آرمین مظاهری

آرمین مظاهری دانشجوی دکتری مهندسی مکانیک

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



pastor١١:٣١ - ١٣٩٩/١٠/٢٤کشیش کلیسای پروتستانگزارش
5 | 1
keep me in the loop١٨:٥٧ - ١٣٩٩/٠٩/٢٢مرا در جریان بگذاریدگزارش
14 | 1
reactive١٩:١١ - ١٣٩٩/٠٩/٠٩آدم منفعل. منظور آدمی است که مدام تحت تاثیر عوامل بیرونی قرار می گیرد.گزارش
18 | 1
private ownership١٣:٢٣ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦مالکیت خصوصیگزارش
2 | 1
read up on١٢:٥٨ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦مطالعه زیاد داشتنگزارش
2 | 1
reconstructionist١١:٤٠ - ١٣٩٩/٠٨/٢٣نواندیش. کسی که به ایجاد بنیان های نو در علوم مختلف باور داردگزارش
5 | 1
you seem miles away١٤:٤٦ - ١٣٩٨/٠٨/١٦به نظر خیلی پرت میایگزارش
16 | 0
care about١٢:٢٥ - ١٣٩٨/٠٤/٠٢اهمیت دادن بهگزارش
147 | 0
not over yet١٢:٠٦ - ١٣٩٧/١٢/٠٢هنوز تمام نشده استگزارش
32 | 1
togo١٢:٠٥ - ١٣٩٧/١٢/٠٢ماندهگزارش
97 | 1
mind your head١٢:٢٨ - ١٣٩٧/١٠/٠٩مراقب سرت باشگزارش
32 | 1
i'm not bothered about١١:٥٠ - ١٣٩٧/١٠/٠٩به . . . اهمیت نمیدمگزارش
21 | 1
i'm not bothered١١:٤٩ - ١٣٩٧/١٠/٠٩اهمیت نمیدهمگزارش
18 | 1
keep your temper١٢:٣٩ - ١٣٩٧/١٠/٠٨خونسردی خود را حفظ کردنگزارش
41 | 1
there is no point١٢:٣٦ - ١٣٩٧/١٠/٠٨هیچ دلیلی نداره که . . .گزارش
53 | 1
it's up to me١٢:١٠ - ١٣٩٧/١٠/٠٥به خودم بستگی دارهگزارش
32 | 1
it seems to me١١:١٧ - ١٣٩٧/١٠/٠٤اینطور به نظرم میادگزارش
90 | 1
get to١٢:٢٨ - ١٣٩٧/١٠/٠٣شروع کردن = to startگزارش
41 | 3
be mad about١٢:١٧ - ١٣٩٧/١٠/٠٣دیوونه چیزی بودنگزارش
32 | 0
im afraid١٠:٤٦ - ١٣٩٧/١٠/٠٣متاسفمگزارش
14 | 1
can you make it١٠:٣٩ - ١٣٩٧/١٠/٠٣آیا می تونی بیایگزارش
99 | 1
doom١٢:٥٤ - ١٣٩٧/٠٩/٢٩محکوم بودن بهگزارش
60 | 1
labrador١٩:٢٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢٨نوعی سگگزارش
85 | 1
keep ahead١٩:٢٠ - ١٣٩٧/٠٩/٢٦پیش تاز بودنگزارش
67 | 1
take sb on١١:٤١ - ١٣٩٧/٠٩/٢٤استخدام کردنگزارش
55 | 1
orient١٣:٠٥ - ١٣٩٧/٠٧/٢٢جهت دهی کردنگزارش
41 | 1
bridge١٨:٠٤ - ١٣٩٧/٠٧/١٥کم کردن یا حذف فاصله بین دو چیز [فعل]گزارش
90 | 6
front man١٢:٤١ - ١٣٩٧/٠٦/١٨طرف صوری ( فرد متظاهر )گزارش
30 | 1
passage١٢:١٧ - ١٣٩٧/٠٦/١٨قطعه ای از متنگزارش
237 | 2
earl١٢:٠١ - ١٣٩٧/٠٦/١٨دارای مرتبه بالای اجتماعیگزارش
44 | 1
fake١٦:٤٦ - ١٣٩٧/٠٦/١٥جعلیگزارش
51 | 3
fraudster١٦:٤٤ - ١٣٩٧/٠٦/١٥متقلبگزارش
30 | 1
nonprofit١١:٠٤ - ١٣٩٧/٠٦/١٥خیریهگزارش
69 | 1
utility pole١٩:٥٨ - ١٣٩٧/٠٦/١٠تیرهای شهری ( تیر برق، تیر تلفن و . . . )گزارش
44 | 1
go viral١١:٣٤ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧به سرعت فراگیر شدن در فضای مجازیگزارش
78 | 1
cook from scratch١١:٢٨ - ١٣٩٧/٠٥/٢٣آشپزی بدون نیاز به دستور پختگزارش
7 | 1
tv dinner١١:٢١ - ١٣٩٧/٠٥/٢٣غذای آماده ( صرفا نیاز به گرم کردن دارد )گزارش
30 | 1
broken١١:٠٤ - ١٣٩٧/٠٥/٢٣اگر وسایل نقلیه مانند اتومبیل، وانت و . . . از کار بیوفتند از صفت broken down یعنی "خراب " استفاده می شود برای سایر وسایل برقی مانند رادیو، تلویزیون ... گزارش
122 | 1
broken down١١:٠٣ - ١٣٩٧/٠٥/٢٣اگر وسایل نقلیه مانند اتومبیل، وانت و . . . از کار بیوفتند از صفت broken down یعنی "خراب " استفاده می شود برای سایر وسایل برقی مانند رادیو، تلویزیون ... گزارش
53 | 1
equate١٢:١٠ - ١٣٩٧/٠٥/١٧معادل دانستنگزارش
34 | 1
philly١٠:٤٧ - ١٣٩٧/٠٥/١٦ایالت فیلادلفیا آمریکا ( در محاورات به جای Philadelphia )گزارش
14 | 1
settlement١٠:٤١ - ١٣٩٧/٠٥/١٦سرزمین جدید گزارش
14 | 2
strike out on my own١٩:٥٨ - ١٣٩٧/٠٥/١٥مستقل شدن از دیگرانگزارش
12 | 1
extreme sports٢٠:٢٣ - ١٣٩٧/٠٥/١٠ورزش های هیجان انگیز و پرخطرگزارش
53 | 0
instructor١٢:٢١ - ١٣٩٧/٠٥/١٠مربیگزارش
76 | 2
get through٢٠:٢١ - ١٣٩٧/٠٥/٠٩به پایان رساندن یک تجربه یا دوره ناخوشایندگزارش
138 | 1
compose١٩:٥٦ - ١٣٩٧/٠٥/٠٩آهنگ ساختنگزارش
76 | 2
appreciation١٩:٥٣ - ١٣٩٧/٠٥/٠٩حس خوبگزارش
37 | 4
trivia١١:٥٢ - ١٣٩٧/٠٥/٠٩اطلاعات مفصل ( پر از جزئیات )گزارش
85 | 4
run into١٤:٤٥ - ١٣٩٧/٠٥/٠٨به طور تصادفی ملاقات کردنگزارش
161 | 1