تنورستان

لغت نامه دهخدا

تنورستان. [ ت َ رِ ] ( اِ مرکب ) مخبز. ( محمودبن عمر از یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). نانوایی. خبازی. ( یادداشت ایضاً ).رجوع به تنورخانه و تنور و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

مخبز . نانوایی . خبازی

پیشنهاد کاربران

در همدان محل ویژه پخت نان در خانه های روستایی که با مشخصات ذیل
داشتن دیوار کوتاه پیرامونی جهت نشست بروی آن و خوردن نان تازه برای اهل خانه و همسایه ها
داشتن کلبه یا کولبه به معنی هواکش جانبی جهت تنظیم دما و دود داخلی
...
[مشاهده متن کامل]

معمولا غیر مسقف
نزدیک انبار ذخیره هیزم
با دریچه فلزی و سیخ ته گرد مخصوص بنام ارسین
با لعاب خاکی دو رنگ قهوه ای و کرم
صندوق مخصوص ذخیره نان یا کندوی گلی کوچک شبیه تنور درب دار