برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1474 100 1

گاو

/gAv/

مترادف گاو: بقر، ثور، سهر

معنی گاو در لغت نامه دهخدا

گاو. (اِ) از پیمانه ها معادل دوپرثنها (پرسنگ ). (ایران باستان ص 1498).

گاو. (اِ) ایرانی باستان : گاو ، پهلوی : گاو ، کردی : گا . افغانی : گوا . اُسِّتی : یگ ، قوگ (گاو ماده ). بلوچی : گک گکس (گاو، گاو ماده ، گاو نر). وخی : گیو ، گو . سریکلی : ژَئو .شغنی : ژائو . سنگلچی و منجی. گائو. یغنوبی ، گوا . (اساس اشتقاق اللغة ص 888) (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). جانوری است از خانواده ٔتهی شاخان از راسته ٔ نشخوارکنندگان ، که در آرواره ٔ بالا فاقد دندانهای پیشین است و دندان نیش نیز ندارد. در هر آرواره دارای 6 آسیاست شاخ گاو دائمی است : اجله ؛ گاو بی شاخ ، گاو کوهی. (منتهی الارب ). ارخی ؛ گاو نرجوان. (منتهی الارب ). اَطوم ؛ گاو. عین ؛ گاو وحشی. اعین ؛ گاو دشتی نر. ثور اغصن ؛ گاوی که در دنب او سپیدی باشد. ام ّ خَنور (خِنور)؛ گاو. بقر؛ گاو نر. بقرة؛ گاو ماده. بقرة تبعی ؛ ماده گاو گشن خواه. تلوع ؛ سر برآوردن گاو از جای باش خود. ثور؛ گاو نر. ثوره ؛ گاو ماده. جلمد؛ گاو. جوار؛ بانگ گاو. جوارالکنس ؛ گاوان وحشی. خزومه ؛ ماده گاو یا ماده گاو کلانسال خردقامت. جندع ؛گاو دوساله. خنتة؛ گاو کلانسال سطبر. خُنس ؛ گاو. ذب ؛گاو دشتی. رمّاثة؛ ماده گاو وحشی. رکس ؛ گاوی که در مرکز خرمن بندند. سن ؛ گاو دشتی. سنّم. ماده گاو. شاة؛گاو وحشی و گاو نر وحشی. مشیب ؛ گاو دشتی و گاو جوان. طائف ؛ گاو نر که نزدیک طرف خرمن باشد. طاحن ؛ گاو که در مرکز خرمن بندند وقت کوفتن خرمن. طُغّ طغیا؛ گاو نر. عُنقود؛ گاونر. عجوز. گاونر؛ گاو ماده. عینا؛ گاو ماده ٔ وحشی. عین ؛ گاو ماده ٔ وحشی. عوان ؛ گاو ماده که بعد شکم نخستین بچه آورد. علجوم ؛ گاو نر کهنسال. علهب ؛ گاو وحشی. عوهق ؛ گاو نر سیاه. غضب ؛ گاو نر. غیطلة؛ ماده گاو شیردار. (منتهی الارب ). فروض ؛ گاو پیر. (تاج المصادر بیهقی ). قناة؛ گاو یا گاو کشت. ف ...

معنی گاو به فارسی

گاو
برج دوم از دوازده برج منطقه البروج که بعربی آنرا ثور گویند . این برج بعد از صورت حمل قرار دارد ( بصورت گاوی نیم تنه توهم گشته که عقبش بسوی مغرب و جلو بطرف مشرق است و از ۱۴۱ ستاره تشکیل میگردد .
ازحیوانات اهلی وعلفخوار، دارای پیشانی پهن ودوشاخ، گاونربرای شخم زدن زمین وکوبیدن خرمن وبارکشی بکارمیرود
( اسم ) ۱ - پستانداری است از راست. سم داران از دست. زوج سمان از گروه نشخوار کنند گان و از تیر. تهی شاخان . پستانداری علفخوار است و معده اش مانند دیگر نشخوار کنندگان چهار قسمتی و شامل سیرابی نگاری هزارلا و شیردان میباشد . در آروار. فوقانی گاو دندانهای پیشین و نیش وجود ندارد و فقط دندانهای آسیا وجود دارند و بر عکس دندانهای پیشین و نیش در فک تحتانی موجودند . دندانهای نیش گاو همانند ثنا یاشده و بطور کلی بشکل یک ردیف منظم هشت تایی در جلو فک قرار دارند . در هر دست و پای گاو یک زوج سم و جود دارد . جانوری بسیار مفید است و از شیر و گوشت و پوست و نیروی بدنی آن استفاده میشود . نژاد های گاو بسیارند . نژاد های معروف گاو های ایرانی : نژاد های جنگلی یا ساحلی که مخصوص نواحی گیلان و مازندران و گرگانست نژاد کوهستانی که گاو های سراب و اردبیل و دیگر نواحی آذربایجان از آن نژادند نژاد دشتی که گاو های سیستان را شامل میشود . گاو های نواحی دیگر ایران معمولا مخلوطی از نژاد های مختلف میباشند . نژاد های گاو های اروپایی عبارتند از : نژاد آنگوس نژاد دورهام نژاد فراند نژاد گارن نژاد گاسکون نژاد لیموزن نژاد هرفورد و نژاد های هلندی و دانمارکی و غیره . از گاو نر جهت تخم کشی و شخم و باربری استفاده میکنند و گاو ماده را بیشتر جهت استفاده از شیر نگهداری مینمایند ثور بقر : چنین تا بدوشم من از گاو شیر تو این کار هر کاره آسان مگیر . یا ترکیبات اسمی : گاو آبی . کاشالو . یا گاو بحری . در باب این جانور دچار اشتباه شده اند و حیوانی را که عنبر دفع کند گاو بحری نامیده اند و حال آنکه عنبر از نوعی پستاندار ماهی شکل بدست می آید نه از نوعی گاو دریایی کاشالو ( ظاهرا عظمت جث. این جانور موجب این تسمیه شده ) : نگویی گاو بحری را چرا تب خاله شد عنبر گیا در ناف آهو مشک اذفر بیشمر دارد . ( ناصر خسرو ) یا گاو بی ذنب . گاو بی شاخ و دم : چون زوحذرت کردن باید همی نخست دجال ...

معنی گاو در فرهنگ معین

گاو
(اِ.) ۱ - از حیوانات اهلی علفخوار. ۲ - نام دومین برج از برج های منطقه البروج که خورشید در اردیبهشت ماه در این برج دیده می شود، ثور. ، ~ ِ پیشانی سفید کنایه از آدم خیلی معروف . ، ~ بی شاخ و دم کنایه از: آدم درشت هیکل و بی فرهنگ ، شخص ابله . ،~ کسی زای
(وِ زَ)(اِمر.) گاوی که طبق افسانه ها در زیر زمین است و زمین روی شاخ این گاو قراردارد و خود گاو بر پشت ماهی ایستاده است .
(وِ مِ)(اِمر.) گاو زرینی که سامری نامی از بنی اسرائیل آن را ساخته بود و مردم را به پرستیدن آن دعوت می کرد.
(وِ فِ) (اِمر.) نام گاوی که فریدون به هنگام کودکی در مازندران از شیر آن تغذیه می کرد. نام این گاو برمایه و برمایون بود.
(وِ فَ لَ) (اِمر.) برج ثور، دومین برج از برج های منطقه البروج که در اردیبهشت خورشید در این برج قرار دارد.
(وِ گَ) نک گاو فلک .
(اِمر.) نک گاوزمین .
(وِ) (اِ.) گاوی که طبق روایت قرآن می بایست قوم بنی اسرائیل به امر حضرت موسی قربانی کنند.
(کَ دَ) (مص ل .) قضای حاجت کردن ، ریدن .
( ~.) (اِمر.) = ورزه گاو: گاوی که بدان زمین را شیار کنند، گاو زراعت ، ورزاو.
(دُ مِ) (اِمر.) گاودم ، دوال و تسمه ای که آن را به شکل دم گاو تابند و مانند تازیانه به کار برند.
...

معنی گاو در فرهنگ فارسی عمید

گاو
۱. (زیست شناسی) پستاندار نشخوارکنندۀ اهلی با پیشانی پهن و شاخ های خالی که از شیر، گوشت و پوست آن استفاده می شود، سهر.
۲. [مجاز] احمق.
۳. [قدیمی، مجاز] مرد دلیر و تنومند: کردم روان و دل را بر جان او نگهبان/ همواره گردش اندر گُردان بُوَند و گاوان (دقیقی: لغت نامه: گاو).
* گاو پروین: (نجوم) [قدیمی] صورت نجومی ثور که مجاور ثریا است.
* گاو پیشانی سفید: [مجاز] آن که در همه جا شناخته شود، معروف، مشهور.
* گاو زمین: در باور قدما، گاوی که بر پشت یک ماهی قرار گرفته و زمین بر روی شاخ او است: گوهر شب را به شب عنبرین / گاو فلک برده ز گاو زمین (نظامی۱: ۹).
* گاو فلک: (نجوم) [قدیمی]
۱. برج ثور.
۲. صورت نجومی ثور: گوهر شب را به شب عنبرین/ گاو فلک برده ز گاو زمین (نظامی۱: ۹).
* گاو گردون: (نجوم) = * گاو فلک
۱. (کشاورزی) عمل گاو بند.
۲. [عامیانه، مجاز] بند وبست برای به دست آوردن ثروت از ممری.
اشتلم کردن و رجز خواندن و تهدید کردن دشمن: ور گمان گاو تازی دارد اینک حاضرم/ گر نمی تازی نمی دانم هماهنگی مکن (عرفی: لغت نامه: گاوتازی).
گاو نری که برای شخم زدن زمین به کار رود: برزه گاوی ست کاو خورد ناچار / بر تخمی که خود کند شدیار (عثمان مختاری: ۶۹۹).

گاو در دانشنامه اسلامی

ماجرای گاو بنی اسرائیل، مختلف نقل شده، ما در اینجا نظر شما را به ذکر یکی از آن روایات، با توجه به روایات دیگر و آیات ۶۷ تا ۷۳ سوره بقره، جلب می کنیم.
مرد نیکوکاری به پدر و مادر خود احترام می کرد. در یکی از روزها که پدرش در خواب بود معامله پر سودی برایش پیش آمد، ولی مغازه اش بسته بود و کلید مغازه نزد پدرش بود و پدرش نیز در آن وقت خوابیده بود. فروختن کالا، بستگی به بیدار کردن پدر داشت، تا کلیدی را که در نزد پدر بود بگیرد. مرد نیکوکار آن معامله پرسود را به خاطر بیدار نکردن پدر، انجام نداد (و به خاطر احترام به پدر، از سود کلانی که معادل ۷۰ هزار درهم بود، گذشت) و مشتری رفت. وقتی پدر بیدار شد و از ماجرا اطلاع یافت، از پسر مهربانش تشکر کرد و گاوی را که داشت به پسرش بخشید و گفت: «امیدوارم خیر و برکت بسیار، از ناحیه این گاو به تو برسد.»
خون بها
این از یک سو، و از سوی دیگر یکی از جوانان نیک بنی اسرائیل از دختری خواستگاری کرد، به او جواب مثبت دادند، پسرعموی او که جوان آلوده به گناه بود، از همان دختر، خواستگاری کرد. خواستگاری او را رد کردند، او کینه پسرعمویش را به دل گرفت تا اینکه شبی او را غافل گیر کرده و کشت و جنازه اش را در یکی از محله ها انداخت. فردای آن روز کنار جنازه آمد و با گریه و داد و فریاد، تقاضای خون بها کرد و گفت: «هر کس او را کشته، خون بهایش به من می رسد، و اگر قاتل پیدا نشد، اهل آن محل باید خون بها را بپردازند! »
بهانه بنی اسرائیل
موضوع پیچیده شد و اختلاف، شدید گردید، چون تعیین قاتل از طریق عادی ممکن نبود و ادامه این وضع ممکن بود موجب فتنه و قتل عظیم شود، نزد موسی (علیه السّلام) آمدند تا او از خدا بخواهد قاتل را معرفی کند.موسی (علیه السّلام) حل مشکل را از درگاه خدا خواست، خداوند دستوری به او داد، موسی (علیه السّلام) آن دستور را به قوم خود چنین بیان کرد:خداوند به شما دستور می دهد ماده گاوی را ذبح کنید و قطعه ای از بدن آن را به مقتول بزنید، تا زنده شود و قاتل را معرفی کند و درگیری پایان یابد.بنی اسرائیل: آیا ما را مسخره می کنی؟موسی: به خدا پناه می برم از اینکه از جاهلان باشم.بنی اسرائیل اگر کار را در همین جا ختم می کردند، زود به نتیجه می رسیدند، ولی بر اثر سؤا ...


گاو در دانشنامه ویکی پدیا

گاو
گاو (به انگلیسی: Cattle or Cow) پستانداری است سُم دار، نشخوارکننده و تهی شاخ از راسته زوج سُمان، از خانواده گاوسانان. خانوادهٔ گاوسانان در برگیرندهٔ چندین سرده است که سردهٔ Bos همهٔ گاوها و گاومیشها را در بر می گیرد.
نژادهای شیری شامل: ایرشایر، جرسی، گرنزی، یا براون سوئیس، فریژن (فریژن هلندی، هولشتین فریژن، فریژن انگلیسی و فریژن سفید و قرمز) و کری،
نژادهای گوشتی معروف شامل: گالووای، آبردین آنگوس، هرفورد، شورت هورن، شاروله، لیموزین، سمینتال، براهمن، سانتاگتروس و برانگوس می باشد.
این حیوان به دلیل استفاده از گوشت، تولید شیر و استفاده از پوست برای تولید چرم توسط انسان پرورش داده می شود. یکی دیگر از محصولات تولید شده از این حیوان، کود حیوانی است.
نزدیک به ۱۰۵۰۰ سال پیش چیزی در حدود ۸۰ راس گاو برای اولین بار در آناتولی مرکزی، شام و ایران غربی اهلی شده است. طبق تخمینی در سال ۲۰۱۱ نزدیک به ۱٫۴ میلیارد راس گاو در جهان وجود دارد.
جد گاوهای اهلی امروزی حیوانی منقرض شده به نام نیاگاو (Bos primigenius) می باشد. اولین حیوانی که به سرده بوس متعلق بود در بیش از دو میلیون سال پیش در آسیا دیده شد. نیاگاو در حدود دویست و پنجاه هزار سال پیش به اروپا رسید.
عکس گاو
واژهٔ گاو می تواند به این موارد اشاره داشته باشد:
گاو، پستانداری سم دار، نشخوارکننده و تهی شاخ از راستهٔ زوج سُمان و خانوادهٔ گاوسانان
گاو نر
گاو ماده
گاو شیری
گاومیش
ورزا، گاوی را گویند که زمین بدان شیار کنند
گاو دریایی، پستانداری آبزی
گاوماهیان، خانواده ای از ماهی ها
گاو مشک یکی از قدیمی ترین پستاندارانی که ظاهرش به جانوران بدوی بسیار شبیه است.
گاو (سرده) (نام علمی: Bos) نام یک سرده از زیرخانواده گاویان است.
زیرسرده Bos
نیاگاو (نیاگاو) انقراض
گاو (گاو, domesticated form of Bos primigenius) ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

گاو در دانشنامه آزاد پارسی

گاو (cattle)
پستاندار بزرگ، نشخوارکننده، پنجه پهن و سُم دار از جنس بوس، خانوادۀ گاوسانان شامل گونه های وحشی گاو (یاک)، گور، گایال، بانتنگ و کوپری، و همچنین گونه های اهلی آن. گاومیش های آسیایی بوبالوس، گاومیش افریقایی سینسروس و گاومیش امریکایی باسین، واقعاً گاو محسوب نمی شوند، چراکه گاو را برای تولید گوشت یا شیر آن پرورش می دهند. گاو نخستین بار در خاورمیانه در دوران نوسنگی، حدود ۸۰۰۰پ م، اهلی شد. کشاورزان مهاجر عصر نوسنگی این حیوان را به اروپا آوردند. عمل تخمیر در معده چهارقسمتی به گاو اجازه می دهد که از علف، مهم ترین مادۀ غذایی اش، به خوبی استفاده کند. دو نوع گاو اهلی اصلی وجود دارند: نژادهای اروپایی، گونه های بوس تائوروس از نسل اوروکس، و نژاد های گوناگون زبو.
تخم کشی. بسیاری از کشورها با کمک توسعۀ علم ژنتیک، برنامه های تخم کشی گاو را در مقیاس وسیع، با هدف به حداکثر رساندن ویژگی های مهم اقتصادی، به ویژه در مورد گاوهای شیری، به اجرا گذاشته اند. تلقیح مصنوعی در قرن ۲۰ تأثیر چشمگیر در صنعت گاوداری داشته، و نیاز تولیدکنندگان کوچک را به نگهداری گاو نر از بین برده، و تعداد گاو های جفت گیر با یک گاو نر را به شدت افزایش داده است. درنتیجه، نیاز به نگهداری گاو های نر برای جفت گیری کاهش یافته است.
تولید شیر. زایش گوساله آغاز فرآیند تولید شیر است. گاو، برحسب نژاد و وضع زیست محیطی نخستین گوساله ها را بین دو تا سه سالگی می زاید، نژاد های کوچک تر مانند جرسی، خیلی زودتر از گاو های بزرگ تر زاد و ولد می کند. تولید شیر به تغذیۀ خوب بستگی کامل دارد.
تولید گوشت. در کشورهای بزرگ تولیدکننده لبنیات مانند انگلستان، گوساله ها را چند روز پس از تولد کشتار می کنند. تعداد محدودی از گوساله ها را برای تولید گوشت مدت بیشتری نگهداری می کنند. گوساله های باقی مانده که به آن ها برای جایگزینی گاوهای شیری ـ که به پایان حیات مفید خود رسیده اند، نیاز نیست پرواربندی و برای تولید گوشت کشتار می شوند.
بیماری ها. مهم ترین بیماری گاو BSE یا جنون گاوی است که به دستگاه عصبی حمله می کند. بیماری های عفونی گاو نیز عبارت اند از سیاه زخم، پاو دهان، طاعون گاوی و سل. اختلال در شیمی بدن (بیماری سوخت و سازی) گاو شامل تب شیر، ناشی از کاهش کلسیم خون درنتیجه بارداری و شیردهی؛ کمبود منگنز خون ب ...

نقل قول های گاو

گاو، از چهارپایان اهلی و از خانواده گاوسانان نشخوارکننده است.
• «خوان بقول در جایی که محبت باشد بهتر است از گاو پرواری که با آن عداوت باشد.» -> انجیل عهد عتیق، امثال سلیمان - ۱۵، ۱۷
• «زیرا کتاب می گوید: گاو را وقتی که خرمن خرد می کند، دهن مبند؛ و مزدور، مستحق اجرت خود است» -> انجیل عهد جدید، تیموتاوس - ۵، ۱۸
• «... و گوساله پرواری را آورده ذبح کنید تا بخوریم و شادی نماییم.» -> انجیل عهد جدید، لوقا ۲۳، ۱۵
• «هرگاه گاوی به شاخ خود مرد یا زنی را بزند که او بمیرد گاو را البته سنگسار کنند و گوشتش را نخورند و صاحب گاو بی گناه باشد ولیکن اگر گاو قبل از آن شاخ زن می بود و صاحبش آگاه بود و آن را نگاه نداشت و او مردی یا زنی را کشت، گاو را سنگسار کنند و صاحبش را نیز به قتل رسانند، اگر گاو غلامی یا کنیزی را بزند سی مثقال نقره به صاحب او داده شود و گاو سنگسار شود.» -> انجیل عهد عتیق، سفر خروج - باب ۲۱، آیه: ۲۸، ۲۹، ۳۲
• «آن که امروز تخم مرغی بدزدد، فردا گاوی را خواهد دزدید.» -> ضرب المثل رومانی
• «اول آخور ببند بعد گاو را بخر!»
• «او مثل گاو نر رفت و مثل گاو ماده برگشت.» -> ضرب المثل رومانی
• «تا گوساله گاو گردد، دل صاحبش (مادرش) آب گردد.»
• «خر و گاو را با یک چوب می راند»
• «دختر به مادر می رود، گوساله به گاو!»
• «راه رفتن را از گاو یاد بگیر، آب خوردن را از خر!»
• «سر ماهی بودن بهتر از دم گاو بودن است.» -> ضرب المثل ایتالیایی
• «کاه را جلو سگ می ریزند و استخوان را جلو گاو»
• «گاو پیشانی سفید»
• «گاو دوشا»
• «گاو، ده من شیر میده صداش درنمی یاد، مرغ یک تخم میذاره سر و صداش محله را پر می کنه.»
• «گاو سیاه هم شیرش سفید است!»
• «گاوش زاییده است.»
• «گاو شیرده کسی بودن»
• «گاو که پیر شد گوساله اش عزیز می شود.»
• «گاو ما شیر نمیده، ماشاالله به شاخش.»
• «گاو نر و صد جریب به تخمش.»
• «گاو نُه من شیر است!»
• «گاوی که به کهنه خوردن عادت کرد، پی شخم نمی ره.»
• «گر نبودی چوب تر، فرمان نبردی گاو و خر»
• «گوساله بسته را می زند.»
• «گوساله که بزرگ بشود، می شود گاو»
• «گنه کنند گاوان، کدخدا ...

ارتباط محتوایی با گاو

گاو در جدول کلمات

گاو آهن
ایمر , خیش, سپار
گاو باز
ماتادور
گاو باز آمریکایی
کابوی
گاو باز اسپانیایی
ماتادور
گاو بزرگ
گاومیش
گاو بی دم
گا
گاو تبتی
یاک
گاو درشت هیکل
گاو میش
گاو دم
نفیر, بوق
گاو زبان
گیاه بیابانی

معنی گاو به انگلیسی

neat (اسم)
گاو
gryphon (اسم)
شیر دال ، اشتر ، یکجور لاشخور ، عنقا ، گاو
griffon (اسم)
اشتر ، یکجور لاشخور ، عنقا ، گاو

معنی کلمه گاو به عربی

گاو
انيق
محراث
جرار
بليد
راعي البقر
ثور
اصفر داکن , جاموسة
شريحة لحم البقر
وعلة
بليد
مستوي واطي
ماشية
شريحة لحم البقر
لحم البقر
بقرة
انفصالي

گاو را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

الای ایزدی زاده
من همونr.a.e.m
'گاو به معنی حیوانی شیرده و بی عقل است که ماما میکند
مهربد
به معنای حیوان، به نظر من وجود ندارد.
محمدرضا سوادکوه
گاو به معنای فرشته ی نگهبان چهارپایان است.واز جوانمردی است که با گاو که شیر وکره وپنیروماست به ما انسانهای نادان میدهد و هرجانداری که از آن سود میبریم بامهربانی ونوازش برخوردکنیم.وهمچنین گاو وشاخهایش پیام زورمندی و مهربانی میدهد.شرم آور است که امروزه جوانمردی گاو را به پای شیرده بودن و بی خردی و ماغ کشیدن نازنین او میگذاریم.آه گاو ها مارا میگیرد چه در فرهنگ چه در زندگی با این کشتارگاههایی که برایش ساختیم .
Artina.A
گاو ماده = cow
گاو نر = ox
علی باقری
در زبان آذری به گاو در حالت کلی " اینک " inek یا "قارا مال "گفته می شود . ولی همان طور که عرب ها به شتر اسامی مختلفی داده اند در زبان ترکی گاو هم به همان شکل بر اساس سال و کاربرد آن اسامی مختلفی دارد .
اینک : گاو شیرده
دآنا : گوساله
بیزو : گوساله ماده
قئصیر اَمَن : گوساله دوساله
جُنگه : گوساله نر
اؤکوز : گاو نر ورزو
سیقیر : گاو نری که شیر نمی دهد . یادآوری در زبان ازبکی به گاو Sigir و در زبان ترکمنی Sygyr گفته می شود .
کل : گاو نر اخته نشده و پرواری کَلَه هم می گویند.
در زبان های : انگلیسی ، دانمارکی ، سوئدی ، سوتویی جنوبی ، سومالیایی ، شونایی ، کردی ، نروژی ، مالاگاسیایی به گاو Cow گفته می شود .
تاجیکی Gov ، لتونیایی Govs
ترکی استانبولی inek ، ترکی آذربایجانی İnək ، کینیارواندایی Inka
اسلواکی ، اسلوونیایی ، بلغاری ، کروات ، مقدونی ،چکی ، بوسنیایی ، صربی Krava لهستانی Krowa
اندونزیایی ، جاوه‌ای ،سبوانو ، سوندایی Sapi
اسپانیایی Vaca ، پرتغالیVaca ، گالیسیاییVaca ،کاتالانVaca رومانیاییvacă -کورسی Vacca -فنلاندی Vache
فرانسوی Vache
اویغوری :كالا ، (یاد آوری )در زبان ترکی به گاو نری که برای جفت گیری استفاده می کنند کَـلَـه گفته می شود.
عربی baqara (بقره ) مالتیBaqra
بهاره
از نظر من بهترین حیوان اهلی
نادر
معنایی که جناب آقای علی باقری برای کلمه گاو نوشته اند چه به زبان ترکی و چه به زبان های دیگر و چه تقسیم بندی انواع گاو به زبان ترکی، به نظر این ارادتمند همزبانش بهترین و کامل ترین معنایی است که می توان تصور کرد؛ بنده حتی بعضی از کلمات زبان خودم را نیز از ایشان آموختم. واقعاً دست مریزاد. یاشاسین بئله بیر کیشی.
علی باقری
نماد گاو در شاهنامه
گاورنگ:
دکتر کزازی در ذیل واژه ی " گاوْرنگ" می نویسد : ((گاوْرنگ به معنی گاوْ مانند و گاو سار است:گرزه ی فریدون به ریخت سر گاو ساخته شده بوده است.او، با همین گرز شگر ف و ایزدی است که دهاک را به فرمان در می‌آورد و در بند می افکند. گاو ساری گرز نشانی از ارج و ارزش بسیار گاو، چونان نخستین آفریده ی اورمزد و نماد گیتی و آفرینش آبی و خاکی، است. بر همین پایه است که در پارسی، پهلوانان بزرگ " گَو"خوانده شده‌اند که ریختی کوتاه شده از گاو است. در داستان "فریدون و دهاک" به دو نماد ساختاری و بنیادین: گاو و آهن، باز می خوریم: گرزه ی فریدون گاو سار است و آزادْمردی که پیش از تاختن فریدون بر دهاک بر روی بر می شورد و مردم را داد جوی و ستم ستیز گرد می آورد آهنگری است کاوه نام. گرزه ی فریدون نیز از سویی گاو سار است و از دیگر سوی، آهنین.کاوه نیز از سویی آهنگر است و از دیگر سوی درفشی دارد که از چرمینه ی گاو پدید آمده است:درفش کاوه پیشبند آهنگری اوست که از پوست گاو ساخته شده است. درفش کاوه که با بر افراختن آن بر دهاک بر می شورد همسنگ و همتای گرزه ی فریدون است که بدان دهاک را در فرمان می آورد و چیرگی اهریمن را بر ایرانشهر به فرجام می رساند. افزون بر این همه، دایه و پرونده ی فریدون گاوی است، به نام برمایه و بیشینه ی نیاکان وی به نامی نامیده می‌شوند که پاره‌ای از آن واژه ی گاو است: فریدون پسر اسفیان ِ پرگاو، پسر اسفیان سوک گاو، پسر اسفیان بور گاو، پسر اسفیان سیاه گاو، پسر اسفیان سپید گاو، پسر اسفیان دَفْرگاو، پسر اسفیان رمه گاو، پسر وَن فروغ گاو، پسر اسفیان، پسر جم. ))
((دمان پیش ضحاک رفتی به جنگ
زدی بر سرش گرزه ی گاوْرنگ))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 290.)
حامد
این واژه در کهن (در زبان اوستایی ) به شیوه گو (بر وزن cow) خوانده میشد که در بعد ها به دلایلی در پارسی نو واژه هایی که صدای اَ داشتند به آ تبدیل شدند و گفتن آنها شعر گونه و سرعت خوندنشون پایین آمد.

منبع:
خودآموز اوستایی
Www.avesta.org
علی باقری
گاو(BULL) : [ اصطلاح ارز دیجیتال]این اصطلاح از اشخاص فعال در وال استریت گرفته شده است. از واژه گاو در حوزه اقتصاد برای بیان موارد صعودی و افزایشی یک دارایی استفاده می‌شود. مثلا بازار گاوی به معنای بازار صعودی و رو به بالا است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• گاو فیلم   • گاو میش   • گاو نژاد   • گاو سرده   • گاو هلشتاین-فریژن   • گاو جرسی   • گاو آنگوس   • گاو وحشی   • معنی گاو   • مفهوم گاو   • تعریف گاو   • معرفی گاو   • گاو چیست   • گاو یعنی چی   • گاو یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی گاو
کلمه : گاو
اشتباه تایپی : 'h,
آوا : gAv
نقش : اسم
عکس گاو : در گوگل

آیا معنی گاو مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران