پیشنهادهای N.Bahmani (٣٠)
٤٦
٥ ماه پیش
٠
باحالم . . . به روز ام . . . پایه م
٦ ماه پیش
٠
قوس دادن
٦ ماه پیش
٢
خم شدن
٦ ماه پیش
٢
تیرک
٦ ماه پیش
٠
بی شک
٦ ماه پیش
١
حس سوزن سوزن شدن ( مثلا از سرما یا از خواب رفتگی عضوی از بدن )
٦ ماه پیش
٠
از راه میانبر رفتن
٦ ماه پیش
٠
کلاهی که گوش گیر دارد
٦ ماه پیش
٠
محل بار وانت و کامیون
٦ ماه پیش
٠
یخ شفاف روی برف ( که لیز میشه و انگار صیقل خورده )
٦ ماه پیش
٠
انبوه مثلاً mounds of deer انبوهی از گوزن ها
٦ ماه پیش
٠
کنده درخت
٦ ماه پیش
٠
مطلق و واقعی
٦ ماه پیش
٠
آرام شدن تمرکز کردن روی خود
٦ ماه پیش
٠
متعادل شدن روی ذهن و احساسات
٦ ماه پیش
٠
کوبیدن
٦ ماه پیش
٠
لعنتی
٦ ماه پیش
١
غر زدن نق زدن زِر زدن
٦ ماه پیش
٠
گلنگدن
٦ ماه پیش
٠
با ماشین زیر گرفتن
٦ ماه پیش
٠
افتادن
٦ ماه پیش
٠
تلق تلق صدا دادن
٦ ماه پیش
٠
به صدا در آمدن
٦ ماه پیش
٠
شدت گرفتن
٧ ماه پیش
١
بغل کردن / hug
٧ ماه پیش
١
فراهم کردن تهیه دیدن
٧ ماه پیش
٠
کار های انجام شده
٧ ماه پیش
١
opposite of greeting
٧ ماه پیش
١
صرفاً ( قید ) just