پیشنهادهای N.Bahmani (٣٠)
٦٦
٩ ماه پیش
٠
باحالم . . . به روز ام . . . پایه م
١٠ ماه پیش
٠
قوس دادن
١٠ ماه پیش
٢
خم شدن
١٠ ماه پیش
٢
تیرک
١٠ ماه پیش
٠
بی شک
١٠ ماه پیش
١
حس سوزن سوزن شدن ( مثلا از سرما یا از خواب رفتگی عضوی از بدن )
١٠ ماه پیش
٠
از راه میانبر رفتن
١٠ ماه پیش
٠
کلاهی که گوش گیر دارد
١٠ ماه پیش
١
محل بار وانت و کامیون
١٠ ماه پیش
٠
یخ شفاف روی برف ( که لیز میشه و انگار صیقل خورده )
١٠ ماه پیش
٠
انبوه مثلاً mounds of deer انبوهی از گوزن ها
١٠ ماه پیش
٠
کنده درخت
١٠ ماه پیش
٠
مطلق و واقعی
١٠ ماه پیش
٠
آرام شدن تمرکز کردن روی خود
١٠ ماه پیش
٠
متعادل شدن روی ذهن و احساسات
١٠ ماه پیش
٠
کوبیدن
١٠ ماه پیش
٠
لعنتی
١٠ ماه پیش
١
غر زدن نق زدن زِر زدن
١٠ ماه پیش
٠
گلنگدن
١٠ ماه پیش
١
با ماشین زیر گرفتن
١٠ ماه پیش
٠
افتادن
١٠ ماه پیش
٠
تلق تلق صدا دادن
١٠ ماه پیش
٠
به صدا در آمدن
١٠ ماه پیش
٠
شدت گرفتن
١١ ماه پیش
١
بغل کردن / hug
١١ ماه پیش
١
فراهم کردن تهیه دیدن
١١ ماه پیش
٠
کار های انجام شده
١١ ماه پیش
١
opposite of greeting
١١ ماه پیش
١
صرفاً ( قید ) just
١