staycation

پیشنهاد کاربران

من در زمینه staycation چند مقاله کنفرانسی نوشتم و برای بومی سازی با رایزنی چندتن از استادان دانشگاه تهران، واژه آشیانگردی رو انتخاب کردیم و به تصویب فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی رسوندم . . این واژه افزون
...
[مشاهده متن کامل]
بر نزدیک ترین معنی با معادل انگلیسی، بار حسی و فرهنگی را را به شنونده القا می کند. خواهشمندم این واژه رو ثبت کرده و به کار بگیرید. در یکی از تعاریف بیشتر شناخته شده، سفری از منزل تا شعاع ۵۰ مایلی رو آشیانگردی میگن و. . .

وقتی مثلا از سر کارت به بهونه ی مسافرت رفتن مرخصی میگیری . ولی ترجیح میدی بمونی خونه و استراحت کنی
It is a combination of the words “stay” and “vacation. ”
"Stay" ( ماندن ) "vacation" ( تعطیلات، مرخصی )
به تعطیلاتی که به جای مسافرت، در شهر خودت میمونی و از جاذبه های شهرت دیدن میکنی میگن "staycation".
نتیجه گیری: اگه بودجه سفر نداری یا حوصله مسافرت نداری، میتونی تو شهر خودت "staycation" بری و بگردی.
...
[مشاهده متن کامل]

میشه گفت "مرخصی در شهر خودمون"، "گشت و گذار محلی" یا "سیاحت بومی".

Synonym : holistay
گذراندن تعطیلات در جایی نزدیک محل سکونت
It is ablending. stay vacation
تفریح در خانه
a vacation that you spend at home
تعطیلات در خانه
اگه دوست داشتین لایک کنید 🌟
it is not considered as a slang but it is INFORmAl in my idea
تعطیلات خانگی
تعطیلی خانگی
کلمه کوچه بازاری ( slang ) به معنی گذراندن تعطیلات در خانه
British => holistay
A Staycation is vacation, but you stay at home
تعطیلات در خانه
a staycation is a vacation that you spend at home
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٧)