آریا بهداروند

آریا بهداروند

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



پسه١٦:٣٦ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی پسته. شکسته Pesehگزارش
2 | 0
پسته١٦:٣٤ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی خورد شده. ناقص. پسته اشاره به دهن باز بودن پسته دارد Pestehگزارش
9 | 0
یی در١٦:٣٢ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی مستراح معمولا مستراح را دور از اتاق ها می ساختند و علامت آن اتاقی با یک در ، در گوشه ای از حیاط بود یی::یک در EA Dari گزارش
0 | 0
راستان١٥:٤٨ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥راستان::درستکاران. راستگویان در زبان لری بختیاری به معنی به دوره ای رویایی در قدیم اشاره دارد که مردم به هم دروغ نمی گفتند دوره ی راستان::دوره ی ... گزارش
14 | 1
راست١٥:٣٧ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥راست :در زبان لری بختیاری باتلفظ راس ras راستن*راسن*::در زبان لری بختیاری به معنی راست می گوید. درست Rasten. rasen راسی::راستیrasi راستون::راستا ... گزارش
12 | 1
بیمار١٥:٢٧ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی بی::بدون مار::مادر. خور ز مار بیو وا مو::خواهر زاده مادرم بیا با من در پارسی پهلوی مار::سلامتی بیمار::بدون سلامتیگزارش
23 | 2
داییک١٥:٢١ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به جای مادر ، ، دا. دی. مار. داک داکم بخوه::مادر من بخواه داک::مادر پشتیبانdak دا::مادرda دی::مادرdae مار::مادر mar دی*دده*::خو ... گزارش
2 | 0
فکر١٣:٣٥ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری کلمه فرگ کاربرد دارد فر::شکوه. بلند. بزرگی گ::گاه. گه. جایگاه. محل. ferg فرگ::جایگاه بلند. جمله لری فرگان ری یک اریزیم::فکرهای ... گزارش
44 | 3
بهمن١٣:١٩ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥به::بهترین من::منش. فکر. اندیشهگزارش
39 | 2
لاز١٣:١٧ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی نشانه. خال. بخشی از پشم که رنگش با بقیه متفاوت باشد Lazگزارش
2 | 0
لامرد١٣:١٤ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی جای نشتن مردان بزرگ. ریش سفید. لامرد*لامردون* Lamerd لا::میان. دره میان دوکوه. بهون*سیاه چادر* در زبان لری بختیاری ب ... گزارش
21 | 1
لار١٣:٠٦ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی تن. جسم Larگزارش
12 | 0
لاهیز١٣:٠٤ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی باران تند Lahizگزارش
0 | 0
لبک١٣:٠٢ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی مژه نه تلخ و نه شیرین Labakگزارش
0 | 1
لبگشت١٣:٠١ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی نسیم. باد ملایم Lebgashtگزارش
0 | 0
لپ١٢:٥٩ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی لبه. کناره Lepگزارش
9 | 1
لت١٢:٥٦ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی بخشی از سیاه چادر که با موی بز است. قطعه Latگزارش
9 | 1
لته١٢:٥٥ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی درختی شبیه ارژن با میوه های ریز مانند گلابی . پوست بادام تر Letehگزارش
2 | 1
لته١٢:٥٣ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی آنکه لکنت زبان دارد Lotehگزارش
0 | 1
لیر١٢:٥١ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی اتاق قدیمی. آغل Lirگزارش
2 | 0
لرز١٢:٤٩ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی لرزش. لرزه. توو لرز::تب و لرز. تب شدید Larzگزارش
2 | 0
لسم١٢:٤٦ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی فلج. لهم Lasmگزارش
32 | 0
لشت١٢:٤٤ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی گوشه ، لبه قالی. Loshtگزارش
5 | 0
لشتک١٢:٤٣ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی به جوش آمدن آب Lashtakگزارش
0 | 0
لش١٢:٤٢ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی سست. بیحال. لشت Lashگزارش
21 | 1
لغر١٢:٤٠ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی سبکسر. لوس Leqerگزارش
2 | 1
لغز١٢:٣٨ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی مسخره کردن. Loqozگزارش
7 | 1
لغ لغ١٢:٣٧ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی لک لک لغ::سست. شل پرنده ای که پاهای لرزان دارد و برای تعادل یک پا را بالا می گیرد Laq laqگزارش
0 | 0
لغ١٢:٣٤ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی سست. شل Laqگزارش
0 | 0
لشک١٢:٣٣ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی شاخه ی درخت Leshk لشک*لک. لشکه*گزارش
9 | 0
لغد١٢:٣١ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی لگد لغد*لغه* Laqadگزارش
2 | 0
لف١٢:٣٠ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی باد و باران تند. شدید. سیلاب لف*لف او* Lefگزارش
12 | 1
لقومین١٢:٢٨ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥نام مرد در زبان لری بختیاری به معنی گیاهی که در کنار آب می روید لقومی *لقومین. لگم* Laqominگزارش
0 | 0
لگم١٢:٢٥ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی گیاهی که در کنار آب می روید لگم*لغم* Lagom. laqomگزارش
0 | 0
لک١٢:١٨ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی بالا. سوراخ . شکاف. رها کردن Lak::بالا Lek::شکاف. تاقچه کوچک. لیک Lek::لکر. کر. رها کن. lekr لک دار::بالای درختlak ... گزارش
53 | 6
لیلک١٢:٠٩ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی لک لک لی::لی لی. لنگ. پا لک::لنگ. بالا. پا لی لک::پرنده ای که در حالت لی لی ایستاده لی لک ::پرنده ای که یک پای خو ... گزارش
0 | 0
لیلغ١١:٥٩ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی لک لکگزارش
0 | 0
لیلاغ١١:٥٩ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی لک لک لی:لنگ. پا لاغ::لاغر Lelaqگزارش
0 | 0
کموتر١١:٥٧ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری نام دختر است. نام پرنده به معنی ::کبوتر Kamotarگزارش
5 | 0
لیل١١:٥٣ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری نام پرنده ای سفید رنگ با دمی دراز. تخم این پرنده سبز رنگ است Lilگزارش
21 | 1
لک لک١١:٥٠ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥لیلاغ *لیلغ. لی لک *::نام های لک لک در زبان لری بختیاری لیلاغ:: لی::لنگ. پا لاغ::لاغر لی لک:: لی::لی لی لک::لنگ. پا گزارش
9 | 1
لنگار١١:٤٢ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی آهسته Langarگزارش
0 | 0
لنگ١١:٤١ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی معطل Langگزارش
5 | 1
لنگ١١:٤٠ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی پا. لنگه Lengگزارش
7 | 1
لیز١١:٣٩ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی آرامش. تسکین Lezگزارش
16 | 1
لوکه١١:٣٨ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی سایبان از نی. آلونک. کپر Lavkehگزارش
12 | 0
لول١١:٣٧ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری به معنی بهانه Lolگزارش
14 | 0
کوسه لر١٠:٥٦ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥Koseh lor طایفه کوسه لر از ایل لر لک بزرگترین طایفه ایل شاهسون بغدادی طایفه کوسه لر است جز ایل شاهسون بغدادی ایل شاهسون بغدادی شامل؛::: 1 - ایل ... گزارش
5 | 1
الینا١٠:١٣ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری ال همان ائل است ائل:آل. ایل. خاندان الی::ایلی. ائلی نا::گردن. عهده. بر دوش الینا::آل ینا. ال ینا. ایل ینا. ائل یا الینا آلینا ... گزارش
237 | 15
شروین٠٩:٤٦ - ١٣٩٦/٠٧/٠٥در زبان لری بختیاری با تلفظ شیروین به معنی شیر را ببین شروین::شیر وین Shirvin گزارش
143 | 8