پیشنهاد‌های محمود اقبالی (٣,٩٦٠)

بازدید
٢,٤٦٨
تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

خائن. [ ءِ ] ( ع ص ) ( از خون و خیانه ) ( منتهی الارب ) . دغلباز. خیانت کننده. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) . || کسی که امانت خود را انجام ندهد. ( فره ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرس. [ ف َرَ ] ( ع اِ ) اسب تازی. ( بحر الجواهر ) . اسب نر و ماده. ج ، اَفراس ، فُروس. ( منتهی الارب ) . حیوانی اهلی است که بیشتر در سواری به کار رود ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

مهدی یا عبدالرضا یا غیر بساط. [ ب ِ / ب َ ] ( ع اِ ) گستردنی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( ترجمان القرآن عادل بن علی ) . نوعی از طنفسه ( معرب ت ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

بساط. [ ب ِ / ب َ ] ( ع اِ ) گستردنی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( ترجمان القرآن عادل بن علی ) . نوعی از طنفسه ( معرب تنبسه ) دراز کم عرض. ج ، ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

بساط. [ ب ِ / ب َ ] ( ع اِ ) گستردنی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( ترجمان القرآن عادل بن علی ) . نوعی از طنفسه ( معرب تنبسه ) دراز کم عرض. ج ، ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

ممنون. [ م َ ] ( ع ص ) مرد سست. || مرد توانا. از اضداد است. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) . || بهترین و اقصی از ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کفور. [ ک َ ] ( ع ص ) حق ناشناس و ناگرونده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . ناسپاسی کننده از نعمت. ( غیاث ) . ناسپاسی کننده نعمت. ( آنندراج ) . نا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

کتاب. [ ک ِ ] ( ع مص ) کَتب. کِتابَة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ) . کِتبَة. ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ) . نبشتن و یقال کتبت بال ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

( قرآن ) قرآن. [ ق ُ ] ( ع مص ) فراهم آوردن و گرد کردن چیزی را به چیزی. گویند: قَرَاءَ الشی قرآناً ( از باب نصر و فتح ) . || بچه دادن حامل. گویند: قر ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یقین. [ ی َ ] ( ع اِمص ، اِ ) هرچیز ثابت و واضح و دانسته شده و اطمینان قلب به اینکه چیزی که تعلق کرده است موافق واقع می باشد. ( از ناظم الاطباء ) . ب ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

اطمینان. [ اِ ] ( ع مص ) اطمئنان. اطمینان به چیزی ؛ آرامیدن و قرار گرفتن بدان. و فی الحدیث عن النبی ( ص ) فی تعلیم الصلوة: ثم ارکع حتی تطمئن راکعاً ث ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایقان. ( ع مص ) ( از �ی ق ن � ) به یقین دانستن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( غیاث ) ( ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص 24 ) . بی گمان دانستن و بی گ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعتقاد. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) در دل گرفتن و قرار دادن در دل. ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ) ( آنندراج ) . در دل گرفتن. ( غیاث اللغات ) . || گر ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وثوق. [ وُ ] ( ع اِمص ) ثقة. ( المنجد ) . اعتماد. ( ناظم الاطباء ) ( غیاث ) : به وثوق حصانت قلاع و مناعت بقاع خویش جواب ابوعلی بازدادند. ( ترجمه تاری ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

تأثیر زبان فارسی بر زبان عربی زبان های فارسی و عربی در زمینهٔ داد و ستد واژگان بر یکدیگر تأثیرهایی داشته اند. واژگان عربی با ریشه فارسی یا واژگان معر ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرض. [ ف َ ] ( ع اِ ) رخنه کمان که سوفار و جای چله آن است. ( منتهی الارب ) . آن جای از کمان که زه بدان افتد. ج ، فِراض. ( اقرب الموارد ) . || آتش زنه ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متضاد. [ م ُ ت َ ضادد] ( ع ص ) با هم مخالفت کننده. ( آنندراج ) ( غیاث ) . مخالف یکدیگر. یقال هما متضادان ؛ آن دو مخالف یکدیگرند. ( ناظم الاطباء ) ( م ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مترادف. [ م ُ ت َ دِ ] ( ع ص ) در پی دیگری سوار شونده. ( غیاث ) ( آنندراج ) . کسی که پس دیگری سوار شود. ( ناظم الاطباء ) . || پی در پی. ( غیاث ) ( آن ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زعیم. [ زَ ] ( ع ص ) ضامن و پذرفتار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . کفیل. ضامن و بمعنی وکیل. ( غیاث اللغات ) . ضامن. کفیل. پذیرفتار. ( ناظم الاطباء ) ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قاید. [ ی ِ ] ( ع ص ) قائد. رجوع به قائد شود. قاید. [ ی ِ ] ( اِخ ) خزیمةبن خازم نمشلی. وی در بغداد نزد خلفاقرب و منزلتی داشت و درب خزیمة به وی منسو ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لیدر. [ دِ ] ( انگلیسی ، اِ ) قائد. رهبر. سائس. پیشوا. پیشوای فرقه : لیدر حزب ؛ رهبر حزب. لیدر. [ ل َ دَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان شهاباد بخش حومه شهر ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

رئیس. [ رَ ] ( ع ص ، اِ ) سرور. ( دهار ) . مهتر. ( منتهی الارب ) . سردار و مهتر قوم. ( آنندراج ) ( منتخب اللغات ) ( غیاث اللغات ) ( از اقرب الموارد ) ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

لازم. [ زِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از لزوم. واجب. ( زمخشری ) . فی الاستعمال به معنی الواجب. ( تعریفات ) . ناگزیر. دربایست. بایا. بایسته. ضرور. کردنی. فری ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

امیر. [ اَ ] ( ع اِ ) میر . پادشاه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ) . فرمانروا. ( مهذب الاسماء ) . کسی که فرمانروا بر قومی باشد ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

یراق. [ ی َ ] ( ترکی ، اِ ) سلاح. ( یادداشت مؤلف ) ( ناظم الاطباء ) . اسلحه سپاه مثل شمشیر و سپر و تیر و کمان و غیره. ( غیاث ) ( آنندراج ) : در مجلس ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لوازم. [ ل َ زِ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ لازم. ( تاج العروس ) . و ج ِ لازمة. بایسته ها. وابسته ها. اسبابها. وسایل : از لوازم صحبت یکی آن است که یا خانه بپر ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تجهیزات. [ ت َ ] ( ع اِ ) ج ِ تجهیز. ساز و برگ. جهاز. اسباب کار. ساز جنگ. وسایل کار و کارزار. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بساط. [ ب ِ / ب َ ] ( ع اِ ) گستردنی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( ترجمان القرآن عادل بن علی ) . نوعی از طنفسه ( معرب تنبسه ) دراز کم عرض. ج ، ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

مهدی یا عبدالرضا غیر این هم عربی نبود 🔴 واژه � فرش � از کجا آمده ؟ آیا عربی است ؟ کلمه فرش چه ربطی به طاووس دارد ؟ فرش عربی نیست ؛ خوب بخوانید . . ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔴 واژه � فرش � از کجا آمده ؟ آیا عربی است ؟ کلمه فرش چه ربطی به طاووس دارد ؟ فرش عربی نیست ؛ خوب بخوانید . . . 👇 🔹 طاووس نام پرنده ای زیبا در ف ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

🔴 واژه � فرش � از کجا آمده ؟ آیا عربی است ؟ کلمه فرش چه ربطی به طاووس دارد ؟ فرش عربی نیست ؛ خوب بخوانید . . . 👇 🆔 @iranzamin777 🆔 Admin @f777 ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

🔴 واژه � فرش � از کجا آمده ؟ آیا عربی است ؟ کلمه فرش چه ربطی به طاووس دارد ؟ فرش عربی نیست ؛ خوب بخوانید . . . 👇 🔹 طاووس نام پرنده ای زیبا در ف ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

🔴 واژه � فرش � از کجا آمده ؟ آیا عربی است ؟ کلمه فرش چه ربطی به طاووس دارد ؟ فرش عربی نیست ؛ خوب بخوانید . . . 👇 🆔 @iranzamin777 🆔 Admin @f777 ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

🔴 واژه � فرش � از کجا آمده ؟ آیا عربی است ؟ کلمه فرش چه ربطی به طاووس دارد ؟ فرش عربی نیست ؛ خوب بخوانید . . . 👇 🔹 طاووس نام پرنده ای زیبا در ف ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

مهدی یا عبدالرضا یا سید سرور یا سعید سرور یا بهنام رضایی یا العطّار، محمّد علی آدم عاقل به دیگران توهین نمی کنه آدم که کم می آورد توهین می کنه کتاب د ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یعنی. [ ی َ ] ( ع فعل ) به معنی قصد می کند و در توضیح و تبیین کلام به معنی تیو استعمال می شود. ( ناظم الاطباء ) . می خواهد و قصد می کند و مصدرآن عنای ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

معنی. [ م َ نا / م َ نی ی ] ( ع اِ ) هرچه قصد کرده شود از چیزی. ( از منتهی الارب ) . هرچیزی که شخص قصد می کند و مقصود. ج ، معانی. ( ناظم الاطباء ) . ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبیدلی. [ ع َ دِ ] ( اِخ ) نام یکی از دهستان های شش گانه بخش لنگه شهرستان بوشهر است. حدود و مشخصات آن بقرار زیر است. از شمال دهستان حمدادی از جنوب ار ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبیک. [ ع َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش جاپلق شهرستان سراوان ، واقع در 34 هزارگزی جنوب جاپلق کنار راه فرعی سراوان بجاپلق ناحیه ای کوهستانی و گرمسیر و ما ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( عبیدة ) عبیدة. [ ع ُ ب َ دَ ] ( اِخ ) ابن حارث بن عبدمناف. از ابطال قریش در جاهلیت و اسلام است که به سال 62 قبل از هجرت به مکه متولد شد و پیش از ور ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبیدی. [ ع ُ ب َ دی ی ] ( ص نسبی ) نسبت است به عبیدبن ثعلبةبن یربوع بن حنظلةبن مالک بن زیدبن مناة بطنی از تمیم است. ( از اللباب ج 2 ص 116 ) . || نسبت ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبیدا. [ ع ُ ب َ دُل ْ لاه ] ( اِخ ) ابن احمدبن طیفور، مکنی به ابوالحسن. مورخ و از مردم خراسان است. و تولد و وفاتش به بغداد بود. وی ذیلی بر تاریخ پدر ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبر. [ ع َ ] ( مص ) عبور کردن و گذشتن از وادی و نهر و جوی. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) . || بیان کردن خواب و خبر دادن مآل کار. ( منتهی الارب ) . ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبرت. [ ع ِ رَ ] ( ع مص ) عبرة. پند گرفتن. ( غیاث اللغات ) ( از صراح ) ( ناظم الاطباء ) . عبرة : سه بیت شعر یاد داشتم از آن ابوالعتاهیه. . . که اندر ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشتاق. [ م ُ ] ( ع ص ) ( از �ش و ق � ) آزمند چیزی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . آرزومند. ( مهذب الاسماء ) . آزمند به چیزی. آرزومند. و بسیار مایل و ر ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شایق. [ ی ِ ] ( ع ص ) شائق. راغب. و مشتاق و خاطرخواه و آرزومند و دارای اشتیاق. ( ناظم الاطباء ) . || کسی که شخص بدیدن او مشتاق باشد. ( فرهنگ فارسی مع ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راغب. [ غ ِ ] ( ع ص ) مایل و خواهان. ج ، راغبون. ( ناظم الاطباء ) . خواهان از روی حرص ، و دوستدارنده. ( از اقرب الموارد ) . خواهان. ( دهار ) . مأخوذ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

توجیه. [ ت َ ] ( ع مص ) روی فراگردانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ) . روی فا چیزی کردن. ( زوزنی ) . روی سوی کسی کردن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شرح. [ ش َ ] ( ع مص ) گوشت را به قطعات بلند بریدن. ( از اقرب الموارد ) . قطع کردن گوشت را از عضو یا قطع کردن گوشت را از استخوان مانند شرّح. ( از تاج ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طرف میاد حرف ضد ایرانی می زنه نه پایه حرف هاش می ایست شروع به توجیه کردن دوستان خوبه موقعی که بیکار هستیم با چنین آدم هایی وقت خودتونو بگذرونیم همین ...