ترجمه‌های Fateme farahmandkia 🎒 (٩)

بازدید
٥
تاریخ
١ روز پیش
متن
Many families on a low income are dependent on state support.
دیدگاه
٠

بسیاری از خانواده های کم درآمد به حمایت های دولتی وابسته هستند

تاریخ
١ روز پیش
متن
He is dependent on his wife.
دیدگاه
٠

او به همسرش وابسته است

تاریخ
١ روز پیش
متن
The festival is heavily dependent on sponsorship for its success.
دیدگاه
٠

این جشنواره برای موفقیت خود به شدت به حمایت مالی وابسته است

تاریخ
١ روز پیش
متن
The local economy is overwhelmingly dependent on oil and gas extraction.
دیدگاه
٠

اقتصاد محلی به شدت به استخراج نفت و گاز وابسته است

تاریخ
١ روز پیش
متن
The talks were dependent on a renunciation of terrorism.
دیدگاه
٠

مذاکرات منوط به ترک تروریسم بود

تاریخ
١ روز پیش
متن
You can't be dependent on your parents all your life.
دیدگاه
٠

آدم که نمیتونه تا آخر عمرش به پدر و مادرش وابسته باشه.

تاریخ
٢ روز پیش
متن
I'm afraid it's gone forever.
دیدگاه
٠

- می ترسم برای همیشه رفته باشد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Sentimental children forever whining about how bitterly unfair your lives have been. Well,it may have escaped you notice, but life isn't fair.
دیدگاه
٠

بچه های احساساتی همیشه از اینکه زندگی تان چقدر ناعادلانه بوده، ناله می کنند. خب، شاید متوجه نشده باشید، اما زندگی منصفانه نیست.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The equipment had to be dismantled and reassembled at each new location.
دیدگاه
٠

تجهیزات باید در هر مکان جدید برچیده و دوباره مونتاژ می شدند.