تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لزوما . . . . نیست. مثال: I saw a ghost in darkness need not be a wold من شبحی در تاریکی دیدم لزوما هک گرگ نیست

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

de jure: میشه رسمی و قانونی de facto: میشه غیر رسمی مثلا زبان رسمی در فلان کشور و زبان های غیر رسمی مورد استفاده در آن کشور.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به فارسی دو تا معنی داره: 1 - even مثل Laura had not reproached him so much as mentioned it. یعنی لورا اونو سرزنش نکرد، حتی به او اشاره هم نکرد. . ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1 - کشو 2 - شرت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

encounter

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

TL: TimeLine

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

on and off : گهگاه، گاهی، با وقفه on and on : پیوسته ، پشت سرهم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1 - بیسبال ( در آمریکا ) 2 - نماد عنصر آلومینیوم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام یک کمپانی بریتانیایی برای شرطبندی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1 - mafe of wool پشمی 2 - vague مبهم

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

tea dreg پس مانده و ته نشینی که بعد از خودن جایی در لیوان نی ماند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

predisposition and disposition are sort of synonyms meaning inclination except disposition means usually your current behavior and mood while pro dis ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

make the voice weaker, fainter