تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

صرف نظر از اینکه چه اتفاقی بیافتد گذشته از اینکه چی پیش بیاد

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

فشردگی توده ی مردم چگالی توده ی مردم

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

زجر دادن مانند دمبه که تف می دهید و روغنش را پس می دهد بس چزونده می شود

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

جنس لباسم انقدر خوبه دو سال پوشیدم آخ نگفته، ، ، یعنی آسیب ندیده

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

نو کهنه کردن لباس ها یا وسایل اتاق یعنی دور ریختن وسایل یا لباس های کهنه و جایگزین کردن وسایل یا لباس های نو

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

هوا به معنای انگار کردن هم است مثلا وقتی می گوییم به هوای اینکه لباس های بند رخت را باد برده سراسیمه به کوچه رفت و نگاهی انداخت

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

گوشی اف اف را که بر می داریم می گوییم ( کیه ) بگو کی هستی خب می شود به جای ایفون یا اف اف گفت :گوکی و به مدل تصویری ان گفت گوکی چشمی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
-٥

متاسفم که واژه های فارسی انقدر فراموش شده و واژه های بیگانه انقدر جاپایش را سفت کرده که می نشینیم و به سخن گفتن نیاکانمان می خندیم پرفکان واژه ای ست ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیر دیراش می شود در گویش مشهدی دختر دیردیراش می شود ازدواج کنه=دختر با بی قراری انتظار می کشد ازدواج کنه بچه ها دیر دیراشون می شود مدرسه تمام شود بچ ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
-٣

به قد کشیدن برنج هنگام جوش می گویند

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

الان می گن از حس و حال افتادم، در صورتی که از تک و تا افتادم ، درست است

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
-١

نسبت ( برای مقایسه ) نمره های تو نسبت به نمره های من بهتر است نمره های تو به ورج نمره های من بهتر است به ورجِش بگیری نمره های تو بهتر از منه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
-١

دلماج یعنی کسی که درد دل شما را گوش می ده و ی جورایی سنگ صبورتونه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

از روی عجله: شتابزده عجله کن : بشتاب ، به هم بگَرد، زود باش

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

عجله کن بشتاب به هم بگَرد

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

به هم گشتن در گویش مشهدی به معنای شتاب کردن است به هم بگَرد دیر شد به هم گرد ندارم یعنی نای و توان شتاب کردن را ندارم که معمولا پیر ها یا مریض ها م ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

ما به زشت با نمک می گوییم زشتوک

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

چارگَرد خوب است به معنی چهار چرخ گردون

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
-١

می شود برای عزمم و جزم کردم ، ی اصطلاح ساخت که در زبان فارسی خوش آهنگ تر باشه مانند : کوله ام و بار کردم. . . من دیگه کوله ام و برداشتم که . . . من ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

فعل خستگی دَر کن خستگیت دَر رفت!؟ خسته نباشی؛ کمی نشست تا خستگی در کند خستگی به تنش ماند خسته شد خسته کرد

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

از آنجا که پوششی برای شنا است می توان گفت پوشْنا

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

چون پوششی برای آب است می توان پوشاب گفت

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

غسل از سر تا پا شستن است می شود گفت سراشست برو غسل زیارت کن برو سراشست زیارت کن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٦

چیخوان چیزی را می خوانیم

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٥

توی بین چون می شود از ویترین چکیده ای از آنچه در مغازه هست را دید پس می توان توی مغازه را از خیابان دید می شود توی بین

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

به گفته قدیمی ها دست پیش رو

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

خاک پیش

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

پا پیش مهمان رفتن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

ستان پیمان