواب ماندن I always hav ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
sleep like a log: log در اینجا به معنی کنده درخت ( تن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
restless night: شبی که نتوان در آن به خوبی خوابید
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
restless night: شبی که نتوان در آن به خوبی خوابید
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
boot: صندوق عقب اتومبیل
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bitterly cold: بسیار سرد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
bitterly cold: بسیار سرد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
happen to: صورت گرفتن عملی به طور اتفاقی مثال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
happen to: صورت گرفتن عملی به طور اتفاقی مثال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
extreme sport: ورزش هیجان انگیز و پرخطر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
extreme sport: ورزش هیجان انگیز و پرخطر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ravioli: پاستای ایتالیایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ravioli: پاستای ایتالیایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
expedition: سفر تحقیقاتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
accomplish: دستاورد داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
accomplish: دستاورد داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٥,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ١,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٢٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

اولین دیسلایک کردن

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

اولین لایک کردن

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
degradation: [مهندسی مکانیک و مواد] افت خواص
٢ سال پیش
نوع مدال

تکمیل درباره من

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
wrap up: خلاصه ی نکات مهم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
trouble: دردسر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
coach: اتوبوس مسافرتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
get in: رسیدن ( اتوبوس، قطار و . . . )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
connecting flight: پرواز اتصال دهنده ( تعویض هواپیما ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
connecting flight: پرواز اتصال دهنده ( تعویض هواپیما ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
turn up: رسیدن ( به مکانی مشخص )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
meant to: قرار بود که
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come out: ناپدید شدن مثال: I hope the stain ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lock out: پشت درب ماندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
lock out: پشت درب ماندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
inland: به طرف خشکی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
inland: به طرف خشکی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
clue: not have a clue نداشتن نظر پیرامون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
fascinating: بسیار جذاب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
gorgeous: بسیار زیبا و دوست داشتنی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crashing sound: سر و صدای بلند
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
hike: پیاده روی طولانی ( کوه، جنگل و . . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
depend on: depend on دو معنی دارد: 1 - وابسته ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fit: ورزیده [adj]
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get in shape: ورزیده شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get in shape: ورزیده شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
capsule wardrobe: گنجه ای از لباس های به روز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
capsule wardrobe: گنجه ای از لباس های به روز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
elegant: موزون و زیبا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
elegant: موزون و زیبا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
outfit: ست کامل لباس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
turn: رسیدن به سن خاص My son's just turne ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
a great deal: خیلی زیاد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
a great deal: خیلی زیاد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
landsat: ماهواره تحقیقاتی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bang a nail: کوبیدن میخ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bang a nail: کوبیدن میخ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
parcel: بسته
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
parcel: بسته
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
break up: چند پاره کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go into hospital: در بیمارستان بستری شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
go into hospital: در بیمارستان بستری شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
operating theatre: اتاق عمل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
operating theatre: اتاق عمل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
remit: وظیفه شغلی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
remit: وظیفه شغلی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
out of bounds: ورود ممنوع
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
out of bounds: ورود ممنوع
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
decency: آداب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
break: زمان استراحت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
placement test: آزمون تعیین سطح
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
come up with: 1 - به نتیجه ای رسیدن 2 - تامین کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ship: ارسال محموله
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
ship: ارسال محموله
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
take out: قرارداد رسمی بستن ( با بانک، بیمه و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
total insurance: بیمه خسارت کلی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lets get this done: بیایید انجامش بدیم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you care: آیا برات مهمه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
do you care: آیا برات مهمه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
perm: فر کردن مو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
perm: فر کردن مو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
jail: بازداشتگاه ( مخصوص مجازات های کوتا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
jail: بازداشتگاه ( مخصوص مجازات های کوتا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
deliberately: با برنامه ( با نقشه قبلی )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
deliberately: با برنامه ( با نقشه قبلی )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
suspect: مظنون ( اسم )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
suspect: مظنون ( اسم )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the prosecution: وکلای شاکی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
the prosecution: وکلای شاکی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the defence: وکلای متهم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the defence: وکلای متهم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
reach an agreement: به توافق رسیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
reach an agreement: به توافق رسیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
front desk: میز پذیرش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
concierge: مسئول راهنمایی مسافران در هتل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
concierge: مسئول راهنمایی مسافران در هتل
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you happen to know: آیا احتمالا میدونید که . . . ؟
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
do you happen to know: آیا احتمالا میدونید که . . . ؟
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
over to you: نوبت شماست
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
over to you: نوبت شماست
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how do you go about it: چطوری با این قضیه برخورد می کنید؟
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scrunch up: ریز و مچاله کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
scrunch up: ریز و مچاله کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dumb: احمقانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
dumb: احمقانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
stuff: کار ( فعالیت های مختلف )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
freshen up: آبی به سر و صورت زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
board a flight: به پرواز رسیدن get on a flight
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
customs and immigration: بخش گمرکی مهاجرت ( در فرودگاه یا . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
customs and immigration: بخش گمرکی مهاجرت ( در فرودگاه یا . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
cant help: can't help=can't avoid مثال: I can ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
quite a while: زمانی نسبتا طولانی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
quite a while: زمانی نسبتا طولانی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
two heads are better than one: عقل قوت گیرد از عقل دگر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
two many cooks spoil the broth: آشپز که دو تا شود، آش یا شور می شود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
backup: ایجاد ترافیک سنگین If traffic backs ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
stall: خراب شدن موتور ( اتومبیل، هواپیما و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
garage: پارکینگ خودرو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
garage: پارکینگ خودرو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
come by: دیدار کوتاهی داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
come by: دیدار کوتاهی داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
come down: ختم شدن به
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
break the mould: هنجارشکنی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
break the mould: هنجارشکنی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bet: گزینه مطلوب ( در مکالمه ) Your bes ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
bet: گزینه مطلوب ( در مکالمه ) Your bes ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come out at: قیمت این مقدار می شود
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on display: در معرض نمایش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
on display: در معرض نمایش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
develop a film: ظاهر کردن عکس از فیلم دوربین
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
develop a film: ظاهر کردن عکس از فیلم دوربین
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
marvellous: معرکه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
marvellous: معرکه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
mock: شبیه سازی شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ground: زمین ورزشی مثلا ( A football groun ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
speed away: با سرعت دور شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
speed away: با سرعت دور شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
athletics: مسابقه دو و میدانی
٢ سال پیش
١