امین جوادی ازاد

امین جوادی ازاد

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



talk down١٣:٠٣ - ١٤٠٠/٠٤/٣١از رو بردنگزارش
5 | 0
boast١٣:٠١ - ١٤٠٠/٠٤/٣١قمپز در کردن : - Dگزارش
2 | 1
hang out١٥:١٩ - ١٤٠٠/٠٤/٣٠پاتوق a specific place to spend time in a relaxed wayگزارش
2 | 0
pay off١٥:١٦ - ١٤٠٠/٠٤/٣٠A payoff is the benefit you receive after working hard and making sacrifices برای مثال : من به کارافرینان توصیه میکنم تلاش و مقاومت کنن چون نهایتا پا ... گزارش
2 | 0
entrepreneur١٥:١١ - ١٤٠٠/٠٤/٣٠به جمله زیر برای درک بیشتر دقت فرمایید : Honestly, I think the idea that you need a lot of money to fund a startup ( new company ) is a cop - out ( b ... گزارش
12 | 0
handout١٤:٥٩ - ١٤٠٠/٠٤/٣٠But my parents raised me to work hard; they frowned on taking handouts That's one reason I've funded the coffeehouse entirely with my own money. از ... گزارش
2 | 1
outcry١٤:٥٢ - ١٤٠٠/٠٤/٣٠هم معنی با protest اعتراضگزارش
0 | 0
cutbacks١٤:٥١ - ١٤٠٠/٠٤/٣٠کمبودها هم معنی reductions مثال کمبود نیرو یا کارمند : She had to announce cutbacks of benefits for staff گزارش
5 | 0
go ahead١٤:٤٧ - ١٤٠٠/٠٤/٣٠در نقش اسم به معنی اجازه که بهمراه got می اید به عنوان مثال : Carrie just got the go - ahead from the city to add a second floor to the building = C ... گزارش
5 | 1
turn out١٤:٤٥ - ١٤٠٠/٠٤/٣٠تعداد حضار ( number of people who attend an event ) برای مثال : The average turnout at the coffeehouse is 50 people on weeknights and 200 on weekend ... گزارش
2 | 0
build up١٤:٤٢ - ١٤٠٠/٠٤/٣٠A buildup is an accumulation وارد شده کنایه از اضافه شده مثلا فشار روانی وارد شده ( اضافه شده ) به کارمندان یک شرکت buildup of tension among employ ... گزارش
2 | 1
i’ve been there١٧:١٣ - ١٤٠٠/٠٤/٢٧منم این تجربه رو داشتمگزارش
2 | 0
loosen up٢٣:٠١ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦از حالت خجالتی بودن یا غریبگی کردن خارح شدن در فارسی میگیم روش باز بشهگزارش
5 | 0
crack٢٢:١٨ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦وقتی به مقدار خیلی کمی لای در را باز بزنیم اصطلاحا کر در یا همان به اندازه شکاف را باز بزاریم میگیم we would keep the door open a crackگزارش
9 | 0
peeking٢٢:١٥ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦مثال یه گربه اومده خونتون و یواشکی از لای در داره نگاهتون میکنه و میگید The cat peeking in the door.گزارش
5 | 0
slink٢٢:١٢ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦یواشکی نگاه کردن و یا یواش و دزدکی راه رفتن مثلا یه گربه اومده توی خونتون و میگید the cat slinking low around the apartment، just checking it all ou ... گزارش
5 | 0
worked up٢٢:٠٣ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦دگر گون شدن حالگزارش
2 | 0
find your feet٢٠:٣٧ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦قلق یک کار جدید رو پیدا کردن حرف اضافش in هس جای پای خود را محکم کردن و با اصول کاری جدید آشنا شدن و قلق ان کار را یاد گرفتن راه افتادن در کاری ج ... گزارش
9 | 1
get through٢٠:٣٠ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦بهترین معنی ، نجات پیدا کردن از یک مشکل میباشدگزارش
2 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده