نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
дать: دادن، اجازه دادن، واگذار کردن، ارزا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
также: همچنین، همینطور، نیز، هَم ↓ также ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
никто: هیچکس، کسی ↓ никто Pronunciation: ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
понимать: فهمیدن، دانستن، شناختن، متوجه شدن، ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
получить: گرفتن، دریافت کردن، اخذ کردن، بدست ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
отношение: نگرش، طرزفکر، دیدگاه، رابطه، نسبت، ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
лишь: فقط، تنها، فقط بخاطر، صرفاً، به محض ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
второй: دومین، دوم ↓ второй Pronunciation ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
именно: دقیقاً، در واقع، درست، عیناً، براست ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ваш: مال شما ↓ ваш Pronunciation: [vahs ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
хотя: اگر چه ( گر چه ) ، با این وجود، با ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
сидеть: نشستن، به تن آمدن ( به تن خوش پوش آ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
над: بالای، بر روی، بر دیگری، بر فراز، ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
женщина: زن، بانو، همسر женщина Pronunciati ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
оказаться: معلوم شدن، روشن شدن، مشخص شدن، کاشف ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
взять: گرفتن، برداشتن، بردن، به عهده گرفتن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
neither more nor less: نه بیشتر، نه کمتر
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to control oneself: اصطلاح: خود را کنترل کردن، به اعصاب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
прийти: آمدن، رسیدن، حضور یافتن، شرکت کردن، ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
деньги: پول، اسکناس، سکه، وجه، ثروت ↓ день ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
почему: چرا، برای چی ↓ почему Pronunciatio ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ran over: به معنای برخورد کردن مثال: She w ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ran over: به معنای برخورد کردن مثال: She w ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
вдруг: ناگهان، به ناگاه، یهویی، یهو، یکدفع ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
любить: عاشق بودن، دوست داشتن، ترجیح دادن، ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
стоить: ارزش داشتن، قیمت داشتن، هزینه داشتن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
почти: تقریباً، نزدیک به، حدوداً، یکجورایی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
земля: زمین، خاک، سرزمین ↓ земля Pronunc ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
общий: کلی، عمومی، معمول، متداول، همگانی، ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ведь: ولی، لیکن، اما، مگر، زیرا، چون، از ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
машина: ماشین، خودرو، دستگاه، بار ماشین ↓ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
однако: اما، ولی، با این حال، هر چند، ، درع ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
сразу: فوراً، همزمان، فی الفور، بی درنگ، ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
хорошо: خوب، به خوبی، خوش، عالی، دلپذیر، با ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
вода: آب вода Pronunciation: [vah - DAH ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
отец: پدر، بابا ↓ отец Pronunciation: [ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
parallel: parallel ( adj ) = موازی، متوازی، ه ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
parallel: parallel ( noun ) = شباهت ( بین دو ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
parallel: parallel ( verb ) = شبیه بودن، مشاب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
peculiar: peculiar ( adjective ) = خاص، بخصوص ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
peculiarly: peculiarly ( adv ) = به طور عجیب و ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
peculiarly: peculiarly ( adv ) = به طور عجیب و ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
potent: potent ( adj ) = نیرومند، قوی، قدرت ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
exceptional: exceptional ( adj ) = remarkable ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
scattered: scattered ( adj ) = پراکنده، پخش و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be scattered to the four winds: اصطلاح یا idioms است به معنی : به 4 ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
scatter: scatter ( verb ) = پراکنده شدن، متف ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
steady: steady ( adj ) = solid ( adj ) به ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
solid: solid ( adj ) = مستحکم، محکم، استوا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
solidify: solidify ( verb ) = جامد شدن، سفت ش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to do somebody a solid: اصطلاح یا idioms است به این معنی که ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
slightly: slightly ( adv ) = somewhat ( adv ) ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
monotonous: monotonous ( adjective ) = tedious ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tediously: tediously ( adv ) = به طور خسته کنن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tedium: tedium ( noun ) = کسالت، ملالت، یکن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tedium: tedium ( noun ) = کسالت، ملالت، یکن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
brief: brief ( adj ) = کوتاه، موقت/مختصر، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
brief: brief ( noun ) = دستورالعمل، شرح وظ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
brief: brief ( verb ) = در جریان گذاشتن، م ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
distribute: distribute ( verb ) = circulate ( v ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
circulate: circulate ( verb ) = به گردش در آور ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
circulation: circulation ( noun ) = گردش، گردش خ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
consistently: consistently ( adv ) = همواره، همیش ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
consistent: consistent ( adj ) = منسجم، یکپارچه ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
consist: consist ( verb ) = شامل شدن، در بر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
consistency: consistency ( noun ) = ثبات، یکپارچ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
exhibit: exhibit ( verb ) = به نمایش گذاشتن، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
display: display ( verb ) = exhibit ( verb ) ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
exhibit: exhibit ( noun ) = نمایشگاه، نمایش، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
found: found ( verb ) = بنا نهادن، تاسیس ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
foundation: foundation ( noun ) = کرم پودر/زیرب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
founder: founder ( noun ) = بنیان گذار، پایه ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
turn of events: Turn of events = اصطلاح هست به معنا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
impulsively: impulsively ( adv ) =بدون فکر ( تکا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
capriciously: capriciously ( adv ) = impulsively ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
capriciously: capriciously ( adv ) = impulsively ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
impulsive: impulsive ( adj ) = عجولانه، عجول، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
impulse: impulse ( noun ) = انگیزه ناگهانی، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
infrequently: infrequently ( adv ) = به ندرت، خیل ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
infrequency: infrequency ( noun ) = کمیابی، نایا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
isolated: isolated ( adj ) = دورافتاده، پرت/ت ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
isolate: isolate ( verb ) = قرنطینه کردن، ای ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
openly: openly ( adv ) = overtly ( adv ) ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
overt: overt ( adj ) = آشکار، علنی، فاش، م ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
significantly: significantly ( adv ) =profoundly ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
profoundly: profoundly ( adv ) = اساساً، عمیقاً ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
profound: profound ( adj ) = عمیق، عمقی، اساس ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
quickly: quickly ( adv ) = sharply ( adv ) ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sharp: sharp ( adj ) = شیک، تر و تمیز، مد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
profundities: 1. بینش فکری یا درک عالی: ژرف اندیش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sharpen up: بالاتر بردن سطح ، بهبودن بخشیدن، تق ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sharpen: sharpen ( verb ) = تیز کردن، تراشید ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sharpness: sharpness ( noun ) = تیزی، برندگی/ت ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sharpness: sharpness ( noun ) = تیزی، برندگی/ت ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
situated: situated ( adj ) = واقع شده، واقع د ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
afterward: afterward ( adv ) = subsequently ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
subsequently: subsequently ( adv ) = متعاقباً، پی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
subsequent: subsequent ( adj ) = متعاقب، در پی، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unmistakable: unmistakable ( adj ) = حتمی، بدون ت ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
indisputable: indisputable ( adj ) = unmistakable ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chaotic: chaotic ( adj ) = بی نظم، پرهرج و م ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
chaos: chaos ( noun ) = نابسامانی، آشفتگی، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
divisive: divisive ( adj ) = controversial ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
controversial: controversial ( adj ) = بحث برانگیز ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
controversy: controversy ( noun ) = بحث، جدل، من ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
exemplify: exemplify ( verb ) = نمونه از چیزی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
symbolize: symbolize ( verb ) = exemplify ( ve ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
satisfying: satisfying ( adj ) = gratifying ( a ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grateful: grateful ( adj ) = سپاسگذار، قدردان ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gratify: gratify ( verb ) = خشنود کردن، راضی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gratification: gratification ( noun ) =ارضا، رضایت ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
gratefulness: gratefulness ( noun ) = سپاسگذاری، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
interpret: interpret ( verb ) = تفسیر کردن، تع ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
interpreter: interpreter ( noun ) = مترجم ( شفاه ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
interpretation: interpretation ( noun ) = تفسیر، شر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
interpreting: اگر به صورت صفت ( adj ) به کار بره ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
smarten up: Smarten up = اصطلاح هست به معنای حو ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
launch: معانی دیگر Launch ( verb ) =شروع یا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
launch: launch ( noun ) = قایق موتوری/افتتا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
authentic: authentic ( adj ) = legitimate ( ad ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
legitimate: legitimate ( adj ) = مشروع، قانونی، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
legitimacy: legitimacy ( noun ) = حقانیت، مشروع ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lethargy: lethargy ( noun ) = خمودی، کسلی، رخ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sluggish: sluggish ( adj ) = lethargic ( adj ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sluggishly: sluggishly ( adv ) = lethargically ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lethargically: lethargically ( adv ) = با سستی، با ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
particular: particular ( adj ) = خاص، مخصوص، بخ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
particularly: particularly ( adv ) = بخصوص، مخصوص ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bright: bright ( adj ) = radiant ( adj ) ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
radiant: radiant ( adj ) = درخشان، تابناک، ت ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
radiantly: radiantly ( adv ) = به طور درخشان، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ridge: ridge ( noun ) = نوک، قله، بلندا/بر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
span: span ( verb ) = طول کشیدن، مشمول زم ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spontaneous: spontaneous ( adj ) = خودجوش، ناخود ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
instinctive: instinctive ( adj ) = spontaneous ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spontaneously: spontaneously ( adv ) = به طور خود ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spontaneity: spontaneity ( noun ) = خودجوشی، خود ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
stream: stream ( noun ) = نهر، رود، جوی، جو ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stream: stream ( verb ) = جاری شدن، جریان ی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
striking: striking ( adj ) = قابل توجه، موثر، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
strikingly: strikingly ( adv ) = به طور قابل تو ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
aptly: aptly ( adv ) = به طور مناسب، به طو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
walk toward somebody: به سمت کسی رفتن، به سمت کسی قدم برد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
я: من معادل اینگلیسی : I ( ضمیر = pro ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
и: معنی : و معادل اینگلیسی and ساختار ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
в: در، درون، به в в معادل اینگلیسی t ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
не: علامت و حرف نفی ↓ не معادل اینگل ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
на: بر، روی، درون، به на معادل اینگلیس ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
slowpoke: آدم فس فسو
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
быть: وجود داشتن، بودن ( معادل اینگلیسی م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
он: он ↓ او ( مذکر ) معادل اینگلیسی h ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
с: با ↓ с معادل اینگلیسی with ساختار د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
что: چه چیز، چیزی، چیزی که، چی، که ↓ что ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
а: و ( جهت مقایسه ) ↓ а معادل اینگ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
по: به وسیله ی ↓ по معادل اینگلیسی by ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
она: او ( مونث ) ↓ она معادل اینگلیس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
этот: این ( مذکر و بی جان ) ↓ этот مع ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
к: برای، نزد، به، تا ↓ к معادل این ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
но: ولی، اما ↓ но معادل اینگلیسی but ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
они: آنها ↓ они معادل اینگلیسی they سا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
мы: ما ↓ мы معادل اینگلیسی we ساختار ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
как: چگونه، چطور، چقدر/مانند، مثل، همانط ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
из: از ↓ из معادل اینگلیسی from, of ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
у: نزد، نزدیک، با، توسط ↓ у معادل ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
который: که ↓ который معادل اینگلیسی that ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
то: سپس، پس ↓ то معادل اینگلیسی then ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
за: پشت/برای/بالای ↓ за معادل اینگلی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
свой: خود، خویش، مال خود ↓ свой معادل ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
так уж и быть с ва́ми: اصطلاح هست یعنی باشه، حله مثال : ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
весь: همه ↓ весь معادل اینگلیسی ( ad ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
год: سال ↓ год معادل اینگلیسی year سا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
от: اَز ↓ от معادل اینگلیسی from, be ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
так: خوب، خوب پس، بنابراین/اینطور، همانط ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
о: درباره ↓ о، об معادل اینگلیسی ab ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
для: برای ↓ для معادل اینگلیسی for سا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ты: تو ↓ ты معادل اینگلیسی you ساختار ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
же: دوباره، همان ↓ же معادل اینگلیسی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
все: همه ( به صورت مفرد و خنثی ) ↓ в ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
тот: آن، آنجا، درآنجا ↓ тот معادل این ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
мочь: توانستن، قادر بودن، ممکن بودن، شاید ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
talk somebody into something: Talk somebody into something = یعنی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
talk somebody into something: Talk somebody into something = یعنی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scenic: scenic ( adj ) = خوش منظره، دیدنی ت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
admire the scenery: admire the scenery = یعنی لذت بردن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
scenery: scenery ( noun ) = مناظر ، منظره چش ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scene: scene ( noun ) = صحنه، سکانس/محل، م ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
shallow: shallow ( adj ) = سطحی، کم عمق، کم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shallowly: shallowly ( adv ) = به طور سطحی، به ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a sheltered life: اصطلاح هست یعنی : زندگی بدون دغدغه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sheltered life: sheltered life = زندگی بی دغدغه، زن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sheltered: sheltered ( adj ) = محفاظت شده، امن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
went off: یکی از معانیش ������ به صدا در آمدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shelter: shelter ( noun ) = پناهگاه، سرپناه، ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shelter in place: در پناهگاه اضطراری ماندن ( در برابر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vanishing: vanishing ( adj ) = در حال انقراض، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vanish into thin air: vanish into thin air ( phrase ) =دو ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
disappear: disappear ( verb ) = vanish ( verb ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vanish: vanish ( verb ) = ناپدید شدن، غیب ش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in dire need of something: In dire need of something = نیاز مب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in dire need of something: In dire need of something = نیاز مب ...
١ سال پیش