پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٦,٧٨٩)
واژه فنلاندی : تند , پرتگاه دار , سراشیبی , ناگهان , ناگهانی , بیخبر , درشت , جداکردن , بی مقدمه , فوری , تند , بطور غافلگیر , غیر منتظره , سریع
واژه فنلاندی : بی اطلا ع , بی خبر , ناگهان , غفلتاً , سراسیمه , ناخوداگاه , ناخود آگاهانه.
واژه فنلاندی : نگهداشت, تحمل کردن , حمایت کردن , متکفل بودن , نگاهداری , تقویت , تایید , کمک , پشتیبان زیر برد , زیر بری , پشتیبانی کردن.
واژه فنلاندی : نگهداشتن , متحمل شدن , تحمل کردن , تقویت کردن , حمایت کردن از.
واژه فنلاندی : تعجب , شگفت , حیرت , متعجب ساختن , غافلگیر کردن.
واژه فنلاندی : بالا خانه , دراشکوب بالا , ساختمان فوقانی.
واژه آلمانی : دوم , دومی , ثانی , دومین بار, ثانوی , مجدد, ثانیه , پشتیبان , کمک , لحظه , درجه دوم بودن , دوم شدن , پشتیبانی کردن , تایید کردن.
واژه آلمانی : دوازده , دوازده گانه , یک دوجین.
واژه آلمانی : سازوارگر, وفق دهنده , جرح و تعدیل کننده.
واژه آلمانی : فضا, وسعت , مساحت , جا, فاصله , مهلت , فرصت , مدت معین , زمان کوتاه , دوره , درفضا جا دادن , فاصله دادن , فاصله داشتن.
واژه آلمانی : ریسمان چند لا , نخ قند, پیچ , بهم بافتن , دربرگرفتن.
واژه فرانسوی : عصاره گیری , عصاره , اصل ونسب , استخراج.
واژه فرانسوی : آسیب پذیری.
واژه فرانسوی : اصطلا ح عوامانه , عوامیت , پستی , وحشیگری.
واژه فرانسوی : آسیب پذیر.
واژه فرانسوی : عوامانه , عامیانه , پست , رکیک , مبتذل.
واژه فرانسوی : لباس پوشیدن , جامه بتن کردن , مزین کردن , لباس , درست کردن موی سر , پانسمان کردن , پیراستن.
واژه فرانسوی : لباس پوشیدن , جامه بتن کردن , مزین کردن , لباس , درست کردن موی سر , پانسمان کردن , پیراستن.
واژه فرانسوی : جامه , پوشاک , جامه رو , رخت.
واژه فرانسوی : خالص , اصل , اصلی , واقعی , حقیقی , درست.
واژه فرانسوی : خرک ( برای بالا بردن چرخ ) جک اتومبیل , سرباز , جک زدن.
واژه فرانسوی : بازبینی کردن , تحقیق کردن.
واژه فرانسوی : بازبینی کردن , تحقیق کردن.
واژه فرانسوی : رسیدگی , تحقیق , ممیزی , تصدیق , تایید.
واژه فرانسوی : محتملا , شاید.
واژه فرانسوی : قابل رسیدگی , قابل تصدیق و تایید.
واژه فرانسوی : صادقانه , باشرافت , موافق باحقایق , بدرستی , بطور قانونی , بخوبی.
واژه فرانسوی : راستگویی , صداقت , راستی , صحت.
واژه فرانسوی : دیدن , مشاهده کردن , نگاه کردن , فهمیدن
واژه فرانسوی : دیدن , مشاهده کردن , نگاه کردن , فهمیدن , مقر یا حوزه اسقفی , بنگر.
واژه فرانسوی : شراب شیرین یا تلخ اسپانیولی.
واژه فرانسوی : صفر , هیچ , مبداء , محل شروع , پایین ترین نقطه , نقطه گذاری کردن , روی صفرمیزان کردن.
واژه فرانسوی : جانور شناس , ویژه گر جانورشناسی.
واژه فرانسوی : جانور شناسی , حیوان شناسی.
واژه فرانسوی : مساحت , فضا , ناحیه.
واژه آلمانی : نوار, بانوار بستن.
واژه آلمانی : ریسمان چند لا , نخ قند, پیچ , بهم بافتن , دربرگرفتن.
واژه آلمانی : چشمک زدن , با چشم اشاره کردن , برق زدن , باز و بسته شدن , چشمک , اغماض کردن.
واژه آلمانی : در لانه سگ زیستن , درلانه زیستن , درلانه قراردادن , لانه کردن , لانه سگ یا روباه.
واژه فرانسوی : مزه , رغبت , میل , خوشمزه کردن.
واژه فنلاندی : تجاوز کردن , متجاوز بودن, قدم فرانهادن , از حد خود تجاوز کردن, پیش افتادن از , بهتر بودن از , تفوق جستن, سر , نوک , فرق , رو , قله , ا ...
واژه فنلاندی : قدم فرانهادن , تجاوز کردن , از حد خود تجاوز کردن, تجاوز کردن از , تخلف کردن از , تخطی کردن از , سرپیچی کردن از.
واژه فنلاندی : فراوان , پرپشت , فیض بخش , پربرکت.
واژه فنلاندی : ستودن , ستایش کردن, تمجید کردن , مدح کردن , ستایش , نیایش , تحسین , پرستش , تمجید وستایش کردن , نیایش کردن , تعریف کردن , ستودن.
واژه فنلاندی : روی هم رفته , از همه جهت , یکسره , تماما , همگی , مجموع , کاملا , منصفا.
واژه فنلاندی : کالج , دانشگاه, دانشگاه.
واژه فنلاندی : عضو دسته ی اشراف , طرفدار حکومت اشراف , نجیب زاده, عضو طبقه اشراف , اشراف زاده , اعیان زاده , شریف , اشرافی.
واژه فنلاندی : گردن فراز , متکبر , خودبین , گستاخ , پرنخوت, بسیار مغرور, مغرور , خود فروش , از روی خود خواهی.
پل دارای اسکلت آهنی.
چوب بست زننده، بسته، دسته، محکم شده، بشکه ساز.