پیشنهادهای یاشار (٢٣)
آستارا کلمه ای تورکی است که از دو قسمت آست به معنی پایین متضاد اوست به معنی بالا و نیز آرا به معنی مکان تشکیل یافته و با هم به معنی مکان پایین است که ...
فردوسی جز چند بیت چیزی در مورد آنها نگفته است که بدلیل غیر فارس بودن و مغضوب بودن اشکانیان از نظر ساسانیان می باشد حالا بعضی اشخاص می خواهند این سلسل ...
سلسله اشکانیان سلسله تورک تبار که توسط ارشک اول بنیانگذاری شد در کتاب اعتماد السلطنه که قدیمی ترین و اولین منبع در مورد اشکانیان در ایران است ریشه اش ...
کیر کلمه ای تورکی است که از فعل کیرمک به معنی داخل شدن گرفته شده ریشه آن کیر بوده و با مشخصات کیر که آلت دخول مذکر است مطابقت می کند
گنج کلمه ای تورکی است که از گممک به معنی دفن کردن گرفته شده ریشه آن گم بوده وقتی پسوند ج بدان اضافه می شود به شکل گمج و به معنی دفینه در می آید که در ...
کیارش در پروفایلش فحشهای رکیکی مثل جاکش وغیره نوشته که لایق خودش می باشد دهها بار گزارش داده ام آبادیس آنرا حذف نکرده است
کوک کلمه ای تورکی است که به معنی زیر و بم صدا ریتم آهنگ ووزن شعر بوده در دیوان الغات تورک و لغتنامه شاهمرسی تورکی قید شده است
سکته کلمه ای تورکی است که از سکیتدی به معنی فلج شد گرفته شده ریشه آن سکیت بوده و به شکل سکته وارد فارسی شده است
سالار کلمه ای تورکی است که از فعل سالماق به معنی برزمین انداختن گرفته شده ریشه آن سال بوده وقتی پسوند آر بدان اضافه می شود به معنی بر زمین زننده در م ...
ساز کلمه ای تورکی است که به معنی نی می باشد و به مفهوم موسیقی وارد فارسی شده است سازلیغ به معنی نیزار سازاندا به معنی نوازنده ساز سوز به معنی آهنگ و ...
گوی کلمه ای تورکی است که از گوی تورکی به معنی آسمان گرفته شده و با مفهوم آن که گوی مانند است مطابقت می کند و در فارسی فاقد ریشه می باشد
گل کلمه ای تورکی است که از فعل گولمک به معنی خندیدن گرفته شده ریشه آن گول بوده و با مشخصات گل سرخ که شبیه خنده است مطابقت می کند و به مرور به سایر گل ...
ببر کلمه ای تورکی است که در اصل بیبرس بوده که از دو قسمت بی به معنی عظیم و برس به معنی ببر تشکیل یافته که سین آن افتاده و بیبرو ببر شده و در فارسی فا ...
پلنگ کلمه ای تورکی است که از قاپلانگ تورکی به معنی پلنگ گرفته شده که قاف اول آن افتاده و پلانگ و پلنگ شده است
پالتو کلمه ای تورکی است که از پالتار تورکی به معنی لباس گرفته شده در دیوان الغات تورک هم به صورت بارتو آمده است
قاشق کلمه ای تورکی است که از فعل قاشیماق به معنی خاراندن گرفته شده ریشه آن قاشی بوده و قتی پسوند قاف بدان اضافه می شود به شکل قاشیق در می آید و در فا ...
چمچه کلمه ای تورکی است که در اصل جمجا بوده و به معنی قاشق بزرگ می باشد در دیوان الغات تورک و لغتنامه شاهمرسی تورکی قید شده است
آش کلمه ای تورکی است که از فعل آشماق به معنی باز کردن گرفته شده ریشه آن آش بوده و با مفهوم آش که در آن حبوبات و سبزیجات و گوشت از هم باز می شوند مطاب ...
سوپ کلمه ای تورکی است که از سوب تورکی قدیم به معنی آب گرفته شده و به غذای آبکی و آش فرنگی گویند
آجیل کلمه ای تورکی است که از فعل آچیلماق به معنی باز شدن گرفته شده ریشه آن آچیل بوده و با مفهوم آجیل مشکل گشا که شامل مغزها و میوه های خشک شده بوده و ...
کشمش کلمه ای تورکی است که در اصل کیشیمیش بوده و از دو قسمت کیش به معنی زمستان و یمیش به معنی میوه تشکیل یافته و باهم به معنی میوه زمستانی است و با مف ...
سورتمه کلمه ای تورکی است که از فعل سورتمک به معنی کشیدن گرفته شده ریشه آن سورت بوده و قتی پسوند مه بدان اضافه می شود به شکل سورتمه و به معنی کشیدنی د ...
سرمه کلمه ای تورکی است که در اصل سورمه بوده و از فعل سورتمک به معنی مالیدن و کشیدن گرفته شده ریشه آن سورت بوده وقتی پسوند مه بدان اضافه می شود به صور ...