امین جوادی ازاد

امین جوادی ازاد

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



turn out٠٨:٢٧ - ١٤٠٠/٠٥/١٦. . . . . . از آب در اومد ( معلوم شد که . . . . )گزارش
5 | 1
log on٠١:٠١ - ١٤٠٠/٠٥/١٦log in : پسورد میخواد وارد شدن با مشخصات log on : وارد شدن بدون پسورد است In nontechnical web parlance, log on often means to visit ( especially a we ... گزارش
7 | 0
step up٠٢:٢٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٥to step up ( something ) means to increase it افزایش دادن / قدمی در راه افزایش چیزی برداشتنگزارش
2 | 0
veer off٠٠:١٥ - ١٤٠٠/٠٥/١٤to veer off means to turn sharply in a different direction منحرف شدن از مسیر اصلیگزارش
0 | 0
read up on١٨:٢٤ - ١٤٠٠/٠٥/١٢از روش بخونیم ( جهت یادگیری و یا امتحان ) پس بنابراین از read خاص تره چون هدفی را دنبال میکند ولی read کلی هس Read is just a general verb referring ... گزارش
2 | 0
rest up١٧:٤٨ - ١٤٠٠/٠٥/١٢همان rest هست ولی rest کلی تره ولی rest up استراحت برای بهبود بیماری یا استراحت بهبود چیز خاصی بکار میره و معنییش خاصترهگزارش
9 | 0
what happened١٧:٣٣ - ١٤٠٠/٠٥/١٢what took place, what occurredگزارش
5 | 1
come down with١٧:٢١ - ١٤٠٠/٠٥/١٢از پا در اومدن ( مریض شدن مبتلا شدن )گزارش
2 | 0
clean up١٦:٤٠ - ١٤٠٠/٠٥/١٢تفاوت CLEAN , CLEAN UP UP باعث میشود فعل را کلی تر کند لذا در اینجا CLEAN به تنهایی یه معنی یک چیز مشخص است مثلا آب ریخته روی میز CLEAN میکنید ولی وق ... گزارش
14 | 1
lay down the law١٦:٢٢ - ١٤٠٠/٠٥/١٢مثلا : I finally laid down the law and told him that I was going to start throwing out his stuff if he didn’t put it away. یه قانونی گذاشتم ( وضع ک ... گزارش
0 | 0
picking up١٦:١٣ - ١٤٠٠/٠٥/١٢PICK UP AFTER چنانچه با حرف اضافه AFTER بیاید : گند کسی رو جمع کردن یعنی یکی دیگه نامنظمه تو مجبور میشی جمع کنی pick up after someone means to clean ... گزارش
5 | 0
pick up after١٦:١٤ - ١٤٠٠/٠٥/١٢PICK UP AFTER چنانچه با حرف اضافه AFTER بیاید : گند کسی رو جمع کردن یعنی یکی دیگه نامنظمه تو مجبور میشی جمع کنی pick up after someone means to clean ... گزارش
2 | 0
picking up after١٦:١٣ - ١٤٠٠/٠٥/١٢PICK UP AFTER چنانچه با حرف اضافه AFTER بیاید : گند کسی رو جمع کردن یعنی یکی دیگه نامنظمه تو مجبور میشی جمع کنی pick up after someone means to clean ... گزارش
0 | 0
dozed off١٦:٠٤ - ١٤٠٠/٠٥/١٢fell asleep, snoozed, restedگزارش
0 | 0
will do١٥:٥٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٢باشه چشم ( حتما انجام میدم )گزارش
5 | 0
sleep in١٥:٥٥ - ١٤٠٠/٠٥/١٢stay awake ( not sleep )گزارش
0 | 1
meet up with١٤:٥٨ - ١٤٠٠/٠٥/١٢همان meet هست اما تفاوتی که با هم دارند این است که meet up: ملاقات میکنید که یه کاری رو انجام بدین مثلا دور هم جمع بشید شام بخورید to meet another ... گزارش
14 | 0
tagalong١٥:٠١ - ١٤٠٠/٠٥/١٢همرات بیام همراه کسی امدن یکی داره میره بیرون میگید میشه منم همرات بیامگزارش
2 | 0
meet up١٤:٥٨ - ١٤٠٠/٠٥/١٢همان meet هست اما تفاوتی که با هم دارند این است که meet up: ملاقات میکنید که یه کاری رو انجام بدین مثلا دور هم جمع بشید شام بخورید to meet another ... گزارش
34 | 0
cut out for١٤:٤٥ - ١٤٠٠/٠٥/١٢از نظر توانمندی برای کاری ساخته شدن ( مناسب بودن برای کاری )گزارش
9 | 0
rag١٣:٥٥ - ١٤٠٠/٠٥/١٢مسخره کردن کسی rag someone aboutگزارش
5 | 0
rag about١٣:٥٤ - ١٤٠٠/٠٥/١٢مسخره کردنگزارش
0 | 0
live it down١٣:٤٩ - ١٤٠٠/٠٥/١٢مثلا یه کاری ناخواسته کردی که ابروت رفته و یا اینکه یه اتفاقی افتاده میخوای بگی "هیچ وقت یادم نمیره" در این صورت میگی : I’ll ever live it down اصلا ی ... گزارش
2 | 0
go until١٣:٢٧ - ١٤٠٠/٠٥/١٢طول میکشدگزارش
0 | 0
miss out١١:٣٦ - ١٤٠٠/٠٥/١١از کفت رفت از دست دادن یه فرصت خوبگزارش
0 | 0
rave١١:٢٥ - ١٤٠٠/٠٥/١١اگر با حرف اضافه about بیایید :rave about تعریف کردن مثلا میخوایم بگیم این فیلمو همه تعریفش میکنن گزارش
9 | 0
rave about١١:٢٤ - ١٤٠٠/٠٥/١١تعریف کردن مثلا میخوایم بگیم این فیلمو همه تعریفش میکنن بریم ببینیمش گزارش
2 | 0
raving about١١:٢٣ - ١٤٠٠/٠٥/١١تعریف کردن مثلا میخوایم بگیم این فیلمو همه تعریفش میکنن گزارش
0 | 0
rave about١١:٢٠ - ١٤٠٠/٠٥/١١Say lots of excellent things about itگزارش
0 | 0
i hope so١١:١٠ - ١٤٠٠/٠٥/١١در جواب صحبت کسی میگید ایشالله ( کنایه از اینکه ایشااله که همینطور بشه / امیدوارم اینچنین باشه )گزارش
2 | 1
get over٠٣:٠٧ - ١٤٠٠/٠٥/١١این نیز بگذرد = این نیز get over شود = این مشکل نیز تمام ( حل ) میشود= از پس این مشکل عبور میکنیگزارش
5 | 1
fret٠٣:٠٢ - ١٤٠٠/٠٥/١١شور زدن ( فکر کنم شیرازیا میگن فقط ) نگرانی بی موردگزارش
0 | 0
fuming٠٢:١٨ - ١٤٠٠/٠٥/١١هنوز عصبانی بودن ( دلخور بودن ) Stay angry about something for an extended period of timeگزارش
0 | 0
dreading٢٠:٥٠ - ١٤٠٠/٠٥/١٠هنگامی که به عنوان اسم استفاده می شود: ، dread معنای ترس بزرگ از نظر شرارت قریب الوقوع است، در حالی که fearبه معنای یک احساس قوی، غیرقابل کنترل و ناخ ... گزارش
9 | 0
get to٢٠:٢٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٠Try not to let their comments get to you کامنت هاشون رو سعی کن به دل گیری ( به خودت نگیری )گزارش
7 | 0
get to you٢٠:٢٥ - ١٤٠٠/٠٥/١٠به خودت گرفتن / به دل گرفتنگزارش
2 | 0
flip out٢٠:٠٣ - ١٤٠٠/٠٥/١٠از کوره در رفتن بی جهت و بی دلیل عصبانی شدنگزارش
9 | 0
flip out٢٠:٠١ - ١٤٠٠/٠٥/١٠ flip out / freak out = Get very upset agitatedگزارش
5 | 0
solid١٥:٤٠ - ١٤٠٠/٠٥/١٠کامل یا تمام برای مثال : for a solid 20 minutes برای بیست دقیقه ی تموم برای بیست دقیقه کاملگزارش
0 | 0
perfunctory٢٣:١١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨بی علاقه ، سدحی ، سرسریگزارش
0 | 0
have chemistry with someone١٥:٠٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨حس عاشقانهه خوب دو طرفه یا کشش متقابل جاذبه متقابل این جاذبه میتواند هر چیزی باشد اعم از : Indications chemistry is present include: - You are havi ... گزارش
0 | 0
chemistry١٥:٠٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨have chemistry : Chemistry is when a natural sexual attraction is present between two people in conjunction with personality - based rapport. شیمی ... گزارش
2 | 0
mutual٠٩:٤٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨دو طرفه در بعضی جاها به معنی توافقی مثل طلاق توافقی طلاق دو طرفهگزارش
0 | 0
lead someone on٠٩:١٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨الکی به کسی امید دادن امید واهی دادنگزارش
5 | 0
draw the line٠٨:٤٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٦دیگه خط قرمزم اینه ، دیگه زیر بار این نمریم حرف اضافه اش at هست draw the line at . . . . sthگزارش
12 | 0
lie idle٢١:٤٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤بلااستفاده ماندن پول/ بی مصرف /تنبل unemployed or unoccupied; inactive 2 not operating or being used 3 ( of money ) not being used to earn intere ... گزارش
0 | 0
bent١٨:٠٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤تمایل ذاتیگزارش
5 | 0
vicissitude١٠:٠٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤فراز و نشیبگزارش
2 | 0
discriminatory٠٩:٣٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٢تبعیض آمیزگزارش
7 | 1
carve٠٩:٢٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٢بدست اوردن با زحمت بسیار زیاد هم میتواند معنی دیگری باشد هماتطور که حکاکی نیز زحمت زیادی لازم استگزارش
7 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده