پیشنهادهای Abas Alavi (١٣)
لزوما . . . . نیست. مثال: I saw a ghost in darkness need not be a wold من شبحی در تاریکی دیدم لزوما هک گرگ نیست
de jure: میشه رسمی و قانونی de facto: میشه غیر رسمی مثلا زبان رسمی در فلان کشور و زبان های غیر رسمی مورد استفاده در آن کشور.
به فارسی دو تا معنی داره: 1 - even مثل Laura had not reproached him so much as mentioned it. یعنی لورا اونو سرزنش نکرد، حتی به او اشاره هم نکرد. . ...
1 - کشو 2 - شرت
encounter
TL: TimeLine
on and off : گهگاه، گاهی، با وقفه on and on : پیوسته ، پشت سرهم
1 - بیسبال ( در آمریکا ) 2 - نماد عنصر آلومینیوم
نام یک کمپانی بریتانیایی برای شرطبندی
1 - mafe of wool پشمی 2 - vague مبهم
tea dreg پس مانده و ته نشینی که بعد از خودن جایی در لیوان نی ماند.
predisposition and disposition are sort of synonyms meaning inclination except disposition means usually your current behavior and mood while pro dis ...
make the voice weaker, fainter