پیشنهادهای پیترسپ (١٣٧)
تیگره واژه ای پارسی است. درباره ( رود تیگره ) دجله چنین آمده است رود تیگره از واژه پارسی باستان ( تیگرا ) به چَم ( تند و تیز ) گرفته شده است و در ...
رود تیگره ( دجله ) واژه ای پارسی است. دجله دگردیسی شده واژه ( تیگره ) است. رود تیگره از واژه پارسی باستان ( تیگرا ) به چَم ( تند و تیز ) گرفته شده ...
واژه انگلیسی ( current ) دارای ریشه پارسی است. این واژه با واژه کار، کارون، جاری همریشه است. در برگه41 درباره ( کارون ) چنین آمده است نام رودخانه ...
واژه ( جاری ) دارای ریشه پارسی است واژه ( جاری ) همریشه با واژه ( کار ) است همچنین واژه انگلیسی ( current ) همریشه با این واژگان است و دارای ریشه پا ...
( کارون ) واژه ای پارسی است. نام رودخانه کارون از همین ریشه کار ( بردن، روان بودن ) است و با واژه current در زبان انگلیسی و واژه ( جاری ) در زبان ا ...
( کارون ) واژه ای پارسی است. نام رودخانه کارون از همین ریشه کار ( بردن، روان بودن ) است و با واژه current در زبان انگلیسی و واژه ( جاری ) در زبان ا ...
( کارون ) واژه ای پارسی است. نام رودخانه کارون از همین ریشه کار ( بردن، روان بودن ) است و با واژه current در زبان انگلیسی و واژه ( جاری ) در زبان ا ...
( کارون ) واژه ای پارسی است. نام رودخانه کارون از همین ریشه کار ( بردن، روان بودن ) است و با واژه current در زبان انگلیسی و واژه ( جاری ) در زبان ا ...
واژه گرد پارسی است واژه ( گرد ) به چَم ( کرده، درست شده، شهر ) در ایران کهن ( سرزمین پارس ) بکار رفته است. در برگ جستار ( پاسارگاد ) چنین آمده است ...
پاسارگاد واژه ای پارسی است پاسارگاد یا پارسه گرد است. پاسارگاد یا پارسه گرد، نخستین پایتخت هخامنشیان در زمان کوروش بزرگ بود و پس از آن داریوش هخامنش ...
واژه انگلیسی ( state ) دارای ریشه پارسی است و با واژه های پارسی: استان، استوار، آستانه، استخوان، ستون، همریشه است. در برگه ریشه یابی واژه ( اُستان ...
واژگان ( اُستان، آستانه، اُستوار، ستون، اُستخوان ) هم خانواده، همریشه هستند و واژگانی پارسی هستند. در برگه ریشه یابی واژه ( اُستان ) آمده است واژه ...
واژگان ( اُستان، آستانه، اُستوار، ستون، اُستخوان ) هم خانواده، همریشه هستند و واژگانی پارسی هستند. پارسی باستان: خشترپاونی ( شهربانی ) پارسی پهلوی ...
واژگان انگلیسی ( wear ) و ( cover ) دارای ریشه پارسی هستند. همچنین واژه اَربی ( بحر ) نیز همریشه با این واژگان انگلیسی هستند ریشه این واژگان از واژ ...
واژگان انگلیسی ( wear ) و ( cover ) دارای ریشه پارسی هستند. همچنین واژه اَربی ( بحر ) نیز همریشه با این واژگان انگلیسی هستند ریشه این واژگان از واژ ...
واژه اَربی ( بحر ) به معنی دریا واژه ای پارسی است. این واژه از واژه پارسی ( ور ) به چَم ( دربر گرفتن ) ساخته شده نکته:واژه پارسی کشور نیز از دو بخش ...
واژگان انگلیسی ( course ) و ( coast ) دارای ریشه پارسی هستند که هر دو آنها از واژه پارسی ( کاس ) ساخته شدند. واژه کاس پارسی و دگرریخت آن کرش واژه ک ...
واژگان انگلیسی ( course ) و ( coast ) دارای ریشه پارسی هستند که هر دو آنها از واژه پارسی ( کاس ) ساخته شدند. واژه کاس پارسی و دگرریخت آن کرش واژه ک ...
کشور یک واژه پارسی است. پارسی باستان: کرشوَر پارسی پهلوی: کیشور پارسی نوین: کشور کتاب اوستا: کرشوَر در پارسی باستان و در نبیگِ اوستا کشور را ( کرش ...
آفریقا یک واژه پارسی است. آفریقا سرزمین دور، برگرفته از واژه پانکی ( فنیقی ) افر است که خود افر نیز از واژه پارسی باستان ( آپارا ) به معنی �دور� گر ...
آفریقا ( africa ) یک واژه پارسی است. آفریقا سرزمین دور، برگرفته از واژه پانکی ( فنیقی ) افر است که خود افر نیز از واژه پارسی باستان ( آپارا ) به مع ...
( آسیا ) یک واژه پارسی است. آسیا از ریشه �آس� و �آسان� است به معنی: استوار، ایستاده، بالا و جایگاه بالا آمدن خورشید و چون آسیا نسبت به یونان در شرق ...
قاره اروپا ( europe ) یک واژه پارسی است. واژه اورپا از دو بخش هور ( خورشید ) و پا ( پایین ) ساخته شده است و به معنی سرزمین پایین رفتن خورشید میباشد ...
آسیا ( asia ) یک واژه پارسی است. آسیا از ریشه �آس� و �آسان� است به معنی: استوار، ایستاده، بالا و جایگاه بالا آمدن خورشید و چون آسیا نسبت به یونان د ...
واژه ( قاره ) یک واژه پارسی است. ( قاره ) اَربی شده واژه ( گور ) پارسی است به معنی ( دشت ) . واژه گور به معنی دشت با واژه های: - کویر - گورگاه ...
واژه ( قاره ) یک واژه پارسی است. ( قاره ) اَربی شده واژه ( گور ) پارسی است به معنی ( دشت ) . واژه گور به معنی دشت با واژه های: - کویر - گورگاه ...
( آسیا ) یک واژه پارسی است. آسیا از ریشه �آس� و �آسان� است به معنی: استوار، ایستاده، بالا و جایگاه بالا آمدن خورشید و چون آسیا نسبت به یونان در شرق ...
اروپا یک واژه پارسی است. واژه اورپا از دو بخش هور ( خورشید ) و پا ( پایین ) ساخته شده است و به معنی سرزمین پایین رفتن خورشید میباشد. واژه اروپا با ...
آفریقا یک واژه پارسی است. آفریقا سرزمین دور، برگرفته از واژه پانکی ( فنیقی ) افر است که خود افر نیز از واژه پارسی باستان ( آپارا ) به معنی �دور� گر ...
آفریقا یک واژه پارسی است. آفریقا سرزمین دور، برگرفته از واژه پانکی ( فنیقی ) افر است که خود افر نیز از واژه پارسی باستان ( آپارا ) به معنی �دور� گر ...
اروپا یک واژه پارسی است. ریخت درست ( اور پا ) ( اور ) دگر ریخت ( هور ) واژه اورپا از دو بخش هور ( خورشید ) و پا ( پایین ) ساخته شده است و به مع ...
( آسیا ) یک واژه پارسی است. آسیا از ریشه �آس� و �آسان� است به معنی: استوار، ایستاده، بالا و جایگاه بالا آمدن خورشید و چون آسیا نسبت به یونان در شرق ...
واژه ( قاره ) یک واژه پارسی است. ( قاره ) اَربی شده واژه ( گور ) پارسی است به معنی ( دشت ) . واژه گور به معنی دشت با واژه های: - کویر - گورگاه ...
واژگان ( شمال، جنوب، شرق، غرب ) تماما دارای ریشه پارسی هستند. همچنین در گذشته در پارسی از واژگان ( اپاختر، نیمروز ( رپیت وین ) ، خاور، باختر ) بهره ...
واژگان ( شمال، جنوب، شرق، غرب ) تماما دارای ریشه پارسی هستند. همچنین در گذشته در پارسی از واژگان ( اپاختر، نیمروز ( رپیت وین ) ، خاور، باختر ) بهره ...
واژگان ( شمال، جنوب، شرق، غرب ) تماما دارای ریشه پارسی هستند. همچنین در گذشته در پارسی از واژگان ( اپاختر، نیمروز ( رپیت وین ) ، خاور، باختر ) بهره ...
واژگان ( شمال، جنوب، شرق، غرب ) تماما دارای ریشه پارسی هستند. همچنین در گذشته در پارسی از واژگان ( اپاختر، نیمروز ( رپیت وین ) ، خاور، باختر ) بهره ...
واژگان ( شمال، جنوب، شرق، غرب ) تماما دارای ریشه پارسی هستند. همچنین در گذشته در پارسی از واژگان ( اپاختر، نیمروز ( رپیت وین ) ، خاور، باختر ) بهره ...
واژگان ( شمال، جنوب، شرق، غرب ) تماما دارای ریشه پارسی هستند. همچنین در گذشته در پارسی از واژگان ( اپاختر، نیمروز ( رپیت وین ) ، خاور، باختر ) بهره ...
واژگان ( شمال، جنوب، شرق، غرب ) تماما دارای ریشه پارسی هستند. همچنین در گذشته در پارسی از واژگان ( اپاختر، نیمروز ( رپیت وین ) ، خاور، باختر ) بهره ...
واژگان ( شمال، جنوب، شرق، غرب ) تماما دارای ریشه پارسی هستند. همچنین در گذشته در پارسی از واژگان ( اپاختر، نیمروز ( رپیت وین ) ، خاور، باختر ) بهره ...
واژگان ( شمال، جنوب، شرق، غرب ) تماما دارای ریشه پارسی هستند. همچنین در گذشته در پارسی از واژگان ( اپاختر، نیمروز ( رپیت وین ) ، خاور، باختر ) بهره ...
واژگان ( شمال، جنوب، شرق، غرب ) تماما دارای ریشه پارسی هستند. همچنین در گذشته در پارسی از واژگان ( اپاختر، نیمروز ( رپیت وین ) ، خاور، باختر ) بهره ...
واژگان ( شمال، جنوب، شرق، غرب ) تماما دارای ریشه پارسی هستند. همچنین در گذشته در پارسی از واژگان ( اپاختر، نیمروز ( رپیت وین ) ، خاور، باختر ) بهره ...
واژه ( یر=yer ) در زبان تورکی دارای ریشه پارسی است و از واژه اور پارسی گرفته شده واژه ( اور ) که به معنی ( زمین خوار و هموار ) است که این واژه پارسی ...
واژه انگلیسی ( earth ) دارای ریشه پارسی است و از واژه ( اور ) پارسی ریشه دارد. واژه ( اور ) که به معنی ( زمین خوار و هموار ) است که این واژه پارسی ...
واژه ( اور ) یک واژه کاملن پارسی است به چَم: زمین خوار ( پَست ) ، هموار واژه ( اور ) که به معنی ( زمین خوار و هموار ) است که این واژه پارسی باکمی دگ ...
( زمین، اور ) پارسی هستند و دارای یک چَم ( معنی ) پارسی باستان: زمی ( zami ) پارسی پهلوی: زمیک ( zamik ) اوستا: زام، زم ( zām ) پارسی نوین: زمین ...
یکی از ویژگی های زبان پارسی توانایی بالای واژه سازی است دکتر حسابی که بر 10 زبان جهان چیرگی داشت، میگوید زبان پارسی که از راه آمیزش ریشه ها و پسوندها ...
یکی از ویژگی های زبان پارسی توانایی بالای واژه سازی است دکتر حسابی که بر 10 زبان جهان چیرگی داشت، میگوید زبان پارسی که از راه آمیزش ریشه ها و پسوندها ...