تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قووت در همدان به عنوان آجیل اعیاد که از ترکیب با مغز بادام ، گردو ، تخمه و چنجه سایر میوها درست می شده است. در ترکیب با شیره انگور بعد از خشک شده بری ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خنثی ، خمیده ، شتر وار ، بی ریش، نه راست نه کج، ترکیب نر و ماده به گویش همدان

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اکور اکور به گویش همدان کورکورانه را گویند مانند گریه اکوراکور. یعنی گریه ای که به کسی نگاه نمی کند و گریه زیادی که ممکن است به کوری چشمان منجر شود

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ژنده و جیر جنده در همدان به معنی پارچه کهنه و فرسوده که به عنوان دستمال و دستگیره استفاده می شود

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تُنگِله یا تنگله به گویش همدان کوزه سفالی آب را گویند که مشابه بطری سر آن باریک و کشیده باشد. این کوزه از کوزه معمولی کوچکتر بوده و جهت مصرف یک نفره ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بانه در گویش همدان به معنی شیارهای عمیق و طویل مخصوص کاشت و آبیاری انگور که شاخه های انگور به داخل آن آویزان می شوند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اریش یا عریش در گویش همدان برای نخ ضخیم استفاده می شود و به معنای بند نیز است. نیز اریشته پلو برای رشته پلو استفاده می شود که از رشته گندم و عدس درس ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چغزه به گویش همدان خوشک انگور که از ترکیب آنها خوشه کامل انگور شکل می گیرد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دروند در گویش همدانی یعنی متوجه چیزی یا کسی بودن. بیشتر در مورد مراقبت از کودکان و پیران. نگهداری از باغ و زراعت و مسکن خرابشدنی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تاژ شبیه تج به تفاله چیزی که می ماند. در واقع هسته سخت و سرسخت که در برابر سرکوب مقاومت می کند و از خود تیزی و دافعه نشان می دهد. تاج و تاژ را می تو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ظرف سفالی تشت مانند با لعاب در اندازه ای مختلف برای کاربردهای مختلف مانند درست کردن خمیر بوده است نوع مخصوصی دارد که کف آن دارای گودی های گلوله مانند ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تج در همدان برای ته ماند یا تفاله چیزی در آبگیری و سرکه انداختن می باشد. در آبگیری انگور برای شیره دوشاب ، سرکه و آب غوره قبل و بعد از آبگیری در داخل ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارسین[ اَ ]: فلزی دراز که یک سرش شبیه قلاب برای برداشت کتری ، دیزی و نان افتاده از تنور. سر دیگر تخت و تیز برای سنبه زدن سر نان داخل تنور برای برداشت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلیچه ، کلوچه یا کولوچه از ترکیب کول و چه در گویش همدانی به معنای چوخا لباس تمام قد نمدی یا پوستی چوپان است که در فصول سرد و بارانی پوشیده می شود

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلیچه ، کلوچه یا کولوچه از ترکیب کول و چه در گویش همدانی به معنای چوخا لباس تمام قد نمدی یا پوستی چوپان است که در فصول سرد و بارانی پوشیده می شود

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مارمولک کنایه از نوعی مار که پشت آن لکه دار است یا لکه و پیس دارد به کنایه از انسانی که خود را به مردن و قطع عضو می زند ولی زنده و سالم است تا بعدا ز ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر باد شدن با بر باد کردن ( ورباد ) به گویش همدان

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زق زق در گویش همدان به کنایه از غرغر کودک یا نق نق کردن کودکانه که همراه با اعتراض و قرولند باشد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیس میلیک یا پیس مولوک در گویش همدانی به معنی مارمولک پیس و لکه دار مارمولک زشت کریه که به کنایه به انسانهای زشت و ماموز ( مار موذ حیله گر ) می گویند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مولوک ( میلیک ) به معنی مارمولک در گویش همدانی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ورگاه به گویش همدانی ورگه یا بارگاه که به معنی مکانی است که برای خشک کردن انگور در میان تاکستان استفاده می شود. این مکان صاف و کمی شیب دار و رو به آف ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قران یا قیران برنده و نابود کننده در گویش همدانی مانند نفرین : قران قیرتون کنه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گجینگ ، گیجین ، گیجینگ در همدانی به پاشنه ی درهای چوبی قدیمی می گفته اند. بخشی از بدنه درب چوبی که درون ی چالگی یا فرورفتگی تا درب حول آن بچرخد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شربه در همدان پارچ یا سطل آب را گویند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بادکنک ، پفلنگ یا پوفلنگ یا پوفلنک در گویش همدانی چیزی که پوف شده و باد کرده است می باشد نیز به مینوی مثانه هم گویند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در همدان محل جمع آوری و کشیدن شیره آب انگور از خوشه انگور خوشه انگور بعد از چیده شدن در آن گردآوری شده و با چکمه پاکیزه انگورها له می شوند. ابعاد ش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در همدان به معنی اتاق مهمان که همیشه تازه بوده و وسایل آن نو، تمیز و تازه است. این اتاق که دارای ایوان و بهار خواب است روی سیزان ( زیرزمین طاق کوتاه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در همدان محل ویژه پخت نان در خانه های روستایی که با مشخصات ذیل داشتن دیوار کوتاه پیرامونی جهت نشست بروی آن و خوردن نان تازه برای اهل خانه و همسایه ه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در همدان بعنوان آشپزخانه امروزی استفاده داشته که دارای سقف سوراخ دار ( پاجه، پاجا ) برای تنفس تنور و نورگیر ردیف گودی های کنار دیوار به جهت جای خم و ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به گوش همدانی کلبه کوچکی که در میان باغ و بوستان ساخته می شود تا به هنگامه کار و تفرج به عنوان استراحت گاه موقت استفاده گردد. این کلبه دارای طاقچه ، ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

سیزان به معنی آغل زمستانی گوسفندان، بز و مرغان که سقف کوتاهی داشته است. سقف آن معمولا از طاق خشتی و در اواخر از چوب بوده است. علت سقف کوتاه برای گرم ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داس در همدان از جهت بریدن علوفه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گردونه دوار تکی با شانه های چوبی ته گرد از جنس چوب با دوام معمولا گردو که به چهارپایان بسته شده و در برخی موارد نشیمگاه فلزی نیز داشته. جهت خرد کردن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معادل خره گویش همدانی است

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارخ به معنی رود کوچک است به گویش همدان

١