پیشنهادهای N.Bahmani (٣٠)
٦٢
٦ ماه پیش
٠
باحالم . . . به روز ام . . . پایه م
٧ ماه پیش
٠
قوس دادن
٧ ماه پیش
٢
خم شدن
٧ ماه پیش
٢
تیرک
٧ ماه پیش
٠
بی شک
٧ ماه پیش
١
حس سوزن سوزن شدن ( مثلا از سرما یا از خواب رفتگی عضوی از بدن )
٧ ماه پیش
٠
از راه میانبر رفتن
٧ ماه پیش
٠
کلاهی که گوش گیر دارد
٧ ماه پیش
١
محل بار وانت و کامیون
٧ ماه پیش
٠
یخ شفاف روی برف ( که لیز میشه و انگار صیقل خورده )
٧ ماه پیش
٠
انبوه مثلاً mounds of deer انبوهی از گوزن ها
٧ ماه پیش
٠
کنده درخت
٧ ماه پیش
٠
مطلق و واقعی
٧ ماه پیش
٠
آرام شدن تمرکز کردن روی خود
٧ ماه پیش
٠
متعادل شدن روی ذهن و احساسات
٧ ماه پیش
٠
کوبیدن
٧ ماه پیش
٠
لعنتی
٧ ماه پیش
١
غر زدن نق زدن زِر زدن
٧ ماه پیش
٠
گلنگدن
٧ ماه پیش
٠
با ماشین زیر گرفتن
٧ ماه پیش
٠
افتادن
٧ ماه پیش
٠
تلق تلق صدا دادن
٧ ماه پیش
٠
به صدا در آمدن
٧ ماه پیش
٠
شدت گرفتن
٨ ماه پیش
١
بغل کردن / hug
٨ ماه پیش
١
فراهم کردن تهیه دیدن
٨ ماه پیش
٠
کار های انجام شده
٨ ماه پیش
١
opposite of greeting
٨ ماه پیش
١
صرفاً ( قید ) just
١