پیشنهادهای فیلی (٦٨٥)
پانترک گمشو از اینجا بیرون واژگان لری برای واژگان لری هست نه برای چرت و پرت های شما اینجا رو دیگه به گند نکشید
نوعی پرنده که دقیق نمیدونم واقعی هست یا افسانه ای در گویش ما لر ها که زشت هست و کسی که زشت باشد می گویند منی وقه ای یه انگار وقه ای هست فکر کنم اف ...
شک یعنی طرح شک دار یعنی طرح دار مثال ماکارونی شک دار یعنی ماکارانی طرح دار
لری بالاگریوه ای تمی یعنی زمانی هر کاری تمی داره هر کاری زمانی داره کلمه تم احتمالا هم ریشه با تایم انگلیسی هست
لری بالاگریوه ای هیرد:خورده هیردله:خورده پسوند له دقیق مانند کوشکله هست
خدا وکیلی تاریخ جهان نتونی دمت بونی طایفه مدهنی در زبان خودمون که نام اصلیش هست مدنی یا متنی هست در زبان فارسی می شود مَدهَنی نه مَد هندی خیلی فرق م ...
💩💩 توی پان حالا چه میخواد ترک یا لر یا فارس یا کرد باشه فرقی ندارن حال بهم زن و دنبال تفرقه هستن
ارسلان منابع تاریخی =منابع پانترک ها به جز شاهنامه که لوریان، لوزیان بوده منبع دیگه ای هم داری اون هم به لر ربطی نداره ما به خودمون میگیم لرل، لرو ...
سر ریت یعنی سر کچل لری مینجایی
کلمه لری بالاگریوه ای گرگاسله:حیوانی میان گرگ و کفتار مثلا برای نوزاد ها شعر می خوانند گرگاسله ای بیا بورش
کلمه لری مینجایی کُرپی: زیر پل، زیرگذر
بعد خیلی وصل شدم کلمه لری مینجایی مُردالید: بوی مرده ؛مرده ای که خاک نشده باشه بوی بد بده و به عنوان مثال میگن بو مردالید دی
لری مینجایی بووه، بوعه، بوا، باوه اکثریت قاطع از ۳ کلمه اول استفاده میکنند مانند خرم آبادی ها، پ ایل پاپی، قلاوند، هلدی، چگنی و. . بعضی از طوایف دی ...
گروهی خاص در مناطق ما که نژادپرستی در مورد آنها زیاده والا آخر نفهمیدم کجایین من رفیقی دارم گاوباز و مثلا مسخرش میکنن اسپانیا ، اسپانیش چون در اسپانی ...
فرزان لکستانی آویزان هستند که سعی در لک سازی باجولوند ، امرایی، سورپی، گرمه ای و . . . خو لر نباش علاقه ای هم نداریم قوم مستقل باش ولی بخای سمت تجزیه ...
فرزان لکستانی اهل لکنو هند به ما میگی کیل هوری نکو خو لر نداره چکار کنیم لکنویی جواب بده
لری مینجایی غر :دور مثال روییمو غری دیم:بریم دوری بزنیم
کلمه ای لری مینجایی هومی :؟ مثلا میگن هومی چطورشی یکجوری معنی ان شا الله رو میده یا با انسالله ترکیب میشه هومی و ان شا الله
لف:کنار مثال لف آو ، لف دروازه
وریسیم و راس :بلند بشیم
تنگ:فکر ( مثال تو که و تنگ نیسی )
لری مینجایی بَر:فکر ( مثال رت د بر بردیا ) شاید هم معنی این رو بده که مثلا رفت به گیژ سنگ ها
لری مینجایی گورمی:جوراب
خِپ کرده: مثلا موقعی که کسی ترسیده باشد یعنی ترسیده ، پنهان شده معنی دقیقش رو نمیشه گفت
لری مینجایی ( گویش بالاگریوه ای ) سیک:گوشه سیکه:گوشه از خود همین دو واژه هم یک کلمه اصیل هست که معنیش رو نمیدونم کِز:؟ ( کز کرده ی سیکه )
کجا هستی لری مینجایی ( بالاگریوه ای ) هی د کوم لری ثلاثی کجانی لری مینجایی ( کوهدشت، رومشکان، عبدولی های اندیمشک ) . های د کا لری مینجایی ( خرم آ ...
گلموچه:مچاله ( مثال سفره سی چی گلموچا:چرا سفره مچاله است )
هم رو:هر روز
کلمه ای اصیل بالاگریوه گز:معنی دقیق رو نمیتونم بگم یا معنی درد رو میده یا موقعی که پا حالت سوزنی و سفت میشود ( مثال پام گز گرته )
کلمه ای اصیل لری بالاگریوه ای گل وا گل:باز ( مثال درن گل وا گل هیشت:دررا باز گذاشت )
لری بالاگریوه ای ره ( رَ ) پا Rapa:پیاده
واژه ای اصیل لری بالاگریوه که هنوز وجود دارد و در اشعار نورمحمد پاپی هست لکر :سفید اسپی:سفید اسبی:سفید
رون:مسیر
حلگ حلگ:نفس نفس
تاو:به خاطر ( د تاو توو:بخاطر تو )
تُر:به خاطر
رهیل:باران خیلی شدید
وارون:باران معمولی
آلبالوی وحشی:هلونه
لری مینجایی بوری:مشتی
یکتری:هم دیگه ( وا یک تری:با هم دیگه )
کلمه ای قدیمی لری بالاگریوه ای ششله:؟ معنی اش را نمیدانم
لری مینجایی مینجا:وسط
گُم:حادثه، فاجعه ( دونم آخر گُمی کنی:میدانم در آخر حادثه، فاجعه ای می آفرینی )
توم تلو:کوبیده شدن، زخم شدن
لری بالاگریوه ای قلوپلو:بهانه گرفتن
لری بالاگریوه ای پیک: خالی
لری بالاگریوه ای کوه گلو:غلتیدن سنگ
لری بالاگریوه ای وَشتی:سینه کش کوه
لون:تبار، ایل، طایفه ( لونت چینه: تبار، ایل، طایفت چی هست ) یا موقع دعوا مثلا میگویند لون تو خوعه یعنی تبار تو خوبه