پیشنهادهای غزال سرخ (١,٤٠٠)
کشیش اقرارنیوش
محبس زندان قفس
عرصه را واگذار کردن میدان را واگذار کردن
۱ - سنتی، متعارف ۲ - نظرورزانه، فرهنگستان مآب
خطوط شعاعی [توضیح در لغتنامهٔ علامه دهخدا: خط شعاعی. [ خ َطْ طِ ش ُ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) هرگاه از نقطه ( خواه در فضا و خواه در صفحه ) خطوطی به ...
radiating lines
در تعبیری کلی می توان گفت که از منظری کلی می توان گفت که
به بیان کلی
مسئول تبلیغات
در مسائل/ گرفتاریهای خود غرق شدن و از دیگران بریدن، در لاکِ خود فرو رفتن
در انتظار
به نقل از فرهنگ هزاره: برای خود، خاص خود، از آنِ خود
به گونه ای متناقض
bugbear لولوخورخوره هیولای مخوف
جدل جوی مجادله جوی مجادله گر
the transcendent امر متعال the transcendental امر استعلایی
[شخص] چاق و چله، گشتالو، تپل، فربه [مبلمان] پرپشم ولایه، حجیم [نوشته] پرشاخ و برگ
تراشیدن لایه برداری کردن
به نقل از فرهنگ هزاره: [شخص] بازی کردن با، به بازی گرفتن، آلت دست قرار دادن
the state of being unable to express feelings or ideas clearly, or of being expressed in a way that is difficult to understand: His inarticulacy is t ...
used to highlight the fact that one is describing something in an unusual or metaphorical way بدین معنا گویی به نوعی به اصطلاح
اجرای دونفره همخوانی همنوازی
دم به دم
مجموعه ای از
نظرگیر
هر چه وسیع تر هرچه گسترده تر مدام در حال گسترش
سهمیه بندی کردن
سهمیه بستن
به نقل از فرهنگ نشر نو: در باطن باطناً در اساس ذاتاً واقعاً
دون پایه
The phrase "back of the bus" has two primary meanings. The first, and most historically significant, refers to the racially segregated seating on pub ...
فرورتبه پایین رتبه
تهِ صفی
بعدی
جایگزین
به بیان موجز
بینواسازی
فرهنگ نشر نو: پیش بینی محتوم، طبق مراد نفوس ( بد ) زدن
فرهنگ هزاره: به طور مجرد، به طور نظری
به طرز فاحشی
"A function of" means that something is dependent on or determined by something else. It indicates a relationship where one quantity or characteristi ...
امیدوارکننده پرآتیه آینده دار ( در گفت و گوهای روزمره اقتصادی ) نان و آب دار
در زمینهٔ در بحثِ
فرهنگ نشر نو: ۱. عقب نشینی کردن، پس کشیدن ۲. رونق خود را از دست دادن، جای خود را به دیگری دادن
فرهنگ نشر نو: ۱. عقب نشینی کردن، پس کشیدن ۲. رونق خود را از دست دادن، جای خود را به دیگری دادن
فرهنگ نشر نو ۱. مادهٔ محترقه، مادهٔ ناریه/ انفجاری، احتراقی/ قابل انفجار، قابل احتراق ۲. جنجال برانگیز/ شدید، حاد
به بیان کلی به طور کلی
اقدامات قاطع
تردیدهای جدی