pastor

/ˈpæstər//ˈpɑːstə/

معنی: چوپان، شبان، شبانی، پیشوای روحانی، شعر روستایی
معانی دیگر: کشیش، رهبر روحانی، مرشد
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a minister or priest in charge of a church or congregation.

جمله های نمونه

1. He was a pastor who trusted in the Lord who lived to preach.
[ترجمه ترگمان]او یک کشیش بود که به خداوندی که برای موعظه زندگی می کرد اعتماد داشت
[ترجمه گوگل]او یک کشیش بود که در پروردگار که به موعظه زندگی میکرد اعتماد میکرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The pastor requested the women present to join him in prayer.
[ترجمه ترگمان]کشیش از زنان خواست تا در نماز به او بپیوندند
[ترجمه گوگل]کشیش از زنان حاضر در دعا دعوت کرد تا به او بپیوندند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. In 196 Pastor Albertz took over from him as governing mayor.
[ترجمه ترگمان]در سال ۱۹۶ کشیش albertz از او به عنوان شهردار منصوب شد
[ترجمه گوگل]در سال 196 پاستور آلبرتز از او به عنوان شهردار حاکم برکنار شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. As a pastor, my job is to help and to heal the hurting person, even if you disagree with him.
[ترجمه ترگمان]به عنوان یک کشیش، وظیفه من کمک و درمان فرد آسیب دیده است، حتی اگر با او مخالف باشید
[ترجمه گوگل]به عنوان یک کشیش، کار من این است که برای کمک به بیمار و بیمار، حتی اگر شما با او مخالف باشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Of the pastor, his wife and the baby there had been nothing left but a memory.
[ترجمه ترگمان]از پیشوای روحانی، همسرش و بچه چیزی جز یک خاطره باقی نمانده بود
[ترجمه گوگل]از کشیش، همسر و کودکش چیزی جز حافظه نداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. According to Marie Pastor, Macchio was torn between his girlfriend, Phyllis, who became his wife, and his career.
[ترجمه ترگمان]به گفته ماری پاستور، Macchio بین دوست دخترش، فیلیس، که همسر او و شغلش شد، از هم جدا شد
[ترجمه گوگل]به گفته ماری پاستور، مک کیو بین دوست دخترش، فیلیس، که به همسرش و حرفه اش تبدیل شده بود، پاره شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Disagreements about assigned places were quickly settled by Pastor Braun, who usually got people to trade amicably.
[ترجمه ترگمان]اختلافاتی که در مورد مناطق اختصاص داده شده به سرعت توسط کشیش براون مستقر شده بود که معمولا افراد را به طور دوستانه به تجارت می برد
[ترجمه گوگل]اختلاف نظر در مورد مکان های تعیین شده توسط Pastor Braun، که معمولا مردم را به تجارت دوستانه برگرداند، به سرعت حل شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. She asked the pastor, Will you lobby big business and the Legislature and get them to raise wages for women?
[ترجمه ترگمان]او از کشیش پرسید: آیا شما کار بزرگ و مجلس مقننه را لابی می کنید و آن ها را برای بالا بردن دستمزدها برای زنان استخدام می کنید؟
[ترجمه گوگل]او از پرستار خواسته بود، آیا شما کسب و کار بزرگ و مجلس قانونگذاری را لابی می کنید و آنها را برای افزایش دستمزد برای زنان آماده می کنید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Richard Baxter appointed Mr. Baldwin his successor as pastor of the believers in Kidderminster.
[ترجمه ترگمان]ریچارد باکستر، جانشین خود را به عنوان کشیش مومنان در Kidderminster منصوب کرده است
[ترجمه گوگل]ریچارد باکستر آقای بالدوین جانشین او را به عنوان کشیش مؤمنان در Kidderminster منصوب کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. In the former, the pastor or bishop or pope dictated terms, and the faithful responded or were punished.
[ترجمه ترگمان]در سابق، کشیش یا اسقف یا پاپ شرایط را دیکته می کرد، و مومنان واکنش نشان می دادند و یا مجازات می شدند
[ترجمه گوگل]در اولی، کشیش یا اسقف یا پاپ قوانین را دیکته کرد و مؤمنان پاسخ دادند یا مجازات شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The whereabouts of Pastor Tokes remained unclear, amid unconfirmed reports that he had been murdered.
[ترجمه ترگمان]محل کشیش Tokes هنوز مشخص نیست، در حالی که گزارش های تایید نشده حاکی از آن است که او به قتل رسیده است
[ترجمه گوگل]محل سکونت پاستور Tokes هنوز مشخص نیست، در میان گزارش های تأیید نشده است که او کشته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Pastor Hans Simon preached on the unlikely text that the Sabbath was made for man, not man for the Sabbath.
[ترجمه ترگمان]کشیش هانس سیمون در متن غیر محتمل سخنرانی می کرد مبنی بر اینکه روز سبت برای انسان ساخته شده است، نه انسان برای روز سبت
[ترجمه گوگل]پاستور هانس سایمون در متن غیرقابل اعتماد موعظه می کند که سبت برای مرد ساخته شده است، نه انسان برای سبت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Oengo chose to become a pastor, and left his university post without compensation.
[ترجمه ترگمان]Oengo انتخاب کرد که کشیش شود، و پست دانشگاهی خود را بدون غرامت ترک کرد
[ترجمه گوگل]اونگو تصمیم گرفت برای تبدیل شدن به یک کشیش و پست دانشگاه خود را بدون جبران خسارت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Pastor also received no contribution from the organization.
[ترجمه ترگمان]پاستور همچنین هیچ کمکی از سازمان دریافت نکرد
[ترجمه گوگل]پاستور همچنین هیچ کمک از سازمان دریافت نکرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

چوپان (اسم)
herder, rancher, herdsman, ranchero, shepherd, pastor, neatherd, sheepherder

شبان (اسم)
presbyter, shepherd, pastor, looker

شبانی (اسم)
pastor

پیشوای روحانی (اسم)
pastor

شعر روستایی (اسم)
pastor

به انگلیسی

• priest, clergyman, parson; spiritual leader, spiritual guide
a pastor is a member of the clergy in some protestant churches.

پیشنهاد کاربران

کشیش کلیسای پروتستان
راهب
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما