پیشنهادهای Baranii (٢٨)
بدون اغراق
Whatever
با دنیا عوضش نمیکنم.
حقه بازانه فریب کارانه، ناصادق یواشکی
چشم رو در حدقه چرخوندن
چشم رو توی حدقه چرخوندن
توجه کردن، به خاطر سپرد، ثبت کردن
هم آوایی تعریف: فعل نامنظم 1: به طور هماهنگ ترکیب شدن //. . . تصاویر هنرمند به طور کامل با متن هم آوایی دارند. the artist's illustrations chime in ...
نامحسوس
بالا و پایین رفتن، یه جورایی کشمکشگ، الاکلنگ : an alternating up - and - down or backward - and - forward motion or movement also : a contest or ...
یه نوع خطا توی بازی هاکی هست. an illegal act by an ice hockey player of shooting a puck from within the defensive zone or defensive half of the rin ...
غرور رو در کنترل نگه داشتن غرور رو سرکوب کردن در مواقعی میگن که طرف خیلی خودشیفته است از خودش تعریف میکنه بهش این رو میگن "You look great. ” “I am a ...
اعصاب خرد
بازیگوشی هم میتونه باشه وقتی میگن a bit of amusement shines in her blue - green eyes
میزان صبر و تحمل کسی رو امتحان کردن
بیرون دادن، نشت دادن، ترواش کردن noun [uːz] mud, mire, muck ( as on the river or ocean bottom ) ; act of oozing; sweat, seepage; that which oozes ve ...
تیپ زدن
متاسفم که به عرض برسونم متاسفانه باید بگم
از ( خطای ) کسی گذشتن
اتفاق نظر داشتن
ذره ای اهمیت نمی دم. به هیچ جام نیست.
یه لحظه صبر کن. . . با اجازه. . . . یه لحظه دست نگه دار. . .
ذوق مرگ یا خر ذوق شدن
به دست و پای کسی افتادن
مخ کسی را زدن روی مخ کسی راه رفتن به دل کسی راه یافتن
بی ( بدون ) خجالت
ضد حال زدن
دل به دل راه داره