نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
thin: thin ( adj ) = narrow ( adj ) به م ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
narrowly: narrowly ( adv ) ={ با اختلاف اندک، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
robust: robust ( adj ) = نیرومند، مستحکم، ق ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
robustness: robustness ( noun ) = {سلامتی، نشاط ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
go steady: go steady ( verb ) = رابطه پایدار و ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
steady: steady ( adj ) = ثابت، پیوسته، مداو ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
steadiness: steadiness ( noun ) = پیوستگی، یکنو ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
swift: swift ( adj ) = تند، فرز، سریع، تیز ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
swiftly: swiftly ( adv ) = به سرعت، فوراً، ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
swiftly: swiftly ( adv ) = به سرعت، فوراً، ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
antique: antique ( noun ) = عتیقه یا آنتیک، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
coherent: coherent ( adj ) = {منطقی، معقول، ق ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
logical: logical ( adj ) = coherent ( adj ) ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
coherently: coherently ( adv ) = به طور منسجم، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
coherence: coherence ( noun ) = {تقارن، تناسب، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cohesion: cohesion ( noun ) = همبستگی، انسجام ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
evolve: evolve ( verb ) = تکامل یافتن، تحول ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
evolution: evolution ( noun ) = تکامل، تحول، س ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fabricate: fabricate ( verb ) = ساختن، سر هم ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fabrication: fabrication ( noun ) = دروغ، کذب، ج ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
investigation: investigation ( noun ) = تحقیق، تفح ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
investigate a crime: investigate a crime ( phrase ) = جر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
investigate: investigate ( verb ) = بررسی کردن، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
normal: normal ( adj ) = معمول، معمولی، نرم ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
typically: typically ( adv ) = normally ( adv ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
normalize: normalize ( verb ) = به حالت عادی د ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
norm: norm ( noun ) = عرف، رسم، معیار، می ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
notion: notion ( noun ) = عقیده کلی، باور، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
concept: concept ( noun ) = notion ( noun ) ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
churns out: churns out ( verb ) = تولید کردن در ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
novel: novel ( adj ) = نوپا، جدید، نوین، ت ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
original: original ( adj ) = novel ( adj ) ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
offensively: Definiton = به روشی که موجب کینه ، ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
suitable to use: مناسب برای استفاده، درخور استفاده، ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sutable place: مکان مناسب، مکان شایسته ، به انجام ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
suitably: suitably ( adv ) = به طور مناسب، به ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
suitably: suitably ( adv ) = به طور مناسب، به ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
suit: suit ( noun ) =کت و شلوار، خال ( با ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
amply: amply ( adv ) = به وفور ، به اندازه ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
amply: amply ( adv ) = به وفور ، به اندازه ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
arid: به معنای شکست یا عدم موفقیت هم هست ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
aversion: Definition = ( شخص یا چیزی که باعث ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
daly: تعداد سالهای از دست رفته در اثر بیم ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
defyingly: defyingly ( adv ) = با مقاومت، به ط ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
defying: defying ( adj ) = چالش برانگیز مثا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
disprove: به معنی انکار کردن یا رد کردن He ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
disprove: به معنی انکار کردن یا رد کردن He ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
defy: defy ( verb ) =مقاومت کردن، مخالفت ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
resist: resist ( verb ) = defy ( verb ) به ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
defy somebody to do something: به کسی بگویید کاری انجام دهد که فکر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
defy belief description explanation: بی نهایت یا بسیار عجیب و غریب و بنا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
diligence: diligence ( noun ) = کوشش، سعی، پشت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
applied himself or herself: خود را به کار گرفتن، از خود کار کشی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
enacted: enacted ( adj ) = تصویب شده، وضع شد ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
enact: enact ( verb ) = وضع کردن، تصویب کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
legislate: legislate ( verb ) = enact ( verb ) ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feigned sleep: خواب خرگوشی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feigned amusement: نمایش ساختگی، شیطنت ساختگی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
simulate: simulate ( verb ) = feign ( verb ) ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it only takes one: فقط یکی لازم داره
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
complete fertilizer: کود کامل:کودی که عناصر نیتروژن و فس ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fertilizer: fertilizer ( noun ) = کود ( شیمایی، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
freshen: freshen ( verb ) = تازه کردن، طراوت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lacking freshness: بیات، مانده، کهنه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go green with envy: از حسادت غبطه خوردن، از حسادت خشمگی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
freshness: freshness ( noun ) = تازگی، طراوت، ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
composting toilet: توالت کمپوست یا توالت زیستی نوعی تو ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
monocular: تک چشمی ( یعنی کسی که یک چشم دیگش م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hierarchical clustering: خوشه بندی سلسله مراتبی که نوعی دسته ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
functionally: functionally ( adv ) = از نظر عملکر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
books of every description: همه جور کتاب
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the description of a circle: ترسیم یک دایره
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
functional food: غذای فراسودمند: غذای فراسودمند یا غ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
functional safety: ایمنی عملکردی: بخشی از ایمنی کلی یک ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
functional: functional ( adj ) = کاربردی، عملی، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
function: function ( verb ) = کار کردن، عملکر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
role: role ( noun ) = function ( noun ) ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
discriminately: به طور تبعیض آمیز، از روی تبعیض، از ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
indiscriminately: Definition: به طوری که انتخاب دقیق ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
arbitrary: arbitrary ( adj ) = indiscriminate ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bringing down: پایین کشیدن، تخریب کردن، سبب خرابی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
selection: selection ( noun ) = انتخاب، گزینش، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
discriminating: discriminating ( adj ) = selective ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
space: space ( noun ) = فضا، مکان، کیهان، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
durability: definition = کیفیت قابل دوام طولانی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stuck with each other: در دیکشنری انگلیسی Longman با کسی گ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
foster: foster ( verb ) = به فرزند خواندگی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gain: gain ( verb ) = به دست آوردن، جمع ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
attain: attain ( verb ) = gain ( verb ) = o ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
haltingly: haltingly ( adv ) = مرددانه، با تام ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unused to attention: بدون در نظر گرفتن توجه، بدون به کار ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
halting gait: گام برداشتن لنگان لنگان، راه رفتن گ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stammered out: با لنکت چیزی را بیان کردن، به تته پ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
halting traffic: توقف ترافیک، مانع حرکت شدن وسایل نق ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
halting: halting ( adj ) = مردد، نامطمئن، مر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
call a halt to something: Definition = برای جلوگیری از ادامه ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
halt: halt ( verb ) =متوقف کردن، ایستادن، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stop: stop ( verb ) = halt ( verb ) = cea ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stop: Bus stop = ایستگاه ( پایانه ) اتوبو ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cutting out: cutting out the middleman meaning ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
cut out: cut out ( verb ) = جدا کردن، بریدن، ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ship handling: راهبری کشتی یا مانور کشتی: هدایت کش ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ball handling: توپ گردانی>>>> در بسکتبال: توانایی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cutting out the middleman: Definition = به جای گفتگو با نمایند ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
focuses on: متمرکز بر
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
handling: handling ( noun ) =کنترل، مدیریت، ر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
manage: manage ( verb ) = handle ( verb ) ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
harbor: harbor ( noun ) = بندرگاه، لنگرگاه، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
harmfully: harmfully ( adv ) = به طور مضر، به ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
campesinos: یک اصطلاح دربرگیرنده، شامل کشاورزان ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
insignificantly: insignificantly ( adv ) = به شکل نا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
traumas: traumas ( plural noun ) = زخم، آسیب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
traumas: traumas ( plural noun ) = زخم، آسیب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
insignificance: insignificance ( noun ) = بی اهمیتی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
meaningless: meaningless ( adj ) = insignificant ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pity: حسرت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
signalled: اگر به صورت فعل باشه به معناهای :با ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stumbled around: یعنی به طور اتفاقی برخورد کردن مث ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stumbled across: برای یافتن یا فهمیدن در مورد ( چیزی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stumbling around: 1 - در هنگام راه رفتن یا دویدن ، تل ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a mystery to me: اصطلاح ( idiom ) است به معنای: چیزی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mystery: mystery ( noun ) = راز، رمز، معما، ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
losing temper: از کوره در رفتن مثال: to get angr ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do something at your peril: انجام کاری که ممکن است برای شما بسی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
peril: peril ( noun ) =خطر، مخاطره Defini ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
promoter: promoter ( noun ) = بانی، برگزارکنن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
promotion: promotion ( noun ) = ترفیع، ارتقاء، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
promote: promote ( verb ) = بهبود بخشیدن، تر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
boost: boost ( verb ) = Promote ( verb ) ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
voluntary redundancy: بازپرداخت یا بازخرید داوطلبانه سنوا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
redundancy notice: اخطار یا هشدار برای آخرین روز کاری ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
redundancy: redundancy ( noun ) =فزونی، اضافی، ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
snuffed out: idiom ( اصطلاح ) = به معناهای خاموش ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
redundant: redundant ( adj ) = زائد، اضافه، تک ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rejection: rejection ( noun ) = عدم پذیرش، رد، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
substantial: substantial ( adj ) =مهم، قابل توجه ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
substantially: substantially ( adv ) = به شکل قابل ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
substantive: substantive ( adj ) = اساسی، بنیادی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
characteristic: characteristic ( noun ) = trait ( n ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
convey: convey ( verb ) =منتقل کردن، رساندن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
encompass: encompass ( verb ) =در بر گرفتن، شا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
expand: expand ( verb ) = گسترش دادن، افزای ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
expansion: expansion ( noun ) =انبساط، بسط، تو ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
growth: growth ( noun ) = expansion ( noun ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in height: ارتفاع ( داشتن ) مثال : The wall ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
height: height ( noun ) = قد، ارتفاع، بلندی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
heighten: heighten ( verb ) = بالا بردن، زیاد ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
intensify: intensify ( verb ) = heighten ( ver ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
highlight: highlight ( verb ) = هایلایت کردن م ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
emphasize: emphasize ( verb ) = highlight ( ve ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sped out of control: از کنترل خارج شدن مثال: through ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sped out of control: از کنترل خارج شدن مثال: through ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
end up: Definition = برای رسیدن یا نائل شدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
watered down: اگر صفت باشه: اگر چیزی مانند طرح پی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inadvertently: inadvertently ( adv ) = سهواً، به ط ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inevitably: inevitably ( adv ) = به ناچار، ناچا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inevitable: inevitable ( adj ) = اجتناب ناپذیر، ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
infantile jokes: شوخی های بچگانه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't be so infantile: انقدر بچگانه رفتار نکنید.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
infancy: infancy ( noun ) = دوران آغازین، مر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mimic: mimic ( verb ) = ادای کسی را در آور ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
imitate: imitate ( verb ) = mimic ( verb ) ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
punched in: به صورت رسمی وارد محل کار شدن با ور ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
retrieve: examples: 1 - ?Will Detroit retrie ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
system: system ( noun ) = دستگاه، سیستم، نظ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
systematically: systematically ( adv ) = با قاعده ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
methodically: methodically ( adv ) = systematical ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unlikely: unlikely ( adj ) = بعید، غیر محتمل، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unjustified: unjustified ( adj ) = unwarranted ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
zenith: zenith ( noun ) = اوج، حد اعلاء، قل ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
colorless: colorless ( adj ) = drab ( adj ) ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dramatically: definition 1: به عنوان کاری انجام م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
silat: هنر دفاعی از مالایا ، به عنوان یک ه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lost art: چیزی که معمولاً به مهارت خاصی نیاز ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
radio drama: سریال رادیویی که به آن نمایش رادیوی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drama: 1. Randai is a folk theatre tradit ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dramatize: 1. She explains that animation was ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
emotional: emotional ( adj ) = dramatic ( adj ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
repertoire: فهرست نمایش های آماده برای نمایش دا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
eclectically: definition = به روشی که فقط از یک س ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
eclectic: definition=متشکل از عناصر گرفته شده ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
diverse: diverse ( adj ) = eclectic ( adj ) ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
elaborately: 1. From the top I can touch the el ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
elaborate: 1. He went on to claim that she ha ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
elaboration: 1. With such refinement or elabora ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hazardously: 1. They were standing outside a di ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hazard a guess: با اصطلاح taking a chance on a gues ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hazard: 1. It is a wide - ranging inquiry ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
prime: 1 - اگر به صورت صفت ( adj ) به کار ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
prepare: prepare ( verb ) = prime ( verb ) ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rudiment: 1. The handyman knew only the rudi ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
superciliously: به طور متکبرانه، به طور مغرورانه، ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
superficially: 1. Religious education is poorly a ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shallow: shallow ( adj ) = superficial ( adj ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chafe: مالاندن دست ها به یکدیگر برای گرم ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
vigorously: 1. We would vigorously oppose such ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vigor: معانی:نیرو، قدرت، انرژی، توان، شور، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
strong: strong ( adj ) = vigorous ( adj ) ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
amenity: amenity ( noun ) = convenience ( no ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wonder: wonder ( verb ) = در شگفت بودن، تعج ...
١ سال پیش