آریا بهداروند

آریا بهداروند

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



برد پرکو٢١:٤١ - ١٣٩٦/٠٧/١٤در زبان لری بختیاری به معنی پرتاب کردن سنگ bard perkoگزارش
0 | 0
پیار چینه٢١:٣٧ - ١٣٩٦/٠٧/١٤در زبان لری بختیاری به معنی علف های هرز را در زمین کشاورزی می چیندگزارش
0 | 0
نمخم٢١:٣٦ - ١٣٩٦/٠٧/١٤در زبان لری بختیاری به معنی نمی خواهمگزارش
0 | 0
لنگ٢١:٢٤ - ١٣٩٦/٠٧/١٤در زبان لری بختیاری به معنی پاگزارش
7 | 1
زنش٢١:٣٤ - ١٣٩٦/٠٧/١٤در زبان لری بختیاری به معنی باران طولانی Zeneshگزارش
0 | 0
حیوون٢١:٣٢ - ١٣٩٦/٠٧/١٤در زبان لری بختیاری به معنی حیوانگزارش
2 | 0
هل٢١:٣١ - ١٣٩٦/٠٧/١٤در زبان لری بختیاری به معنی خاکستر Holگزارش
7 | 3
او گوش٢١:٣٠ - ١٣٩٦/٠٧/١٤در زبان لری بختیاری به معنی آبگوشت گزارش
0 | 0
کله باغ٢١:٢٨ - ١٣٩٦/٠٧/١٤در زبان لری بختیاری به معنی باغچهگزارش
0 | 0
میدو٢١:٢٦ - ١٣٩٦/٠٧/١٤در زبان لری بختیاری به معنی میدانگزارش
0 | 0
ونگ٢١:٢٥ - ١٣٩٦/٠٧/١٤در زبان لری بختیاری به معنی صدا، بانگگزارش
0 | 1
پویز٢١:٢٤ - ١٣٩٦/٠٧/١٤در زبان لری بختیاری به معنی پائیزگزارش
0 | 0
نا٢١:٢٣ - ١٣٩٦/٠٧/١٤در زبان لری بختیاری به معنی جلوگزارش
12 | 1
جوون٢١:٢٣ - ١٣٩٦/٠٧/١٤در زبان لری بختیاری به معنی جوانگزارش
16 | 1
سرپایی٢١:٢٢ - ١٣٩٦/٠٧/١٤در زبان لری بختیاری به معنی دمپاییگزارش
0 | 0
سه لنگه٢١:٢١ - ١٣٩٦/٠٧/١٤در زبان لری بختیاری به معنی سه پایهگزارش
2 | 0
درزن٢١:٢٠ - ١٣٩٦/٠٧/١٤در زبان لری بختیاری به معنی سوزنگزارش
2 | 1
سوس٢١:١٩ - ١٣٩٦/٠٧/١٤در زبان لری بختیاری به معنی سبوسگزارش
7 | 1
تاس٢١:١٨ - ١٣٩٦/٠٧/١٤در زبان لری بختیاری به معنی کاسه بزرگگزارش
2 | 1
اوررو٢١:١٦ - ١٣٩٦/٠٧/١٤اوررو::: در زبان لری بختیاری به معنی ابر رو اور::ابر رو::صورت گزارش
0 | 0
اقاجری١٧:٢٥ - ١٣٩٦/٠٧/١٤نام یکی از ایل های لر است که در خوزستان. کهگیلویه ساکن است و از 9طایفه لر. 2طایفه ترک. 1طایفه عرب تشکیل شده است و زبان آنها لری بختیاری و لری کهگ ... گزارش
5 | 1
هلیل١٤:٣٧ - ١٣٩٦/٠٧/١٤در زبان لری بختیاری به معنی خلیلگزارش
9 | 1
حلیل١٤:٣٧ - ١٣٩٦/٠٧/١٤در زبان لری بختیاری به معنی خلیلگزارش
5 | 0
در هوش١٤:٢٠ - ١٣٩٦/٠٧/١٤در زبان لری بختیاری به معنی در حیاط. در ورودی خانه Dar havshگزارش
0 | 0
در بون١٤:١٨ - ١٣٩٦/٠٧/١٤در زبان لری بختیاری به معنی در::دره بون ( بی اون. . بیا بون ) ::بیابان دربون::دره بیابانگزارش
0 | 0
درواس١٤:١٤ - ١٣٩٦/٠٧/١٤درزبان لری بختیاری به معنی رودربایستی Darvas گزارش
2 | 0
سامرا١٤:١٠ - ١٣٩٦/٠٧/١٤نام یکی از شهر های ایران بود که امروزه جزء کشور عراق ( ایر اک. ایران کوچک ) است سامرا::شامراه، راه شام. شامرا شهری در مسیر اصلی راه شامگزارش
0 | 0
کس نوی١٤:٠٦ - ١٣٩٦/٠٧/١٤در زبان لری بختیاری به معنی کسی نیامد. کسی نبود Kas navae; ; کسی نیامد Kas navi::کسی نبودگزارش
0 | 0
شهرکی١٤:٠٠ - ١٣٩٦/٠٧/١٤شهرک::سردار پارسی که در مقابل تازی ها از استان فارس دفاع کرد طایفه شهرکی ممسنی در سیستان و بلوچستان خود را فرزندان شهرک از ایل لر ممسنی فارس می دان ... گزارش
23 | 1
دورو١٣:٥٣ - ١٣٩٦/٠٧/١٤در زبان لری بختیاری به معنی دورغ دورو::کسی که روی واقعی خود را نشان نمی دهد دوروگو::دروغگوگزارش
18 | 1
انتی گون١٣:٥٠ - ١٣٩٦/٠٧/١٤در تاریخ یونان:::نام سرداری مقدونی که در شمال شهر شوش از قوم لر کاسی شکست خوردگزارش
0 | 0
هخامنش١٣:٤٧ - ١٣٩٦/٠٧/١٤در زبان یونانی آن را هیتاسپس می نامند هیتاسپ::هیتاسب.گزارش
16 | 1
اولان١٣:٤٤ - ١٣٩٦/٠٧/١٤نام قومی آریایی بود که در منطقه ای به همین نام در سیبری روسیه زندگی می کند از اقوام اولانی *آلانی، آلبانی *گزارش
0 | 1
اونکی١٣:٤٢ - ١٣٩٦/٠٧/١٤نام قومی آریایی بود که امروزه در روسیه و چین زندگی می کند از اقوام اولانی ( آلانی )گزارش
0 | 0
شیروان١٣:٣٩ - ١٣٩٦/٠٧/١٤نام شهر شیروان چرداول است ولی اقوام لر ساکن آنجا نام قدیم آنرا انوشیروان می دانندگزارش
14 | 1
دره شهر١٣:٣٦ - ١٣٩٦/٠٧/١٤نام دیگر آن صیمره*سیمره* است و و اقوام لر ساکن دره شهر آن را خسروپرویز می نامند* ساخته خسرو*گزارش
25 | 1
کورن١٣:٣٣ - ١٣٩٦/٠٧/١٤در زبان لری بختیاری به معنی رود کارون کو::کوه رون::رونده آبی که از کوه ها روان می شود و کوه را به حرکت در می آورد Kohronگزارش
0 | 0
شوتروک١٣:٢٨ - ١٣٩٦/٠٧/١٤نام یکی از پادشاهان عیلام پایتخت های عیلام::شوش . شوشتر. هایدالو. آساک. آنزان این شهر ها لرنشین هستند 1 - شوش 2 - شوشتر 3 - هایدالو ::خرم آباد ... گزارش
0 | 0
اریوبرزن١١:١٩ - ١٣٩٦/٠٧/١٤اسکندر بعد از نبرد گوگمل و فرار داریوش هخامنشی به آسانی مناطق بابل . شوش . استخر را تصرف کرد و در منطقه کوهستانی تنگ تکاب کهگیلویه و بویراحمد با مقاو ... گزارش
69 | 4
وستا٠٩:٤٦ - ١٣٩٦/٠٧/١٣اوستا:::استا، استاد. دانا گزارش
12 | 1
درش٠٠:٥٨ - ١٣٩٦/٠٧/١٣در زبان لری بختیاری به معنی پاره کن از دریدن می آیدگزارش
2 | 0
داروگرم٠٠:٥٧ - ١٣٩٦/٠٧/١٣در زبان لری بختیاری به معنی ادویه غذا دارویی که باید قبل از خوردن آن را گرم کردگزارش
0 | 0
دروگرم٠٠:٥٥ - ١٣٩٦/٠٧/١٣در زبان لری بختیاری به معنی ادویه غذا *فلفل. زردچوبه. کاری** گزارش
0 | 0
جمه٠٠:٥٣ - ١٣٩٦/٠٧/١٣جمه*جوه*::در زبان لری بختیاری به معنی جامه . لباس جممه بیار کونوم ور::جامه من را بیاور می کنم تن*می پوشم*گزارش
5 | 0
پرتویی٠٠:٥١ - ١٣٩٦/٠٧/١٣در زبان لری بختیاری به معنی افتاد. پرت شد پرت::پرت و':اویی؛شدگزارش
2 | 0
ازقر٠٠:٣٦ - ١٣٩٦/٠٧/١٣در زبان لری بختیاری به معنی آنقدر ازقر کار نی کنی تا گندس درا:: آنقدر کار نمی کنی تا گندش در آید. ایقر::اینقدر گزارش
0 | 0
اربیز٠٠:٣١ - ١٣٩٦/٠٧/١٣در زبان لری بختیاری به معنی نوعی الک::آرد بیز آربیز::آرد را غربال کن گزارش
2 | 0
بیز٠٠:٢٩ - ١٣٩٦/٠٧/١٣در زبان لری بختیاری به معنی غربال کردن *بیزیدن* نام نوعی دیگر از الک در زبان لری بختیاری ::آربیزگزارش
5 | 0
تریش٠٠:٢٥ - ١٣٩٦/٠٧/١٣تریش ( تلیش ) ::در زبان لری بختیاری به معنی پاره جمله لری همو پرچه نه به تریشنس :: همان پارچه را پاره کنگزارش
0 | 0
پیله٠٠:٢٥ - ١٣٩٦/٠٧/١٣در زبان لری بختیاری به معنی پیاله Pealehگزارش
0 | 1