پیشنهادهای N.Bahmani (٣٠)
٣٤
٣ هفته پیش
٠
باحالم . . . به روز ام . . . پایه م
١ ماه پیش
٠
قوس دادن
١ ماه پیش
٠
خم شدن
١ ماه پیش
١
تیرک
١ ماه پیش
٠
بی شک
١ ماه پیش
١
حس سوزن سوزن شدن ( مثلا از سرما یا از خواب رفتگی عضوی از بدن )
١ ماه پیش
٠
از راه میانبر رفتن
١ ماه پیش
٠
کلاهی که گوش گیر دارد
١ ماه پیش
٠
محل بار وانت و کامیون
١ ماه پیش
٠
یخ شفاف روی برف ( که لیز میشه و انگار صیقل خورده )
١ ماه پیش
٠
انبوه مثلاً mounds of deer انبوهی از گوزن ها
١ ماه پیش
٠
کنده درخت
١ ماه پیش
٠
مطلق و واقعی
١ ماه پیش
٠
آرام شدن تمرکز کردن روی خود
١ ماه پیش
٠
متعادل شدن روی ذهن و احساسات
١ ماه پیش
٠
کوبیدن
١ ماه پیش
٠
لعنتی
١ ماه پیش
١
غر زدن نق زدن زِر زدن
١ ماه پیش
٠
گلنگدن
١ ماه پیش
٠
با ماشین زیر گرفتن
١ ماه پیش
٠
افتادن
١ ماه پیش
٠
تلق تلق صدا دادن
١ ماه پیش
٠
به صدا در آمدن
١ ماه پیش
٠
شدت گرفتن
٢ ماه پیش
١
بغل کردن / hug
٢ ماه پیش
٠
فراهم کردن تهیه دیدن
٢ ماه پیش
٠
کار های انجام شده
٢ ماه پیش
١
opposite of greeting
٢ ماه پیش
١
صرفاً ( قید ) just