ابوالفضل ترمه باف زاده یزدی

ابوالفضل ترمه باف زاده یزدی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



first place٢١:٢١ - ١٤٠٠/٠٨/١٠اول کارگزارش
2 | 0
easy on٢١:٥٧ - ١٤٠٠/٠٧/٢٨سخت نگرفتن - آسان گرفتنگزارش
2 | 0
short notice٢٣:١٩ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢وقت کمگزارش
0 | 0
feel out١٤:١٥ - ١٤٠٠/٠٦/٢٠برانداز کردنگزارش
2 | 0
tanked٢١:٠٩ - ١٤٠٠/٠٦/١٩مستگزارش
0 | 0
chuckles١٤:١٧ - ١٤٠٠/٠٦/١٧خنده روگزارش
0 | 0
league٠٨:٤٣ - ١٤٠٠/٠٦/١٥محدودهگزارش
2 | 0
sliced bread١٨:١٤ - ١٤٠٠/٠٦/٠١نان تُستگزارش
2 | 0
goggles١٣:٢٩ - ١٤٠٠/٠٥/٢٦عینک ( شنا، غواضی، اسکی و . . . )گزارش
0 | 0
nodded off٢١:٤٢ - ١٤٠٠/٠٥/٢١چرت زدنگزارش
7 | 0
room٢١:٠٦ - ١٤٠٠/٠٥/٢١کابین ( مثل دستشویی )گزارش
0 | 1
rip apart٢٢:٢٢ - ١٤٠٠/٠٢/٠٣از هم پاشوندنگزارش
9 | 0
fare thee well٢٠:١٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٥بدرود ( پیکی بلایندرز - فصل 1 - قسمت5 - 37:43 )گزارش
2 | 0
pictures٠٠:٣٢ - ١٤٠٠/٠١/٢١سینما ( پیکی بلایندرز - فصل 1 - قسمت 2 - 44:27 )گزارش
7 | 1
bow out١٨:٤٠ - ١٤٠٠/٠١/١٧استعفاگزارش
2 | 0
fall foul٢٠:١١ - ١٤٠٠/٠١/١٦Things were going well for her till she fell foul of the director گزارش
0 | 0
uproar٢٢:٤٠ - ١٤٠٠/٠١/١٣آشوبگزارش
5 | 0
propulsion٢٢:١٤ - ١٤٠٠/٠١/١٣Propulsion is the force that moves something forward گزارش
5 | 0
call back٢٣:٣٣ - ١٣٩٩/١٢/١٧برگشتنگزارش
5 | 0
worshiper٢٢:٣٤ - ١٣٩٩/١٢/٠٤someone who goes to a religious ceremony to worship God کسی که برای پرستش خدا به یک مراسم مذهبی می رودگزارش
2 | 0
fragrant٢٢:٢٨ - ١٣٩٩/١٢/٠٤with a pleasant smell: گزارش
5 | 0
hollow٢١:٢٩ - ١٣٩٩/١١/١٤پوکگزارش
9 | 1
critical٢٢:٣٧ - ١٣٩٩/١٠/٢٥شدیدگزارش
12 | 1
ransomware٠٩:٤٣ - ١٣٩٩/١٠/١٥a type of malicious software designed to block access to a computer system until a sum of money is paid.گزارش
9 | 0
adhere٢٢:٤٦ - ١٣٩٩/١٠/١٠عمل کردن ( به دستور یا قانون و . . . )گزارش
7 | 0
disassemble٢٠:٥٨ - ١٣٩٩/١٠/٠٣اوراق کردنگزارش
5 | 1
induce٠٠:١٨ - ١٣٩٩/٠٩/١٨باعثگزارش
7 | 1
elusive٢٣:٤٣ - ١٣٩٩/٠٩/١٧ریشه کلمه elude استگزارش
14 | 1
artery٢٣:٢٤ - ١٣٩٩/٠٩/١٧راه اصلیگزارش
16 | 0
warp٢٢:٢٤ - ١٣٩٩/٠٩/١٧عجیب و غریب برای رفتار افراد ( فعل ) خم، خمیدگی برای شکل چزی ( اسم ) گزارش
12 | 1
jedi٢١:٥٦ - ١٣٩٩/٠٩/١٦جدای قهرمانان اصلی در سری داستان های جنگ ستارگان همراه با ائتلاف شورشی می باشند. آن ها راهبان باستانی، معنوی، و سازمان شایسته سالاری علمی که ریشه قدم ... گزارش
21 | 0
courier٢٢:٢٩ - ١٣٩٩/٠٩/١٤نامه رسان ( از نظر زمان مربوط به گذشته ) - چاپارگزارش
5 | 1
altar٢١:١٧ - ١٣٩٩/٠٩/١٢نوعی میز که در مراسم کلیسا یا سایر مراسم های مذهبی استفاده می شودگزارش
23 | 0
diverge٢٣:٢١ - ١٣٩٩/٠٩/٠٩منشعب شدن، دوراهی شدنگزارش
2 | 0
bun٠٠:١٢ - ١٣٩٩/٠٩/٠٩نان های گرد مخصوص برگرگزارش
25 | 0
lace٢٢:٥٥ - ١٣٩٩/٠٩/٠٥اضافه کردن الکل یا مواد مخدر به غذا یا نوشیدنی به صورت مخفیانه گزارش
21 | 0
vicious٠٠:١٥ - ١٣٩٩/٠٩/٠٣خشن - بی رحمگزارش
16 | 1
excavate٢٣:١٧ - ١٣٩٩/٠٩/٠١بیشتر برای کندن به منظور چیزهای با ارزشهگزارش
2 | 0
ego٢٣:٤١ - ١٣٩٩/٠٨/٢٩خودخواهگزارش
9 | 2
mariner١٩:٢٤ - ١٣٩٩/٠٨/٢٨a sailorگزارش
2 | 0
maga٢١:١٠ - ١٣٩٩/٠٨/٢٢آمریکا را دوباره عالی کن ( Make America Great Again )گزارش
7 | 0
suit٢٢:١٦ - ١٣٩٩/٠٨/٠٦شکایتگزارش
12 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده



penetrate٢١:٤٨ - ١٤٠٠/٠١/١٣
• The needle penetrates easily.
سوزن به آسانی سوراخ میکند
0 | 0
penetrate٢١:٤٦ - ١٤٠٠/٠١/١٣
• Scientists penetrated the secrets of the atom.
دانشمندان راز اتم را فهمیدند
2 | 0
scent٢٢:٥١ - ١٣٩٩/١١/٢٥
• Hunting dogs have a keen scent.
سگ های شکاری حس شامه قوی دارند
5 | 0
haunt٢٢:٣٧ - ١٣٩٩/١١/١٣
• It is said that ghosts have haunted the castle since the fifteenth century.
- گفته می شود که ارواح از قرن پانزدهم مکررا به قلعه رفت و آمد میکنند
2 | 0
crook٠٧:١٣ - ١٣٩٩/١٠/٢٨
• The shepherd used his crook to guide the sheep.
- چوپان با استفاده از چوب دستی خود گوسفندان را راهنمایی می کرد.
0 | 0
chill٢٠:٣٨ - ١٣٩٩/١٠/٢٦
• I found the chill of the autumn air invigorating.
به نظر من سرمای هوای پاییز نیرو بخش است.
18 | 1
point٢١:١٢ - ١٣٩٩/١٠/١٣
• I don't understand your point.
نظر شما را متوجه نمیشم
7 | 1