پیشنهادهای N.Bahmani (٣٠)
٤٣
٤ ماه پیش
٠
باحالم . . . به روز ام . . . پایه م
٥ ماه پیش
٠
قوس دادن
٥ ماه پیش
٢
خم شدن
٥ ماه پیش
٢
تیرک
٥ ماه پیش
٠
بی شک
٥ ماه پیش
١
حس سوزن سوزن شدن ( مثلا از سرما یا از خواب رفتگی عضوی از بدن )
٥ ماه پیش
٠
از راه میانبر رفتن
٥ ماه پیش
٠
کلاهی که گوش گیر دارد
٥ ماه پیش
٠
محل بار وانت و کامیون
٥ ماه پیش
٠
یخ شفاف روی برف ( که لیز میشه و انگار صیقل خورده )
٥ ماه پیش
٠
انبوه مثلاً mounds of deer انبوهی از گوزن ها
٥ ماه پیش
٠
کنده درخت
٥ ماه پیش
٠
مطلق و واقعی
٥ ماه پیش
٠
آرام شدن تمرکز کردن روی خود
٥ ماه پیش
٠
متعادل شدن روی ذهن و احساسات
٥ ماه پیش
٠
کوبیدن
٥ ماه پیش
٠
لعنتی
٥ ماه پیش
١
غر زدن نق زدن زِر زدن
٥ ماه پیش
٠
گلنگدن
٥ ماه پیش
٠
با ماشین زیر گرفتن
٥ ماه پیش
٠
افتادن
٥ ماه پیش
٠
تلق تلق صدا دادن
٥ ماه پیش
٠
به صدا در آمدن
٥ ماه پیش
٠
شدت گرفتن
٦ ماه پیش
١
بغل کردن / hug
٦ ماه پیش
١
فراهم کردن تهیه دیدن
٦ ماه پیش
٠
کار های انجام شده
٦ ماه پیش
١
opposite of greeting
٦ ماه پیش
١
صرفاً ( قید ) just