پیشنهادهای Reza H. (١٧)
"matter of fact" براساس نقشش در جمله، معانی مختلفی دارد. در نقش صفت، به معنی خشک، بی روح، بی احساس، بدون اغراق She gave a matter - of - fact descrip ...
جویاآفرینی، جویافرینی، خلق جویا. در بازاریابی و فروش، Lead به یک شخص یا سازمانی گفته می شود که به محصول یا خدمات شما علاقه ی اولیه نشان داده، درباره ...
مباشر، لندمن landman کسی ست که امور مربوط به اجاره یا تملک میادین نفتی را به نیابت از مالک شرکت نفتی انجام میدهد. معنی �زمیندار � معادل تحت الفظی آنس ...
نامتعادل، کج
بگذار درست آویزانش کنم.
من دورم، من اینجا نیستم. مثال: While I'm gone, could you please water these plants. موقعی که من نیستم، ممکنه گیاهان رو آب بدی!
وقت را تلف نکن، گیج نزن Don't fuck around
هر سه اینا میشه: bug, buff, sucker, geek, freak مثلا: film buff camera bug Computer geek sucker for chocolate
نذری
مستاجر, اجاره کننده، معادل lessee موجر، اجاره دهنده و یا مالک، معادل landlord یا lessor
دل درد دارم
قبلنا، پیشترا
. . . little did she know. . . . . . طفلک نمیدونست. . .
رو ترش کردن
تحلیل توامان، در این تحلیل، چند مولفه، بصورت توامان و همزمان مورد ارزیابی قرار میگیرد. مثلا در تحلیل تصمیم مصرف کننده. محتملن مناسبترین واژه برای آن ...
Contribution به معنی فروش نیست، به معنی آورده و درامد است. بخاطر اینکه درامد معادل income نیز هست برای تمایز بهتر است از آورده بعنوان معادل contribut ...