امیر گنجی

امیر گنجی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



پی٠٤:٣٤ - ١٤٠٠/٠٨/٢٣پِی در گویش تاتی به دنبال گفته میشود، پشت سر کسی رفتن.گزارش
2 | 0
پیکت١٩:١٣ - ١٤٠٠/٠٧/٠٤در گویش تاتی پیکَت به افتاد گفته میشود.گزارش
0 | 0
تور٢١:١٧ - ١٤٠٠/٠٦/٢٦در گویش تاتی تور به دیوانه میگویند.گزارش
0 | 0
دار٢٢:٢١ - ١٤٠٠/٠٦/٠٩در گویش تاتی به درخت دارَ گفته میشود و به تیر چوبی دار میگویند. همچنین به داس نیز دارَ گفته میشود.گزارش
5 | 1
ماچه٢٢:١٣ - ١٤٠٠/٠٦/٠٩در گویش تاتی به سگ ماده ماچه میگویند، ( فقط سگ ماده )گزارش
0 | 0
ماقل٢٢:٠٩ - ١٤٠٠/٠٦/٠٩در گویش تاتی ماقل به عجب، یا تعجب از چیزی گفته میشود.گزارش
0 | 0
ماقل و دل١٣:٣٧ - ١٤٠٠/٠٦/٠٥در گویش تاتی ماقِل به چه عجب گفته میشود. تعجب از چیزی.گزارش
0 | 0
قیه١١:٣١ - ١٤٠٠/٠٥/١١در گویش تاتی به صدا کردن گفته میشود.گزارش
0 | 0
هرا١١:٣٠ - ١٤٠٠/٠٥/١١در گویش تاتی هرّا به فریاد بلند گفته میشود.گزارش
0 | 0
سزجوه٠١:٥٢ - ١٤٠٠/٠٣/١٨سِزجُوہ نام قدیم سگزآباد قزوین است که معنی آن کوه سرسبز است.گزارش
0 | 0
دیار٢١:١٥ - ١٤٠٠/٠٣/٠٢در گویش تاتی دیار به پیدا، آشکار گفته میشود.گزارش
2 | 0
زبق٢٣:٢١ - ١٤٠٠/٠٢/٣٠در گویش تاتی زبق به لجن گفته میشود.گزارش
0 | 0
تل١٢:٤٤ - ١٤٠٠/٠٢/٢٩در گویش تاتی تل به تلخ گفته میشود.گزارش
2 | 1
شیشال٢٣:٣٦ - ١٤٠٠/٠٢/٢٠در گویش تاتی شیشال به جوانه درخت گفته میشود.گزارش
0 | 0
واجن٢٢:٣٦ - ١٤٠٠/٠٢/١٠در گویش تاتی واجن به ( بگو ) گفته میشود.گزارش
2 | 0
زرو٢٣:١٩ - ١٤٠٠/٠٢/٠٧در گویش تاتی به فرزند گفته میشود، زروان=بچه هاگزارش
5 | 0
قارقاج١٧:٤٨ - ١٤٠٠/٠١/٠٩در گویش تاتی به درخت نارون ( قارقاج ) گفته میشود.گزارش
2 | 1
خلتی٠٩:٥٧ - ١٣٩٩/١١/٠٥در گویش تاتی خلتی ( khalti ) به قلاده گفته میشود.گزارش
5 | 0
وین٢٢:٥٥ - ١٣٩٩/١٠/٢٣در گویش تاتی وین ( vin ) به ببین گفته میشود.گزارش
7 | 1
اوندی٢٣:٠٨ - ١٣٩٩/١٠/٠٤در گویش تاتی اوندی =بدهگزارش
5 | 0
استه٢٣:٠٥ - ١٣٩٩/١٠/٠٤در گویش تاتی اِستَه به واستا گفته میشود.گزارش
5 | 0
لولو٢٢:٣٢ - ١٣٩٩/١٠/٠٤در گویش تاتی لولو به ادرار، شاش گفته میشود.گزارش
5 | 0
گوشتکون٢١:٥١ - ١٣٩٩/١٠/٠٤در گویش تاتی گوشتَکون به گوشت کوب گفته میشود.گزارش
5 | 0
برینج٢١:٤١ - ١٣٩٩/١٠/٠٤در گویش تاتی برینج به بریز گفته میشود.گزارش
2 | 0
اگو٢١:٣٨ - ١٣٩٩/١٠/٠٤در گویش تاتی اُگو به بگیر گفته میشودگزارش
2 | 0
هرنج٢١:٣١ - ١٣٩٩/١٠/٠٤در گویش تاتی به جوی آبی گفته میشود که نسبت به جوی آب معمولی پهن تر و عمیق تر است گفته میشود.گزارش
2 | 0
دیم شور٢١:١٨ - ١٣٩٩/١٠/٠٤در گویش تاتی دیم شور به روشور، سفیدآب گفته میشودگزارش
2 | 0
دمرو٢١:١٤ - ١٣٩٩/١٠/٠٤درگویش تاتی دَمَرِو ( damarav ) به دور دهان گفته میشود.گزارش
2 | 1
نخن١٦:٢١ - ١٣٩٩/٠٩/١٤در گویش تاتی به ناخن گفته میشود.گزارش
5 | 0
هوم ویه١٦:١٦ - ١٣٩٩/٠٩/١٤در گویش تاتی هوم ویه به جاری ( زن برادر شوهر ) گفته میشود.گزارش
2 | 0
پسا١٦:٠١ - ١٣٩٩/٠٩/١٤در گویش تاتی پسا به عقب گفته میشود. پسین=پشتین، عقبینگزارش
2 | 0
گریل کردن١٧:١١ - ١٣٩٩/٠٩/١٢کباب کردن، سیخ های شبکه ای برای کباب کردن گوشت.گزارش
0 | 0
مقتضی١٣:٤٧ - ١٣٩٩/٠٩/٠٤سبب، موجب.گزارش
7 | 0
دد١٢:٠٧ - ١٣٩٩/٠٨/٢٦در گویش تاتی به پدر دَدَ یا پی یَر میگویند.گزارش
2 | 0
زک١١:٤٢ - ١٣٩٩/٠٨/٢٦در گویش تاتی زِک به آب بینی گویند و زِکِل به دماغوگزارش
7 | 1
کرخایه٠٠:٣٢ - ١٣٩٩/٠٨/١٢در گویش تاتی کَرخایَه به تخم مرغ گفته میشود.گزارش
2 | 0
گالش٠٠:٢٧ - ١٣٩٩/٠٨/١٢در گویش تاتی گالش به نوعی کفش لاستیکی گفته میشود.گزارش
5 | 1
مرو٠٠:١٦ - ١٣٩٩/٠٨/١٢در گویش تاتی مِرِو ( merav ) به اَبرو گفته میشود.گزارش
5 | 1
کئو چش٢١:٣٢ - ١٣٩٩/٠٨/١١در گویش تاتی کِئو چش به چشم سبز ( آدم چشم رنگی ) گفته میشود )گزارش
0 | 0
دیارابش٢١:٢١ - ١٣٩٩/٠٨/١١در گویش تاتی دیارا بَش به گمشو گفته میشود.گزارش
0 | 0
مالیات٠٧:٤٩ - ١٣٩٩/٠٨/١١در گویش تاتی مالیات به آغول نیز گفته میشود.گزارش
0 | 0
گنه گنه٠٠:٢٣ - ١٣٩٩/٠٨/١٠در گویش تاتی گنه گنه به آدم بد اخلاق و بد قلق گفته میشود.گزارش
2 | 0
دیمشور٢١:٤٠ - ١٣٩٩/٠٨/٠٢در گویش تاتی دیمشور به روشور، سفید آب گفته میشود.گزارش
0 | 0
کلرش١١:٥٢ - ١٣٩٩/٠٧/٢٨در گویش تاتی کُلَرش به کاه میگویند،گزارش
0 | 0
شمه٠٩:٣٧ - ١٣٩٩/٠٧/٢٨در گویش تاتی شِمَه به شام گفته میشودگزارش
0 | 0
میا٠٩:٣٤ - ١٣٩٩/٠٧/٢٨در گویش تاتی میا=می آیدگزارش
5 | 1
میشته٠٩:٣٠ - ١٣٩٩/٠٧/٢٨در گویش تاتی میشته به ریده گفته میشود.گزارش
0 | 0
ا٠٩:٢٦ - ١٣٩٩/٠٧/٢٨در گویش تاتی اَ=منگزارش
7 | 1
درم٠٩:٢٣ - ١٣٩٩/٠٧/٢٨در گویش تاتی دِرِم به دارم گفته میشود.گزارش
2 | 1
کیمین٠٩:١٧ - ١٣٩٩/٠٧/٢٨در گویش تاتی کیمین به کدامین گفتع میشود.گزارش
0 | 0