برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

امیر گنجی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 سِزجُوہ نام قدیم سگزآباد قزوین است که معنی آن کوه سرسبز است. ١٤٠٠/٠٣/١٨
|

2 در گویش تاتی دیار به پیدا،آشکار گفته میشود. ١٤٠٠/٠٣/٠٢
|

3 در گویش تاتی زبق به لجن گفته میشود. ١٤٠٠/٠٢/٣٠
|

4 در گویش تاتی تل به تلخ گفته میشود. ١٤٠٠/٠٢/٢٩
|

5 در گویش تاتی شیشال به جوانه درخت گفته میشود. ١٤٠٠/٠٢/٢٠
|

6 در گویش تاتی واجن به (بگو )گفته میشود. ١٤٠٠/٠٢/١٠
|

7 در گویش تاتی به فرزند گفته میشود،زروان=بچه ها ١٤٠٠/٠٢/٠٧
|

8 در گویش تاتی به درخت نارون(قارقاج) گفته میشود. ١٤٠٠/٠١/٠٩
|

9 در گویش تاتی خلتی(khalti)به قلاده گفته میشود. ١٣٩٩/١١/٠٥
|

10 در گویش تاتی وین(vin)به ببین گفته میشود. ١٣٩٩/١٠/٢٣
|

11 در گویش تاتی اوندی =بده ١٣٩٩/١٠/٠٤
|

12 در گویش تاتی اِستَه به واستا گفته میشود. ١٣٩٩/١٠/٠٤
|

13 در گویش تاتی لولو به ادرار،شاش گفته میشود. ١٣٩٩/١٠/٠٤
|

14 در گویش تاتی گوشتَکون به گوشت کوب گفته میشود. ١٣٩٩/١٠/٠٤
|

15 در گویش تاتی برینج به بریز گفته میشود. ١٣٩٩/١٠/٠٤
|

16 در گویش تاتی اُگو به بگیر گفته میشود ١٣٩٩/١٠/٠٤
|

17 در گویش تاتی به جوی آبی گفته میشود که نسبت به جوی آب معمولی پهن تر و عمیق تر است گفته میشود. ١٣٩٩/١٠/٠٤
|

18 در گویش تاتی دیم شور به روشور،سفیدآب گفته میشود ١٣٩٩/١٠/٠٤
|

19 درگویش تاتی دَمَرِو( damarav)به دور دهان گفته میشود. ١٣٩٩/١٠/٠٤
|

20 در گویش تاتی به ناخن گفته میشود. ١٣٩٩/٠٩/١٤
|

21 در گویش تاتی هوم ویه به جاری(زن برادر شوهر)گفته میشود. ١٣٩٩/٠٩/١٤
|

22 در گویش تاتی پسا به عقب گفته میشود.پسین=پشتین،عقبین ١٣٩٩/٠٩/١٤
|

23 کباب کردن،سیخ های شبکه ای برای کباب کردن گوشت. ١٣٩٩/٠٩/١٢
|

24 سبب،موجب. ١٣٩٩/٠٩/٠٤
|

25 در گویش تاتی به پدر دَدَ یا پی یَر میگویند. ١٣٩٩/٠٨/٢٦
|

26 در گویش تاتی زِک به آب بینی گویند و زِکِل به دماغو ١٣٩٩/٠٨/٢٦
|

27 در گویش تاتی کَرخایَه به تخم مرغ گفته میشود. ١٣٩٩/٠٨/١٢
|

28 در گویش تاتی گالش به نوعی کفش لاستیکی گفته میشود. ١٣٩٩/٠٨/١٢
|

29 در گویش تاتی مِرِو(merav)به اَبرو گفته میشود. ١٣٩٩/٠٨/١٢
|

30 در گویش تاتی کِئو چش به چشم سبز(آدم چشم رنگی)گفته میشود) ١٣٩٩/٠٨/١١
|

31 در گویش تاتی دیارا بَش به گمشو گفته میشود. ١٣٩٩/٠٨/١١
|

32 در گویش تاتی مالیات به آغول نیز گفته میشود. ١٣٩٩/٠٨/١١
|

33 در گویش تاتی گنه گنه به آدم بد اخلاق و بد قلق گفته میشود. ١٣٩٩/٠٨/١٠
|

34 در گویش تاتی دیمشور به روشور،سفید آب گفته میشود. ١٣٩٩/٠٨/٠٢
|

35 در گویش تاتی کُلَرش به کاه میگویند، ١٣٩٩/٠٧/٢٨
|

36 در گویش تاتی شِمَه به شام گفته میشود ١٣٩٩/٠٧/٢٨
|

37 در گویش تاتی میا=می آید ١٣٩٩/٠٧/٢٨
|

38 در گویش تاتی میشته به ریده گفته میشود. ١٣٩٩/٠٧/٢٨
|

39 در گویش تاتی اَ=من ١٣٩٩/٠٧/٢٨
|

40 در گویش تاتی دِرِم به دارم گفته میشود. ١٣٩٩/٠٧/٢٨
|

41 در گویش تاتی کیمین به کدامین گفتع میشود. ١٣٩٩/٠٧/٢٨
|

42 در گویش تاتی نِمَه به نام،نامه گفته میشود. ١٣٩٩/٠٧/٢٨
|

43 در گویش تاتی بِدوج =بدوز ١٣٩٩/٠٧/٢٨
|

44 در گویش تاتی زِرواِن جمع زِرو به بچه،بچه ها گفته میشود. ١٣٩٩/٠٧/٢٨
|

45 در گویش تاتی پس پریرَ به پس پریروز گفته میشود. ١٣٩٩/٠٧/٢٨
|

46 در گویش تاتی غلی چین به چیدن غلات،گفته میشود. ١٣٩٩/٠٧/٢٨
|

47 در گویش تاتی سیبی به سفید گفته میشود. ١٣٩٩/٠٧/٢٨
|

48 در گویش تاتی گوَ(gova) به گاو میگویند.و گِو به گوه گفته میشود ١٣٩٩/٠٧/٢٨
|

49 در گویش تاتی لولوئه به ادرار گفته میشود. ١٣٩٩/٠٧/٢٨
|

50 در گویش تاتی نیز مانند گویش مازنی بِرارزا به برادر زاده میگویند. ١٣٩٩/٠٧/٢٨
|