دیکشنری
امتیاز در دیکشنری
٩٢٩
رتبه در دیکشنری
٣,٧٧٢
لایک
٣٣
دیسلایک
٠
جدیدترین پیشنهادها
١ هفته پیش
٠
افزودن، تزریق، آلاییدن، باحال، چیزی یا موادی زدن
١ سال پیش
٠
قطعاتی از هواپیما که قابل چرخش هستند، مانند پمپ سوخت، ژنراتور، چرخ. قطعاتی که قابل تعمیر، تعویض و چرخش هستند. Rotable, Repairable, on condition
١ سال پیش
٥
- به عنوان - به منزله - بخشی از
١ سال پیش
١
۱. برطرف کردن ( خرابی، عیب و ایراد ) ۲. رفع ( خرابی، عیب و ایراد ) ۳. اصلاح ( خرابی، عیب و ایراد ) ۴. در رشته الکترونیک: یکسوسازی
١ سال پیش
٠
انطباق - مطابقت - پیروی
جدیدترین ترجمهها
جدیدترین پرسشها
پرسشی موجود نیست.
جدیدترین پاسخها
پاسخی موجود نیست.