پیشنهادهای فیلی (٦٧٧)
نام شهرها خرموعه:خرم آباد پاپیل:پلدختر وروگرد:بروجرد ناون:نهاوند تیرو:تهران همدو:همدان دسبیل:دزفول اصفهو:اصفهان یاسیچ:یاسوج مشت:مشهد لردگون:لردگان ان ...
مه:من هو:او توو:تو ( قدیمی آزت ) هوونو:اونها شمو:شما ( ایسا هم هست بعد ازشمو که قدیمی هست و در تمام گویش های مینجایی در گذشته کاربرد داشته لری جنو ...
ون:خواند ونم:خواندم ونه:خوانده نونه:نخونده ونن:خواندن ونیم:خواندیم ونیت:خواندید بونیم:میخوانیم بونم:میخوانم بونه:میخوانه بونیت:میخوانید نونیت:نخواندی ...
کم، گده، تل، اشکم:دل، شکم
تییژه، آشپال:آبکش
قاف:تیکه /بکفساد:چاپلوس/فیتکی:خراب کار/شماره دی:منشی/هیردار:نگهدار/جاوجیوه:زندگی ، جاو مکان زندگی/رافه:خبر بر/هوم درس:همکلاسی/ربوت:آدم بی ارزش، بی فا ...
چند کلمه لری مینجایی جهال:جوان/تون:غیبت/شورجد:شارژر/گدنه:شکمو/گره:آتش ( گره گرتمه چی دار بلی ) /لید:آتش ( لید دش رت/لید گرت ) /هوراسو:شکمو/لاوردنگ:تی ...
کلمه لری بالاگریوه ای ساوه/ Sava:کوچک ، کودک بچ ساوه : بچه کوچک زارۉساوه:بچه کوچک
درود بر شما نور علی جان بله این جور افراد کم هستند شما هم برای زبان لری زحمت کشیده اید بروهی گییه نازار و ستینم ❤️❤️
کلمه بالاگریوه ای اصیل شیوات/شیواد :به معنای قیافه، ظاهر
کلمه لری بالاگریوه ای بسیار اصیل به معنای تصویر سیئوه:تصویر مثال:سیئوه ای د شوو د هیرم منه یا سیئوه ای د دیر دیار وی
کلمه ای اصیل لری بالاگریوه ای چوتاش:نجار چوتاشی:نجاری
کلمه ای لری بالاگریوه ای کلمه راق به معنی خشک و همچنین بچه ای که حرف گوش نمیکنه
پاکار:نگهبان ( کسی که از گندم ها نگهبانی میدهد ) [کتاب پاپی ها عشایر غرب ]
نویاش:لوله هدایت آب ( کتاب پاپی ها عشایر غرب )
ماله: چوبی که زمین را صاف میکند ( کتاب پاپی ها عشایر غرب )
اِنار دونگ: رب انار ( کتاب پاپی ها عشایر غرب ایران )
انجیر کوئیلا:انجیر ( کتاب پاپی ها عشایر غرب )
کاکه:انباری برای گندم ( کتاب پاپی ها عشایر غرب )
سردُلو: مخزنی که گندم را آسیاب می کند ( کتاب پاپی ها. عشایر. غرب )
توشیر:شیر جوشیده شده ( کتاب پاپی ها . عشا. غر )
اَسَل:مخزنی که در زمین حفر شده ( کلمه ای اصیل بالاگریوه ای پاپیونه ) [منبع کتاب پاپی ها عشایر غرب ایران]
شاهد هجوم پان لکان برای هویت سازی برای استان اینستایی لکستان هستند اصلان شیت بیارم همه برا شما رضا چنو سخدی ( پیام ) دی مزگم هردی
خان الماس ۳۷۵ سال پیش به دنیا آمده حالا شما بالغ بر هزار سال رو از کجا آوردید میگید دروغ میگم ببینید لرها میگن ویر و دا و لک ها هم میگن ویر و دالگه ی ...
هجوم پان لک ها برای لک سازی افتخارات قوم لر و ایرانزمین
خب خزل های ایلام و کرمانشاه کرد هستند چرا نمیگی اون خزل هایی که در کنار لک ها هستند خود را لک میدانند پس خزل فقط لک نیست و کرد هم هست جناب پانلک
والا من پانلر نیستم چون فقط یکی دوبار در چند ماه پیش گفتم لک ها لر هستند بعد طرهان لر اصیل هستند اون لک هایی که در کوهدشت هستند از دلفان مهاجرت کرده ...
کل بعضم:بریدگی ته پیکان ( منبع اشعار میرنوروز )
کور کوره :نوعی پرنده بزرگتر از کلاغ که در بالای روستا ها پرواز می کند ( منبع اشعار میرنوروز )
پور:چکاوک ( اشعار میرنوروز )
سرگر:نوعی باز سفید ( پرنده ) [منبع اشعار میرنوروز]
شنقار:نوعی باز سفید ( منبع اشعار میرنوروز )
کیف:مسکرات ( منبع اشعار میرنوروز )
لاو:بی خبر ، غافل، متظاهر به بلاهت ( منبع اشعار میرنوروز )
تابه:نخ تابیده ( منبع دیوان اشعار میرنوروز )
لنگری:بشقاب های گرد که در گذشته کار دیس را انجام میدادند ( منبع اشعار میرنوروز )
رشه دال:عقاب سیاه وحشی ( منبع اشعار میر نوروز )
جیلاتن:عنکبوت ( منبع اشعار میرنوروز )
لری بالاگریوه ای ( پاپیونه ) سی آل:مخزن ( منبع کتاب پاپی ها عشایر غرب ایران )
دهستانی در پلدختر که ساکنان آن به زبان لری حرف میزنند و ۱۰۰ درصد از ایل بالاگریوه هستند و حدود ۱۰ هزار جمعیت دارد ملاوی مال:سرزمین، خانه آوی:آبی مل ...
در لری بالاگریوه ای برد گله یعنی سنگ بزرگ
در لری بالاگریوه ای باز هم بالو معنی هواپیما را در کنار بالنگ میده
در لری بالاگریوه ای معنی خوشه انگور رو میده ( فقط خوشه نه خود انگور )
در لری بالاگریوه ای در کنار کرژنگ، کژن هم هست که معنی خرچنگ رو میده
در لری بالاگریوه ای شوف به معنی شدید
در لری بالاگریوه ای خیزی یعنی دزدی
طایفه ای اصالتا لر در مازندران در گوگل هم سرچ کردم این فامیلی توی مازندران هست
آدمی که خسیس باشه در زبان لری بالاگریوه
در زبان لری یعنی قطره
در زبان اصیل ل ی گُرج یعنی سرحال