پیشنهاد‌های محمود اقبالی (٤,٢٤١)

بازدید
٢,٩٢٦
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

عصر. [ ع َ ] ( ع مص ) فشار دادن ، و به دست خود فشوردن چیزی را. ( از منتهی الارب ) . افشردن انگور و زیتون و جز آن. ( تاج المصادر بیهقی ) . افشردن انگو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فروع. [ ف ُ ] ( ع مص ) برتر گردیدن از قوم خود به بزرگی یا به جمال. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) . || از کوه بالا رفتن. || به وادی فرودآمدن. ( ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اصول. [ اُ ] ( ع اِ ) ج ِ اصل . اساسها و بیخ و بن ها. ( فرهنگ نظام ) . اصلها. جمع اصل که بمعنی بیخ است. ( آنندراج ) ( غیاث ) . ریشه ها، و اصول و فروع ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معطلی. [ م ُ ع َطْ طَ ] ( حامص ) درنگی و دیری. ( ناظم الاطباء ) . گرفتار چیزی شدن و وقت خود را صرف آن کردن : پختن این غذا یک ساعت معطلی دارد. ( فرهنگ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لفت. [ ل ِ ] ( ع اِ ) شلغم . شلم. شلجم. ( اختیارات بدیعی ) . سلجم. ( تذکره ضریر انطاکی ) . در آشوری لایتو و آرامی لاپتا و لاپتی : لفت بخورد و کرم درد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( فوراً ) فوراً. [ ف َ رَن ْ ] ( ع ق ) بشتاب. دروقت. دردم. بی درنگ. حالی. درحال. درساعت. ( یادداشت مؤلف ) . رجوع به فور شود. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نجار. [ ن َ ] ( اِ ) گلگونه و غازه باشد که زنان بر روی مالند. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . گلگونه باشد که زنان بر روی مالند. ( جهانگ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زرع. [ زَ ] ( ع مص ) کشت کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ) ( ترجمان جرجانی ، ترتیب عادل بن علی ) . کاشتن تخم را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( جلسة ) جلسة. [ ج َ س َ ] ( ع مص ، اِ ) یکبار نشستن. ( منتهی الارب ) . جلسة. [ ج ِ س َ ] ( ع اِ ) نوعی از نشست. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اجلاس. [ اِ ] ( ع مص ) نشانیدن. ( منتهی الارب ) . بنشاندن. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

مجلس. [ م َ ل ِ ] ( ع اِ ) محل نشستن. مجلسة مانند آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) . محل نشستن مردمان. ج ، مجالس. ( ناظم الاطباء ) ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

تجاوز. [ ت َ وُ ] ( ع مص ) عفو کردن گناه کسی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . درگذشتن ازگناه. ( ترجمان عادل بن علی ) ( آنندراج ) : سزاوار عاطفت خد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زحمت. [ زَ م َ ] ( از ع ، مص ، اِمص ) انبوهی. ( صراح ) ( منتهی الارب ) ( از فرهنگ نظام ) ( آنندراج ) . اسم است از زحم. ( از متن اللغة ) ( مؤید الفضل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

عادی. ( ع ص ) دیرینه. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ) ( اقرب الموارد ) . || ( اِ ) شیر بیشه. || عادیا اللوح ؛ هر دو طرف کرانه آن. || دزد. || ( ص ) س ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

رحمت. [ رَ م َ ] ( ع اِمص ) رَحْمة. مهربانی. ( منتهی الارب ) . مهربانی و مرحمت و شفقت. ( ناظم الاطباء ) . مرحمت. شفقت. رأفت. ( یادداشت مؤلف ) . رحم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

جفا. [ ج َ ] ( از ع ، مص ) جفاء : پدر مهر ببرید و بفکند خوار جفا کرد بر کودک شیرخوار. فردوسی. که هر کس که تخم جفا را بکشت نه خوش روز بیند نه خرم به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فهلوی. [ ف َ ل َ ] ( ص نسبی ) پهلوی. ( فرهنگ فارسی معین ) . رجوع به پهلوی و فارسی میانه شود. منبع. لغت نامه دهخدا فرهنگ عمید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

واژه ی �یورش� و اینکه آیا واژه ای فارسی است، در ادامه به صورت کامل، دقیق و با ارجاع به منابع معتبر توضیح می دهم. - - - ✅ واژه ی �یورش� فارسی اس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دربارهٔ ریشهٔ واژهٔ �چرخ� هست و اینکه آیا این واژه می تونه با واژهٔ ترکی چویرمک ( �evirmek ) ، چؤرماق/چورماخ ( ��vrəmək / �evrilmək ) یا چوراخ ارتباط ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

دربارهٔ واژه ی چرخ و ارتباط احتمالی آن با واژه های ترکی مثل چویرمک، چورماق، چوراخ، نیاز داریم به بررسی ریشه شناسی ( اتیمولوژی ) دقیق واژه ی �چرخ� در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دربارهٔ ریشهٔ واژهٔ �چرخ� و ارتباط آن با واژه های ترکی مثل �چویرمک�، �چورماق�، �چوراخ� و حتی ترکیب هایی مثل �چشم چران�. در این پاسخ، ابتدا به بررسی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درباره واژه ی �چرخ� و ریشه ی آن از دید زبان شناسی تطبیقی ( به ویژه فارسی و ترکی ) ، اجازه بدهید گام به گام تحلیل کنیم و ببینیم آیا ریشه ی ترکی برای آ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ریشه شناسی واژه های فارسی و ترکی. اجازه بدهید موضوع را دقیق و مستند بررسی کنیم: - - - 🔍 بررسی ریشه واژه �چرخ� 1. �چرخ� در فارسی واژهٔ �چرخ� د ...

پیشنهاد
٠

دربارهٔ ریشه شناسی واژه ی �چرخ� هست و احتمال ارتباط آن با واژه های ترکی مثل چوییرمک ( �evirmek ) ، چورماق، یا چوراخ. در ادامه ابتدا به ریشه شناسی و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دربارهٔ ریشه شناسی واژهٔ �چرخ� و ارتباط احتمالی آن با واژگان ترکی مانند �چویرمک� ( �evirmek ) ، �چورماق� ( �evrilmək ) یا �چوراخ�، اجازه بدهید به صور ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلمهٔ فارسی �چرخ� ( čarx ) از ریشه ای کهن در زبان های ایرانی و ترکی باستان می آید: - - - ⚙️ ریشه ایرانی 0 - 1– واژهٔ �چرخ� در فارسی میانه ( سیس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

واژه ی �چرخ� در فارسی ریشه ای ایرانی و بسیار کهن دارد و ارتباطی با واژگان ترکی مثل �چویرمک� یا �چورماخ� ندارد. موارد زیر خلاصه ای از معتبرترین منابع ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

واژه ی آرتین یکی از نام های محبوب در ایران است و معمولاً به عنوان نام پسرانه استفاده می شود. این واژه دارای ریشه ای تاریخی و فرهنگی است و معانی مختلف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

فارسی چند واژه از هر زبان گرفته است؟ فرهاد قربان زاده از شمار وام واژه های رایج در فارسی به تفکیکِ هر زبان نوشته است. به گزارش ایسنا، این فرهنگ نویس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

طن. [ طِن ن ] ( ع اِ ) خرمای تر سرخ نیک شیرین. ( منتهی الارب ) . رطب سرخ بسیار شیرین. ( منتخب اللغات ) ( فهرست مخزن الادویه ) . طن. [ طُن ن ] ( ع اِ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

طواف. [ طَ ] ( ع مص ) طوف. طوفان. تطواف. ( منتهی الارب ) . گرد گشتن. گرد چیزی گشتن. ( منتخب اللغات ) . گرد برآمدن. ( تاج المصادر ) . گرد بر چیزی برآم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( آیت ) آیت. [ ی َ ] ( ع اِ ) نشان. نشانه. علامت. اماره. آیة : ای بزمگه تو صورت فردوس وی رزمگه تو آیت محشر. مسعودسعد. || معجز. دشواری. معجزه. اعجاز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خاضع. [ ض ِ ] ( ع ص ) فروتن. ( آنندراج ) . فروتنی و تواضع کننده. ( غیاث اللغات ) . منقاد. ( مهذب الاسماء ) . خاشع. افتاده. ج ، خاضعون ، خاضعین : اعنا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

( حماسة ) حماسة. [ ح َ س َ ] ( ع اِمص ) دلاوری و دلیری. ( ناظم الاطباء ) . دلاوری. ( منتهی الارب ) . شجاعت. ( اقرب الموارد ) . - حماسه خوانی کردن ؛ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حمل. [ ح َ ] ( ع مص ) باردار شدن زن. ( منتهی الارب ) . حامله شدن. ( اقرب الموارد ) . حامل و حامله ، نعت است از آن. ( منتهی الارب ) . || بار آوردن درخ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

حمد. [ ح َ ] ( ع اِمص ) ستایش و شکر. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . نقیض ِ ذم و نکوهش. و حمد اعم است از شکر. سپاسداری. و به اصطلاح خاص بیان کبریا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( شعلة ) شعلة. [ ش ُ ل َ ] ( ع اِ ) شعله. سپیدی در دم اسب و پیشانی و پس سر آن. ( منتهی الارب ) ( ازاقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) . و رجوع به شَعَل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

موضوع. [ م َ ] ( ع مص ) وضع. موضع. نهادن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . بنهادن. ( تاج المصادر بیهقی ) . و رجوع به وضع و موضع شود. || سبک و تیزرو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

حاکمیت. [ ک ِ می ی َ ] ( ع مص جعلی ، اِمص ) حاکمی. عمل حاکم. - حق حاکمیت ملی ؛ حقی که سازمان ملل برای هر ملتی شناخته و پذیرفته است ، و به موجب آن ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ابتلاع. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) فروبردن با حلق و گلو. بلع. ( زوزنی ) . بگلو فروبردن. بلعیدن. فروبردن. فرودادن. تو دادن. قورت دادن ( در تداول عامه ) . م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حسرت. [ح َ رَ ] ( ع اِ مص ) حسرة. دریغ. ( دهار ) . دریغ خوردن. ( دهار ) . دریغ خوردن. ندامت. پشیمانی. ( دهار ) ( ترجمان عادل ) . تحسر. دریغ سخت. آرما ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

مدار. [ م َ ] ( ع اِ ) جای گشتن. ( دستورالاخوان ) . جای دور. جای گردش. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) . موضع دوران. ( متن اللغة ) . جای گردگردی و دور زد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوست گرامی ممنون بابت توضیح دقیق و محترمانه تون. موضوعی که مطرح کردید درباره تفاوت واژگانی مانند "r�zgar" و "esinti" در زبان ترکی استانبولی ست که به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بررسی هزارمین بار واژه گیاه دوست عزیز امین یا عبدالرضا یا بهنام رضایی یا درست تر سعید سرور اسم حساب های ایشان هستند دوستان آبادیس تاکی این حرف می زن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دعوی. [ دَع ْ وا ] ( ع مص ) مصدر دُعاء است در تمام معانی. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) . رجوع به دعاء ( در معنی مصدری ) شود. خواندن. خواستن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

مدعی. [ م ُ ] ( ع ص ) کسی که به پسری خود قبول کند. ( ناظم الاطباء ) . نعت فاعلی است از ادعاء. رجوع به ادعاء شود. مدعی. [ م ُدْ دَ عا ] ( ع ص ) دعوی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الحاق. [ اِ ] ( ع مص ) دررسیدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ) ( آنندراج ) ( ترجمان علامه تهذیب عادل ) . رسیدن. ( منتهی الارب ) . پیوستن به آخ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ثالث. [ ل ِ ] ( ع ص ، اِ ) نعت فاعلی از ثلث. || سوم. || سه کننده. || شخص خارجی : و هر راز که ثالثی در آن محرم نشود هر آینه از اشاعت مصون ماند. ( کلیل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اتصال. [ اِت ْ ت ِ ] ( ع مص ) پیوسته شدن. ( زوزنی ) . پیوستن. بچیزی پیوستن. پیوسته شدن کار. ( تاج المصادر ) . پیوستگی. رسیدن. اتحاد. التصاق. ملاصقت. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ائتلاف. [ اِءْ ت ِ ] ( ع مص ) رجوع به ایتلاف شود منبع. لغت نامه دهخدا