پیشنهادهای یاشار (٥٩)
در مورد تخم مرغ یکی از دوستان حرفهای عجیبی نوشته است گفته تویوغ تورکی از تاووخمان اوستایی به معنی عشیره و قوم گرفته شده یعنی فارسها از قوم وعشیره مرغ ...
لواش کلمه ای تورکی است که در اصل لاواش بوده و به معنی نان نازک می باشد در لغتنامه های دهخدا و شاهمرسی تورکی قید شده است
تخم کلمه ای تورکی است که در اصل تخوم بوده و از فعل توغماق به معنی زادن گرفته شده توغ ریشه آن بوده وقتی پسوند اوم بدان اضافه می شود به شکل توغوم و به ...
ت
پلنگ کلمه ای تورکی است که از قاپلانگ تورکی به معنی پلنگ کرفته شده قاف اول آن افتاده و پلانگ و پلنگ شده است و در فارسی فاقد ریشه می باشد
کرگدن کلمه ای تورکی است که در اصل گورگدن بوده و از دو قسمت گور به معنی شدید سریع مهیب و گدن از فعل گتمک به معنی رونده تشکیل یافته و با هم به معنی رون ...
پارس در لغتنامه های دهخدا معین عمید فرهنگ فارسی و آبادیس آمده است
آمانج کلمه ای تورکی است که در اصل آماج بوده و به معنی هدف می باشد در لغتنامه های شاهمرسی سنگلاخ دیوان الغات تورک و دهخدا تورکی قید شده است
اکباتان کلمه ای تورکی است که از دو قسمت اک به معنی پیکان و باتان از فعل باتماق به معنی فرو رونده تشکیل یافته و از آنجا که در قدیم حصار شهرها با فرو ک ...
بیرجند کلمه ای تورکی است که از دو قسمت بیر به معنی یک و جند معرب کند به معنی شهر تشکیل یافته و با هم به معنی یک شهر و تنها شهر می باشد و با موقعیت بی ...
آستارا کلمه ای تورکی است که از دو قسمت آست به معنی پایین در مقابل اوست به معنی بالاو آرا به معنی منطقه تشکیل یافته و با هم به معنی منطقه پایین بوده و ...
آستانه اشرفیه کلمه ای تورکی - عربی است که قسمت اول آن آستانه از فعل آستانماق به معنی آویزان شدن گرفته شده ریشه آن آستان بوده وقتی پسوند آ بدان اضافه ...
آسمان کلمه ای تورکی است که از فعل آسماق به معنی آویختن گرفته شده ریشه آن آس بوده وقتی پسوند بزرگی مان بدان اضافه می شود به شکل آسمان و به معنی آویز ب ...
سوراخ کلمه ای تورکی است که در اصل سولاغ بوده و از دو قسمت سو به معنی آب و پسوند لاغ تشکیل یافته و با هم به معنی حفره تجمع آب می باشد و غ به خ تبدیل ش ...
شلاق کلمه ای تورکی است که در اصل شیلاق بوده و به معنی جفتک چهار پایان است از انجا که با زدن تازیانه به چهار پایان انها معمولا جفتک می اندازند فلذا شی ...
سبلان کلمه ای تورکی است که در اصل ساوالان بوده و از دو قسمت ساو به معنی وحی پیام و آلان از فعل آلماق به معنی گیرنده تشکیل یافته و با هم به معنی گیرند ...
س
سوپ کلمه ای تورکی است که از سوب تورکی قدیم به معنی آب گرفته شده و با مفهوم آب و آبکی مطابقت می کند و از زبان تورکی وارد زبانهای اروپایی شده است
دالا ن کلمه ای تورکی است که از دو قسمت دال به معنی عقب و پسوند آن تشکیل یافته و با هم به معنی مسیری است که به پشت ساختمان می رود و در فارسی فاقد ریشه ...
آتش کلمه ای تورکی است که از فعل آتیشماق به معنی به هم پرتاب کردن گرفته شده ریشه آن آتیش بوده از آنجا که در پرتاب گلوله وتوپ همچنین در پیکانهای آتشین ...
یورش کلمه ای تورکی است که از فعل یورومک به معنی راه رفتن گرفته شده ریشه آن یورو بوده وقتی پسوند ش بدان اضافه می شود به شکل یوروش و به معنی راه رفتن و ...
جوشش کلمه ای تورکی است که از فعل جوشماق به معنی جوشیدن گرفته شده ریشه آن جوش بوده وقتی پسوند ش بدان اضافه می شود به شکل جوشش و به معنی غلیان در می آی ...
کوشش کلمه ای تورکی است که از فعل کوشماق به معنی دویدن گرفته شده ریشه آن کوش بوده وقتی پسوند ش بدان اضافه می شود به شکل کوشش و به معنی دو در می آید و ...
چاقو کلمه ای تورکی است که از فعل بیچمک به معنی درو کردن بریدن گرفته شده ریشه آن بیچ بوده وقتی پسوند غو ابزارساز بدان اضافه می شود به شکل بیچاغو و به ...
ازگیل کلمه ای تورکی است که از دو قسمت {از} از فعل ازمک به معنی له کردن و گیل از گیله به معنی گوی کوچک تشکیل یافته و با هم به معنی گرد کوچک له شده است ...
گیلاس کلمه ای تورکی است که از دو قسمت گیله به معنی مدور کوچک گوی کوچک و آس از فعل آسماق به معنی آویختن تشکیل یافته و با هم به معنی گوی کوچک آویزان می ...
پالتو کلمه ای تورکی است که از پالتار تورکی به معنی لباس گرفته شده است
قاچاق کلمه ای تورکی است که از فعل قاچماق به معنی فرار کردن گرفته شده ریشه آن قاچ بوده وقتی پسوند اق بدان اضافه می شود به شکل قاچاق و به معنی فراری در ...
گستاخ کلمه ای تورکی است که در اصل قوستاق بوده و از فعل قوسماق به معنی استفراغ کردن و قوسوتماق به معنی به استفراغ وادار کردن گرفته شده ریشه آن قوسوت ب ...
خوان سالار کلمه ای تورکی است که از دو قسمت خوان به معنی سفره و سالار به معنی می اندازد تشکیل یافته و با هم به معنی کسی هست که سفره شاهان و سلاطین را ...
سالار کلمه ای تورکی است که از فعل سالار به معنی می اندازد سرنگون می کند گرفته شده و با مفهوم سالار یعنی کسیکه دشمن را بر زمین می زند مطابقت می کند هم ...
خانه کلمه ای تورکی می باشد که در اصل خانا بوده و از دو قسمت خان به معنی حکمران و آ علامت تعلق تشکیل یافته و با هم به معنی متعلق به خان است و با مفهوم ...
شهر کلمه ای تورکی است که از دو قسمت شه به معنی سلطان و یر به معنی مکان تشکیل یافته و با هم به شکل شهیر و به معنی مکان سلطان در امده و با تاسیس شهرها ...
توتون کلمه ای تورکی است که از دو قسمت توت به معنی دود و پسوند اون تشکیل یافته و با هم به معنی دود کننده است و با مفهوم توتون که داخل چپق و سیگار دود ...
برای پانفارسها دخانیات ممنوع می باشد چون چپق توتون و دود و منقل قلیان تورکی می باشند و برای انها چند برابر افراد معمولی مضر است
دهل کلمه ای تورکی است که در اصل دوول بوده و از فعل دوولمک به معنی زده شدن گرفته شده ریشه آن دوول بوده و به همین شکل در تورکی و به صورت دهل در فارسی ب ...
دیوار کلمه ای تورکی است که از فعل دورار به معنی می ایستد گرفته شده که ر آن افتاده و دوار و دیوار گشته است و در فارسی فاقد ریشه می باشد
تخم کلمه ای تورکی است که در اصل توخوم بوده و از فعل توغماق به معنی زادن گرفته شده ریشه ان توغ بوده وقتی پسوند اوم بدان اضافه می شود به شکل توغوم و به ...
وقتی با چمچه آش یا سوب را از قابلمه داخل کاسا یا بشقاب می ریزی و با قاشق می خوری و یا چلو ششلیک را با چانقال جدا می کنی و یا وقتی در تابه جوجه چغرتمه ...
چغرتمه کلمه ای تورکی است که از فعل چیغیرتماق به معنی پختن غذا مابین سرخ کردن و آب پز کردن گرفته شده ربشه آن چیغیرت بوده وقتی پسوند ما بدان اضافه می ش ...
یک پارس که برده یکی از بزرگان عرب بود که بدلیل ناراحتی از بردگی زنان پارس که توسط اعراب اسیر شده و فروخته می شدند به عمر حمله و او را زخمی کرد که بعد ...
ببر کلمه ای تورکی است که در اصل بیبرس بوده و از دو قسمت بی به معنی عظیم و بارس به معنی ببر گرفته شده و با هم به معنی ببر عظیم می باشد که س آن افتاده ...
بربر کلمه ای یونانی به معنی زبان ندان وحشی و غیر متمدن است که یونانیها به ملل غیر یونانی به خصوص به پارسها می گفتند
آزادی کلمه ای تورکی است که از ایزوق به معنی حیوان رها و ازاد گرفته شده دیوان الغات تورک تصحیح اوستاد صدیق ص110 فعل ایزماق یعنی آزاد کردن ایزدی یعنی ا ...
آزاد کلمه ای تورکی است که از ایزوق به معنی حیوان آزاد شده ومتبرک گرفته شده از این حیوان شیر ندوشند و بار نکشند و خوب تیمار کنند دیوان الغات تورک تصحی ...
چپق کلمه ای تورکی است که در اصل جبق بوده و به معنی شاخه نازک و تازه می باشد دیوان الغات تورک و به وسیله پیپ مانند برای کشیدن توتون هم می گویند در فار ...
توپ کلمه ای تورکی است که مخفف توپوق به معنی چیز گرد و مدور است دیوان الغات تورک
عقاب کلمه ای تورکی است که از دو قسمت اوو به معنی شکار و قاب از قاپیدن به معنی ربودن تشکیل یافته و با هم به شکل اووقاپ و به معنی رباینده شکار در امده ...
چمچه کلمه ای تورکی است به معنی قاشق بزرگ که بصورت جمجا در دیوان الغات تورک ذکر شده است
قاشق کلمه ای تورکی است که از فعل قاشیماق به معنی خاراندن گرفته شده ریشه آن قاشی بوده وقتی پسوند قاف بدان اضافه می شود به شکل قاشق در می اید ود رفارسی ...