پیشنهادهای N.Bahmani (٣٠)
٦٥
٨ ماه پیش
٠
باحالم . . . به روز ام . . . پایه م
٩ ماه پیش
٠
قوس دادن
٩ ماه پیش
٢
خم شدن
٩ ماه پیش
٢
تیرک
٩ ماه پیش
٠
بی شک
٩ ماه پیش
١
حس سوزن سوزن شدن ( مثلا از سرما یا از خواب رفتگی عضوی از بدن )
٩ ماه پیش
٠
از راه میانبر رفتن
٩ ماه پیش
٠
کلاهی که گوش گیر دارد
٩ ماه پیش
١
محل بار وانت و کامیون
٩ ماه پیش
٠
یخ شفاف روی برف ( که لیز میشه و انگار صیقل خورده )
٩ ماه پیش
٠
انبوه مثلاً mounds of deer انبوهی از گوزن ها
٩ ماه پیش
٠
کنده درخت
٩ ماه پیش
٠
مطلق و واقعی
٩ ماه پیش
٠
آرام شدن تمرکز کردن روی خود
٩ ماه پیش
٠
متعادل شدن روی ذهن و احساسات
٩ ماه پیش
٠
کوبیدن
٩ ماه پیش
٠
لعنتی
٩ ماه پیش
١
غر زدن نق زدن زِر زدن
٩ ماه پیش
٠
گلنگدن
٩ ماه پیش
١
با ماشین زیر گرفتن
٩ ماه پیش
٠
افتادن
٩ ماه پیش
٠
تلق تلق صدا دادن
٩ ماه پیش
٠
به صدا در آمدن
٩ ماه پیش
٠
شدت گرفتن
١٠ ماه پیش
١
بغل کردن / hug
١٠ ماه پیش
١
فراهم کردن تهیه دیدن
١٠ ماه پیش
٠
کار های انجام شده
١٠ ماه پیش
١
opposite of greeting
١٠ ماه پیش
١
صرفاً ( قید ) just
١