نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
i wouldn't mind: بدم نمیا.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
i wouldn't mind: بدم نمیا.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come to: سرانجام، به تدریج
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
stake one's life: بر روی چیزی شرط بستن و تمام دار و ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
gassing: زیادی تعریف و چاپلوسی کردن gassing ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
redeal: پخش کردن مجدد کارت های بازی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
put by: کنار گذاشتن و پس انداز کردن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dock: نوار ابزار در کامپیوتر.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
you can't make an omelet without breaking eggs: برای رسیدن به هر موفقیتی باید سختی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
rehang: دوباره آویزان کردن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
flex: پز دادن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drive: جنبش . حرکت انقلابی.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
run off: انتخابات نهایی.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
set on: be set on something کاری را انجام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ride hailing: سرویس های حمل و نقل اینترنتی مثل اس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
military buildup: آرایش جنگی.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ghost gun: تفنگی که سریال نداره و دولت اون رو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
distress call: هشدارهای اضطراری یک هواپیما یا کشتی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
right by me: با کسی منصفانه برخورد کردن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
whop: whopping بسیار بزرگ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
data breach: انتشار اطلاعات شخصی به صورت عمدی یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
under the flag: متعلق به کشور خاصی بودن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wedge: چپاندن و فرو کردن با فشار.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
breakwall: دیوار شکن یا سد که برای جلوگیری از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
suspended sentence: حبس تعلیقی یعنی اینکه اگر فردی برای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
breathing room: زمان یا مکان کافی برای ریکاور شدن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
populist: اغلب فرهنگ ها معادل فارسی، پاپیولیس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shoot: shoot the show در فیلم نقش اجرا کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
can't be bothered: حسش نیست.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
give the benefit of the doubt: قضیه را به فال نیک گرفتن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
postcard: پاکت نامه که روش نویسنده و گیرنده و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spank the money: جق زدن.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
knock up son: فرزند ناخواسته به دنیا آمده.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
snapped: I am snapped. کنترلم رو از دست دا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ask for the moon: یه چیز غیرممکن را خواستن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ask for the moon: یه چیز غیرممکن را خواستن.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
donot get your knickers in twist: اعصاب خودت رو خرد نکن و آروم باش.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be like: در زبان محاوره گفتن می باشد.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pet free building: خانه ای که در آن اجازه نگه داشتن حی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
smokefree: اجازه سیگار کشیدن نداریم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
weather inversion: وارونگی هوا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
couldn't help it: دست خودم نبود.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
line up: برنامه های روزانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cheers: تشکر کردن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
any minute now: هر آن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go off the radar: به صورت ناگهانی ناپدید شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be in my radar: از رفتار و کردار کسی کاملا آگاه بود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rush: احساس خیلی زیاد و ناگهانی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take in: لذت بردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
made my bone: به موفقیت رسیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
opening: وقت خالی برای نوبت گرفتن دکتر.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
without second thought: کاری را بدون در نظر گرفتن پیامدهای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
easy ice: قهوه با یخ کم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
put him out of his misery: به درد و رنج و بدبختی خاتمه دادند
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put him out of his misery: به درد و رنج و بدبختی خاتمه دادند
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
back post: تیر دروازه ای که از دروازه بان دور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
off color: کسی که حالش خوب نیست و رنگش پریده ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
harp on: به چه چیزی پیله کردن.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nater: چت کردن با دوست.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
why: وای، عجب. برای نشان دادن تعجب است. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i m not arsed: کلمه بی ادبانه و عامیانه اینکه برام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
beat yourself up: خود را سرزنش کردن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
beat yourself up: خود را سرزنش کردن.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dithering around: وقت را هدر دادن و خیلی آرام کار کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put my blood into: برای کاری بسیار زیاد تلاش کردند.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
manned: وقتی انسان یک وسیله نقلیه را کنترل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take it all in: to understand completely the meanin ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take it all in: to understand completely the meanin ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a spring in your step: شور و اشتیاق داشتن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tipple: یک مقدار کم از نوشیدنی خوردن.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as if i care of: یعنی یک موضوعی برای کسی اصلا مهم نی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
way down deep: در عمق وجود
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's gonna be ok: همه چیز درست میشه.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
it's gonna be ok: همه چیز درست میشه.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
geoguessr: یک نوع بازی کامپیوتری است
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
microplastics: ضایعات پلاستیکی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spread oneself thin: با یک دست چند هندوانه برداشتن.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
would it be all right if: مشکلی نیست اگه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
would it be all right if: مشکلی نیست اگه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stow: مثلاً در زمانهای شروع پرواز هواپیما ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your actions contras with your words: کارات با حرفات نمیخونه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fall off the wagon: وقتی یک عادت خوبی داشتید ولی به خاط ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
key step: یک گام اساسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
chippy: ماهی و چیپس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
true to himself: با خود صادق بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
going rough: وقتی یک موقعیتی سخت و غیرقابل تحمل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
work up an appetite: کم کم گرسنه شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hacky sack�: یک بازی با یک توپ کوچک نرم انجام می ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i second that: من موافقم.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
i second that: من موافقم.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
second: در نقش فعل موافق بودن.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
age first: شما بزرگتر هستید شما اول بفرمایید و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
slapper: زن فاحشه و کسی که با سیلی به طرف مق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
move on: بگذریم، بی خیال.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i m in my days: من پروئید هستم.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is lady time: من پروئید هستم.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shut out: دوری کردن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
brace: خود را برای چیزی آماده کردن.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pocket ashtray: جای ته سیگار جیبی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
beemer: یک نوع ماشین است.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
smore: یک نوع خوراکی است.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are having a laugh: شوخیت گرفته
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hearted: یک نوع خاصی از احساس رو داشتن مثلا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
broken angel: فرشته از بهشت طرد شده.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
awfully: اگر بعد از آن صفت یا قید بیاید یعنی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to level a building: نابود کردن یک ساختمان به صورت کامل.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
walk through: to walk someome through someghing ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be round the table: یک گفت و گو و مباحثه ای داشتن.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cross into: از یک مکانی به مکان دیگر رفتن.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
poke through: با چیز تیز فرو کردن، سیخونک زدن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
poke through: با چیز تیز فرو کردن، سیخونک زدن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
throw a wrench into: چوب لای چرخ گذاشتن.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
speed off: به سرعت جایی را ترک کردن مخصوصا از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
speed off: به سرعت جایی را ترک کردن مخصوصا از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go piss up a rope: برو گمشو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on my mind: مثل خوره چیزی در ذهن انسان بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in my mind: در ذهن من
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mining farms: منو میهن بلاکچین جستجو برای متوسط ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
without precedent: بدون سابقه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grounded: معقول
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
humpty dumpty: کوتوله موتوله
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
roly poly: تپل مپلی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get cold feet: روحیه رو باختن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
store bought: خوردنی هایی که از مغازه می خریم نه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
store bought: خوردنی هایی که از مغازه می خریم نه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
from scratch: خوراکی که از مواد اولیه اساسی و خوب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
throw shade: stop throwing shade at him دست از ض ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blend with: جور شدن، عجین شدن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bark up the wrong tree: تلاش بیهوده کردن.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's how i roll: ما اینیم دیگه.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
that's how i roll: ما اینیم دیگه.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take the biscuit: آخر چیزی بودن یا خوب یا بد.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sick: I m sick of you من از دستت خسته شد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
carsick: ماشین زده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do not twist my words: حرفمو نپیچون
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crack the book: کتاب را بازکردن و خوندن .
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
dive in: بریم سراغش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how is it hanging: اوضاع و احوال چطوره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
how is it hanging: اوضاع و احوال چطوره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
back home: زادگاه، وطن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you done: آیا کارت رو انجام دادی و یا اینکه ح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
are you done: آیا کارت رو انجام دادی و یا اینکه ح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
duh: پس نه پس ( پ نه پ )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
beckon: با حرکت دست یا سر به کسی اشاره کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
throw: مهمانی یا سور دادن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
do you mind: ۱. وقتی کسی کار آزاردهنده ای را انج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trifle: در سریال فرندز یک نوع دسر است.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wrap party: جشن پایان فیلمبرداری یک فیلم.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
flyaway: در هوا پرواز کردن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
flyaway: در هوا پرواز کردن.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
touch me: من را تحت تاثیر قرار داد.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
snow bunny: کسی که در حال یادگیری اسکی است.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look behind your back: پشت سرت رو نگاه کن.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lets take a stab at this: بیا یه نگاهی به این بندازیم.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have it your way: هر جور راحتی.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i handle it: خودم بهش رسیدگی می کنم.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dead quiet: سکوت مطلق
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
where you at: where are you شما کجا هستید
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my nose is stuff up: بینی ام گرفته است یا بینی ام کیپ اس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wrap up warm: خودتو گرم بپوشون.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sick: You are so sick تو خیلی خفنی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they take everything at face value: آنها عقلشون در چشمشونه.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
face value: at face value عقلشون در چشمشونه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get off my lawn: از چمن من برو بیرون.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i'm on the edge today: اعصاب ندارم.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i beg your pardon: پوزش می طلبم.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in a hurry: I m in a hurry من عجله دارم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
talk over: بین حرف کس دیگری حرف زدن.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do not talk over me: نزن تو حرفم و حرفم رو قطع نکن.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that dog will not hunt: اصلا جواب نمیده، فراموشش کن.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i m sensitive to hot: من گرمایی ام
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
time flies so fast: زمان خیلی زود میگذره.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take back: حرفت رو پس بگیر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bring into: پای کسی رو وسط چیزی کشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bring it on: بیا ببینم چند مرده حلاجی.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
alright: در محاوره معنای سلام می دهد.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
if i say so myself: حمل بر خودستایی نباشه.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mark my words: به حرفم می رسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
in deep shit: تو دردسر بزرگی افتادم.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sewer line: لوله فاضلاب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
shed tear: اشک ریختن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dare: dare somebody to do something کسی ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dare someboy to do something: کسی را شیر کردن یا شجاعت انجام کاری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you want to force it out of me: میخای از زیر زبونم بکشی.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bless your heart: خدا حفظت کنه.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bless your heart: خدا حفظت کنه.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stay tuned: با ما همراه باش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
crack up: crack someone up کسی رو خندوندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
suit yourself: هر طور خودت صلاح میدونی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
good to be here: خوشحالم که اینجام
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
absurd: do not be absurd مسخره بازی درنیار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
creep out: ترسیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
quake in my boots: از ترس به خود لرزیدن.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i thread the needle: من سوزن نخ می کنم.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
prick: سوزن در انگشت رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
small eyes: انسان دارای چشم کوچک سوزن دارای سور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cakewalk: کار آسان مثل آب خوردن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chip on one's shoulder: کسی که فکر میکند دیگران در حق او نا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pitch in: به دیگران ملحق شدن و به آنها کمک کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pain free: بدون درد
٢ سال پیش