برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

امین جوادی ازاد

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 دیگه خط قرمزم اینه ، دیگه زیر بار این نمریم
حرف اضافه اش at هست
draw the line at ....sth
١٤٠٠/٠٥/٠٦
|

2 بلااستفاده ماندن پول/ بی مصرف /تنبل
unemployed or unoccupied; inactive

2 not operating or being used
3 (of money) not being used t ...
١٤٠٠/٠٥/٠٤
|

3 تمایل ذاتی ١٤٠٠/٠٥/٠٤
|

4 فراز و نشیب ١٤٠٠/٠٥/٠٤
|

5 تبعیض آمیز ١٤٠٠/٠٥/٠٢
|

6 بدست اوردن با زحمت بسیار زیاد هم میتواند معنی دیگری باشد هماتطور که حکاکی نیز زحمت زیادی لازم است ١٤٠٠/٠٥/٠٢
|

7 از رو بردن ١٤٠٠/٠٤/٣١
|

8 قمپز در کردن
:-D
١٤٠٠/٠٤/٣١
|

9 پاتوق
a specific place to spend time in a relaxed way
١٤٠٠/٠٤/٣٠
|

10 A payoff is the benefit you receive after working hard and making sacrifices
برای مثال : من به کارافرینان توصیه میکنم تلاش و مقاومت کنن چون نها ...
١٤٠٠/٠٤/٣٠
|

11 به جمله زیر برای درک بیشتر دقت فرمایید :
Honestly, I think the idea that you need a lot of money to fund a startup(new company) is a
cop-out(ba ...
١٤٠٠/٠٤/٣٠
|

12 But my parents raised me to work hard;
they frowned on taking handouts
That's one reason I've funded the coffeehouse
entirely with my own mo ...
١٤٠٠/٠٤/٣٠
|

13 هم معنی با protest
اعتراض
١٤٠٠/٠٤/٣٠
|

14 کمبودها
هم معنی reductions
مثال کمبود نیرو یا کارمند :
She had to announce cutbacks of benefits for staff
١٤٠٠/٠٤/٣٠
|

15 در نقش اسم به معنی اجازه که بهمراه got می اید به عنوان مثال :
Carrie just got the go-ahead from the city to add a second floor to the building
١٤٠٠/٠٤/٣٠
|

16 تعداد حضار (number of people who attend an event)
برای مثال :
The average turnout at the coffeehouse is 50 people on weeknights and 200 on
w ...
١٤٠٠/٠٤/٣٠
|

17 A buildup is an accumulation
وارد شده کنایه از اضافه شده
مثلا فشار روانی وارد شده(اضافه شده ) به کارمندان یک شرکت
buildup of tension among ...
١٤٠٠/٠٤/٣٠
|

18 منم این تجربه رو داشتم ١٤٠٠/٠٤/٢٧
|

19 از حالت خجالتی بودن یا غریبگی کردن خارح شدن در فارسی میگیم روش باز بشه ١٤٠٠/٠٤/٢٦
|

20 وقتی به مقدار خیلی کمی لای در را باز بزنیم اصطلاحا کر در یا همان به اندازه شکاف را باز بزاریم میگیم
we would keep the door open a crack
١٤٠٠/٠٤/٢٦
|

21 مثال یه گربه اومده خونتون و یواشکی از لای در داره نگاهتون میکنه و میگید
The cat peeking in the door.
١٤٠٠/٠٤/٢٦
|

22 یواشکی نگاه کردن و یا یواش و دزدکی راه رفتن مثلا یه گربه اومده توی خونتون و میگید
the cat slinking low around the apartment،just checking it all ...
١٤٠٠/٠٤/٢٦
|

23 دگر گون شدن حال ١٤٠٠/٠٤/٢٦
|

24 قلق یک کار جدید رو پیدار کردن
حرف اضافش in هس
١٤٠٠/٠٤/٢٦
|

25 بهترین معنی ، نجات پیدا کردن از یک مشکل میباشد ١٤٠٠/٠٤/٢٦
|