تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

1️⃣ همگون شدن / جذب شدن در فرهنگ یا محیط جدید معنی: وقتی فرد یا گروهی خود را با فرهنگ، عادت یا محیط جدید وفق می دهد. مثال: Immigrants often find i ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

1️⃣ افزایش کمیت یا اندازه معنی: زیاد کردن چیزی ( حجم، مقدار، قدرت ) مثال: The company plans to augment its workforce by 20% next year. �شرکت قصد ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

1️⃣ درخواست یا فراخوانی رسمی / قانونی معنی: �به کار انداختن قانونی، حق یا قدرتی� مثال: The president invoked emergency powers. �رئیس جمهور اختیارا ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه ی complication توی دیکشنری ها اغلب به �مشکل / مشکل اضافی� ترجمه می شه، ولی در متون علمی، پزشکی، یا فنی بیشتر معنی چیزی که کار یا فرآیند رو پیچید ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1️⃣ کاملاً / به طور اساسی Trust is integrally linked to successful teamwork. �اعتماد به طور اساسی با موفقیت کار تیمی مرتبط است. � 2️⃣ جزئی جدا نا ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 معنای اصلی: حمل کردن / به دوش کشیدن bear the weight = وزن چیزی را تحمل کردن 👉 The bridge can bear heavy loads. �پل می تواند بارهای سنگین را تحم ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

یه چیز جالب. Claim و acclaim رو که دیدم برام سؤال شد اینا چه ربطی دارد به هم؟ 1. ریشه مشترک هر دو از لاتین clāmāre میان که یعنی �فریاد زدن / صدا ز ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثال های دیگه: - *Let’s start the ball rolling by introducing ourselves. * ( بیاید بحث رو با معرفی خودمون شروع کنیم. ) - *She told a joke to ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاحیه برای هنری که توسط افرادی خارج از دنیای رسمی هنر خلق میشه. این آدم ها معمولاً آموزش آکادمیک هنری ندیدن، توی گالری ها یا دانشگاه ها کار نکردن ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

گاهی در انگلیسی آکادمیک یا غیررسمی، adjacent فقط به معنی "کنار هم بودن فیزیکی" نیست؛ بلکه می تونه معنای " مشابه / نزدیک به چیزی از نظر ماهیت یا معنا" ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

چیزی که به طور طبیعی، ذاتی یا به صورت خودکار در ذهن/رفتار ما هست؛ انگار از اول سیم کشی شده باشه. ذاتی / به صورت خودکار درونی شده / سیم کشی شده در مغز ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

**elusive** یکی از اون واژه های جذاب و چندکاره است که خیلی ها باهاش مشکل دارن چون کاربردهاش خیلی وابسته به زمینه است. ### 🔹 **Elusive** **معنی ا ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به تفاوت بین Commerce و Business دقت کنیم: Commerce = خرید و فروش، مبادلات اقتصادی ( macro level ) Business = کلیت فعالیت اقتصادی/شرکتی ( micro mac ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

وقتی evasive برای "جواب/رفتار" به کار میره → یعنی طفره آمیز، غیرمستقیم، مبهم. وقتی evasive برای "action ( عمل/حرکت ) " به کار میره → یعنی فرارکننده، ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استفاده کردن از چیزی ( معمولاً در انگلیسی رسمی )

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اینجا barrier به معنی مانع یا گیت کنترل ورود و خروج هست. وقتی می گن ticket barriers یعنی همون گیت هایی که توی ایستگاه مترو یا قطار هست و فقط وقتی بلی ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

وقتی اتفاقی خیلی غیرمنتظره، عجیب یا معجزه گونه رخ بده، مردم می گن این حاصل divine intervention بوده. یعنی نه با علم و عقل، بلکه با دخالت قدرتی برتر ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه court چند معنی مختلف دارد، بستگی به متن دارد: 1. دادگاه → جایی که قاضی و وکلا به پرونده های حقوقی و کیفری رسیدگی می کنند. • He was taken to ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٥

🔹 معنی کلمه household • Household یعنی: همه ی افرادی که در یک خانه یا مکان زندگی می کنند ( لزومی نداره حتماً خانواده باشن ) . 📌 پس فرقش با family ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این عبارت یک way polite/soft برای گفتن "Yes" یا "I agree" هست. ترجمه ها: فکر می کنم همین طوره. بله، همین طور باید باشه. آره، احتمالاً این طور هست. ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Negative equity یعنی: زیان سرمایه. ارزش فعلی ملکی که خریدن کمتر از وامی ( یا وام مسکنی ) هست که براش گرفتن. مثلاً: • خونه رو ۳۰۰ هزار یورو خریدی، ب ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منظورش جایی است که وسایل حمل ونقل ( مثل اتوبوس، قطار یا حتی تاکسی های بین شهری ) جمع می شوند، مسافران سوار یا پیاده می شوند و معمولاً خدماتی مثل خرید ...

پیشنهاد
٠

آن قدر مهم است که بقیه نگرانی ها در مقایسه با آن کوچک و بی اهمیت به نظر می رسند.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تمرکز کردن بر / دقیق شدن روی چیزی The teacher is honing in on grammar mistakes in our essays. معلم دارد روی اشتباهات گرامری در انشاهای ما تمرکز می ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

‎ ‎ • لقب احترام آمیز / عنوان افتخاری ( اسم ) ‎ • احترام آمیز / افتخاری ( صفت ) ‎ • مبتنی بر احترام ( honorific system )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حوضچه یا حوضچه های گل و لای است. این حوضچه ها می توانند به طور طبیعی در اثر بارندگی یا سیلاب ایجاد شوند، یا به صورت مصنوعی برای مقاصد مختلف مانند باز ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ادعاهای بزرگ و اغراق آمیز مطرح کردن مترادف های پرکاربرد: exaggerate ( اغراق کردن ) boast ( لاف زدن / با افتخار بیش از حد گفتن ) overstate ( بیش از ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از طریق توصیه و تعریف افراد

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

یا �سیالیت شناختی� مفهومی در انسان شناسی و علوم شناختی است که به توانایی ذهن برای ترکیب و پیوند دادن حوزه های مختلف فکری اشاره دارد. 🔍 تعریف ساده ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

"Guard over" یعنی مراقبت کردن از چیزی یا کسی، معمولاً با هدف حفاظت یا نظارت. به معنای �نگهبانی دادن بر� یا �مواظبت داشتن بر� است. مثال ها: The so ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تخلیه یا رها کردن پسماندهای خطرناک و مضر برای محیط زیست و سلامت انسان ها ( ریختن پسماندهای سمی در مکان های نامناسب، تخلیه پسماندهای سمی به صورت غیرقا ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

مانع شدن یا کند کردن پیشرفت کاری

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

اگه موضوع “بحث” باشه میشه بحث داغ

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

عبارت “sprang up” شکل گذشته فعل “spring up” هست و به معنی ناگهانی پدیدار شدن، رشد کردن یا بالا آمدن سریعه. بسته به زمینه جمله، می تونه ترجمه های مختل ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

محدوده ی فعلی درک بشر از یک علم یا حوزه خاص – جایی که هنوز ناشناخته یا کشف نشده است

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دچار بودن به She was plagued by doubts. او دچار تردیدهایی بود. رنج بردن از The country is plagued by poverty. آن کشور از فقر رنج می برد. درگیر ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی: چیزهایی که بدون فاصله و وقفه پشت سر هم اتفاق می افتند

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

با شگفتی و تحسین به چیزی خیره شدن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مجذوب کردن / شیفته کردن / دل ربودن / اسیر کردن ( از نظر احساسی یا ذهنی ) captivate the audience She captivated everyone with her smile His voice cap ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

یه تعداد کمی یا یه مقدار کمی ( معمولاً در مورد دانش یا مهارت سطحی ) / یه ذره / مقدار کم / تعداد اندک/آشنایی اندک