پیشنهادهای . (٣٥)
قووت در همدان به عنوان آجیل اعیاد که از ترکیب با مغز بادام ، گردو ، تخمه و چنجه سایر میوها درست می شده است. در ترکیب با شیره انگور بعد از خشک شده بری ...
خنثی ، خمیده ، شتر وار ، بی ریش، نه راست نه کج، ترکیب نر و ماده به گویش همدان
اکور اکور به گویش همدان کورکورانه را گویند مانند گریه اکوراکور. یعنی گریه ای که به کسی نگاه نمی کند و گریه زیادی که ممکن است به کوری چشمان منجر شود
ژنده و جیر جنده در همدان به معنی پارچه کهنه و فرسوده که به عنوان دستمال و دستگیره استفاده می شود
تُنگِله یا تنگله به گویش همدان کوزه سفالی آب را گویند که مشابه بطری سر آن باریک و کشیده باشد. این کوزه از کوزه معمولی کوچکتر بوده و جهت مصرف یک نفره ...
بانه در گویش همدان به معنی شیارهای عمیق و طویل مخصوص کاشت و آبیاری انگور که شاخه های انگور به داخل آن آویزان می شوند.
اریش یا عریش در گویش همدان برای نخ ضخیم استفاده می شود و به معنای بند نیز است. نیز اریشته پلو برای رشته پلو استفاده می شود که از رشته گندم و عدس درس ...
چغزه به گویش همدان خوشک انگور که از ترکیب آنها خوشه کامل انگور شکل می گیرد
دروند در گویش همدانی یعنی متوجه چیزی یا کسی بودن. بیشتر در مورد مراقبت از کودکان و پیران. نگهداری از باغ و زراعت و مسکن خرابشدنی
تاژ شبیه تج به تفاله چیزی که می ماند. در واقع هسته سخت و سرسخت که در برابر سرکوب مقاومت می کند و از خود تیزی و دافعه نشان می دهد. تاج و تاژ را می تو ...
ظرف سفالی تشت مانند با لعاب در اندازه ای مختلف برای کاربردهای مختلف مانند درست کردن خمیر بوده است نوع مخصوصی دارد که کف آن دارای گودی های گلوله مانند ...
تج در همدان برای ته ماند یا تفاله چیزی در آبگیری و سرکه انداختن می باشد. در آبگیری انگور برای شیره دوشاب ، سرکه و آب غوره قبل و بعد از آبگیری در داخل ...
ارسین[ اَ ]: فلزی دراز که یک سرش شبیه قلاب برای برداشت کتری ، دیزی و نان افتاده از تنور. سر دیگر تخت و تیز برای سنبه زدن سر نان داخل تنور برای برداشت ...
کلیچه ، کلوچه یا کولوچه از ترکیب کول و چه در گویش همدانی به معنای چوخا لباس تمام قد نمدی یا پوستی چوپان است که در فصول سرد و بارانی پوشیده می شود
کلیچه ، کلوچه یا کولوچه از ترکیب کول و چه در گویش همدانی به معنای چوخا لباس تمام قد نمدی یا پوستی چوپان است که در فصول سرد و بارانی پوشیده می شود
مارمولک کنایه از نوعی مار که پشت آن لکه دار است یا لکه و پیس دارد به کنایه از انسانی که خود را به مردن و قطع عضو می زند ولی زنده و سالم است تا بعدا ز ...
بر باد شدن با بر باد کردن ( ورباد ) به گویش همدان
زق زق در گویش همدان به کنایه از غرغر کودک یا نق نق کردن کودکانه که همراه با اعتراض و قرولند باشد
پیس میلیک یا پیس مولوک در گویش همدانی به معنی مارمولک پیس و لکه دار مارمولک زشت کریه که به کنایه به انسانهای زشت و ماموز ( مار موذ حیله گر ) می گویند
مولوک ( میلیک ) به معنی مارمولک در گویش همدانی
ورگاه به گویش همدانی ورگه یا بارگاه که به معنی مکانی است که برای خشک کردن انگور در میان تاکستان استفاده می شود. این مکان صاف و کمی شیب دار و رو به آف ...
قران یا قیران برنده و نابود کننده در گویش همدانی مانند نفرین : قران قیرتون کنه
گجینگ ، گیجین ، گیجینگ در همدانی به پاشنه ی درهای چوبی قدیمی می گفته اند. بخشی از بدنه درب چوبی که درون ی چالگی یا فرورفتگی تا درب حول آن بچرخد
شربه در همدان پارچ یا سطل آب را گویند
بادکنک ، پفلنگ یا پوفلنگ یا پوفلنک در گویش همدانی چیزی که پوف شده و باد کرده است می باشد نیز به مینوی مثانه هم گویند.
در همدان محل جمع آوری و کشیدن شیره آب انگور از خوشه انگور خوشه انگور بعد از چیده شدن در آن گردآوری شده و با چکمه پاکیزه انگورها له می شوند. ابعاد ش ...
در همدان به معنی اتاق مهمان که همیشه تازه بوده و وسایل آن نو، تمیز و تازه است. این اتاق که دارای ایوان و بهار خواب است روی سیزان ( زیرزمین طاق کوتاه ...
در همدان محل ویژه پخت نان در خانه های روستایی که با مشخصات ذیل داشتن دیوار کوتاه پیرامونی جهت نشست بروی آن و خوردن نان تازه برای اهل خانه و همسایه ه ...
در همدان بعنوان آشپزخانه امروزی استفاده داشته که دارای سقف سوراخ دار ( پاجه، پاجا ) برای تنفس تنور و نورگیر ردیف گودی های کنار دیوار به جهت جای خم و ...
به گوش همدانی کلبه کوچکی که در میان باغ و بوستان ساخته می شود تا به هنگامه کار و تفرج به عنوان استراحت گاه موقت استفاده گردد. این کلبه دارای طاقچه ، ...
سیزان به معنی آغل زمستانی گوسفندان، بز و مرغان که سقف کوتاهی داشته است. سقف آن معمولا از طاق خشتی و در اواخر از چوب بوده است. علت سقف کوتاه برای گرم ...
داس در همدان از جهت بریدن علوفه
گردونه دوار تکی با شانه های چوبی ته گرد از جنس چوب با دوام معمولا گردو که به چهارپایان بسته شده و در برخی موارد نشیمگاه فلزی نیز داشته. جهت خرد کردن ...
معادل خره گویش همدانی است
ارخ به معنی رود کوچک است به گویش همدان