پیشنهادهای hamideh (٧٢٥)
very tired
یک شب بیرون رفتن
extremely tired , exhausted به شدت خسته و کوفته بسیار خسته / از پا افتاده
برای چند روز آینده
used to show that you think something is surprising, shocking, or impressive " Example: "Holy shit, man, this is incredible!
بسیار بزرگتر
ما دو نفر
مادامیکه به خاطر ( یاد ) دارم
معمولاً برای ابراز شگفتی، ترس، عصبانیت یا تعجب شدید به کار می رود. رایج ترین معادل ها: "وای خدا" یا "یاخدا" ( تعجب یا ترس ناگهانی ) "ای وای" ( ت ...
When we ask 'What is she like?' , we are asking about her personality/character. 'She is tall' is not a good answer to this question because 'tall' i ...
هیچ جا ( جملات منفی ) . I don't have anywhere to go هر جایی ( جملات مثبت ) . You can put it anywhere جایی ( جملات سوالی ) ?Do you know anywhere good ...
ارتکاب جرم با قصد و نیت قبلی سوء قصد
قصد و نیت قبلی
If you lay an idea or piece of information before someone, you present it to them in detail, usually in order to obtain their approval or advice "Ex ...
to stop for a short period of time for the rest انجام یک توقف کوتاه و موقت ( برای استراحت ، در حین رانندگی یا اجرای برنامه و عملی خاص ) بیشتر در م ...
استراحت برای ناهار
آدم عوضی آدم منزجر کننده و حال به هم زن آدم خوار ، پست و حقیر
ارزیابی، تشخیص و برآورد خود شما
نظر ، عقیده یا دیدگاه شخص درباره خودش
نظر، عقیده یا دیدگاه خودت
your opinion about yourself, especially when this is very high and not deserved high or exaggerated opinion of oneself نظر سطح بالا ، بزرگنمایی شده ...
از کسی کمک بگیرید
کسی را به کاری واداشتن
نظر حرفه ای، شغلی و تخصصی ". Example:"Is that important for your professional opinion آیا آن، برای نظر حرفه ای ( تخصصی ) شما مهم است؟
روی جزئیات چیزی کار کردن بررسی جزئیات چیزی یا کاری
از قبل از قبل از اینکه از قبل از آنکه ". Example : "since before i joined his gym از قبل از اینکه به باشگاه ورزشی او بروم.
تمام مسیر تا . . .
به کجا؟
ارتباط ذهنی ( تله پاتی ) با یکدیگر داشتن
کاملا باهات موافقم، کاملا باهات هم نظرم منم همینطور، منم همین حس رو دارم، برای من هم اینگونه است my sentiments exactly = I completely agree with تا ح ...
use something up= to finish a supply of something چیزی را تا به آخر مصرف کردن و تمام کردن . Example: Don't use up all the milk - we need some for br ...
put through hell = to give someone a very difficult or unpleasant time به کسی، تجربه ی شرایط بسیار سخت یا ناخوشایندی دادن کسی را از جهنم عبور دادن و ...
باری برای تحمل کردن a burden to bear= a responsibility or hardship that someone must endure or manage مسئولیت یا سختی، مشکلات، غم و اندوهی که کسی با ...
بار سبک، آسان و راحت your secret is not an easy burden to bear راز تو، بار سبکی نیست که بتوان به راحتی آن را به دوش کشید ( و آن را افشا نکرد ) .
اگر مایل بودید ( درخواست مودبانه ) ( if you would ( please اگر لطف کنید
از عهده برآمدن تحمل کردن کنارآمدن کنترل، مدیریت و رسیدگی کردن
این گونه است :
مشورتها ، مذاکرات و بررسیهای هیئت منصفه ( قبل از صدور رای بیطرفانه از سوی آنان ) .
هیئتهای منصفه ( جمع jury )
love it all you want هر چقدر که می خواهی دوستش داشته باش
هر چقدر میخواهی
هر چقدر که می خواهی دوستش داشته باش
با وجدانی پاک با وجدانی اسوده با وجدانی راحت و عاری از گناه
وجدانی عاری از گناه
آرامش بخش
از عهده برآمدن
اعتراف به داشتن رابطه نامشروع
انرژی گذاشتن ( برای کسی یا چیزی ) PUT ONE'S ENERGIES INTO = focus effort and attention on a specific activity or goal put all my energy into her ت ...
کسی را متقاعد کردن convince her otherwise درغیراینصورت او را متقاعد کن