ورگاه

لغت نامه دهخدا

ورگاه. [ وَ] ( اِ ) نوعی از باز شکاری. || خندق. برکه و منجلاب. || گلخن حمام. ( ناظم الاطباء ).

پیشنهاد کاربران

ورگاه به گویش همدانی ورگه یا بارگاه که به معنی مکانی است که برای خشک کردن انگور در میان تاکستان استفاده می شود. این مکان صاف و کمی شیب دار و رو به آفتاب می باشد. هرچند که در بارگاه کلی انگور منظور جایی
...
[مشاهده متن کامل]
است که در خانه یا انبار که برای آویزان کردن انگور از سقف و خشک شدن با کیفیت بیشتر بدون گرد و خاک و آلوده گی .