پیشنهاد‌های محمود اقبالی (٤,٢٠٦)

بازدید
٢,٨٦٧
تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جبروه. [ ج َ ب َ رَوْ وَ / ج َ رُوْ وَ ] ( ع اِ ) کبر. سرکشی. کبریاء. ( منتهی الارب ) . منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جبرون. [ ج َ] ( اِخ ) ابن سعید حضرتی. محدث است. ( منتهی الارب ) . جبرون. [ ج َ ] ( اِخ ) ابن عبدالجبار. محدث است. ( از منتهی الارب ) . جبرون. [ ج َ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جبریل. [ ج َ ] ( اِ ) لغتی است در جبرئیل. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . رجوع به جبرئیل شود. جبریل. [ ج َ رَ ی ِ ] ( اِخ ) نام فرشته وحی. لغتی است در ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جبری. [ ج َ ری ی ] ( ص نسبی ) مقابل قَدَری. خلاف قَدَری. قسری. ضروری. غیراختیاری. غیرارادی. || کسی که پیرو عقیده جبر باشد. پیروان مذهب جبر. آنکه به ج ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جبروت. [ ج َ ] ( ع اِ ) جَبَروت. ( اقرب الموارد ) . رجوع به جَبَروت شود. جبروت. [ ج ُ ] ( ع اِمص ) جَبَروت. کبریاء. ( منتهی الارب ) . رجوع به جَبَرو ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( جبریة ) جبریة. [ ج َ ب َ ری ی َ ] ( ع اِمص ) کبر. سرکشی. کبریاء. ( منتهی الارب ) . بزرگواری. ( دهار ) . جِبَریّه. ( منتهی الارب ) . جِبِریّه جَبَری ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جبروت. [ ج َ ] ( ع اِ ) جَبَروت. ( اقرب الموارد ) . رجوع به جَبَروت شود. جبروت. [ ج ُ ] ( ع اِمص ) جَبَروت. کبریاء. ( منتهی الارب ) . رجوع به جَبَرو ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جبرانی. [ ج ِ ] ( ص نسبی ) منسوب بجبرین که دهی است. ( منتهی الارب ) . جبرانی. [ ج ِ ] ( اِخ ) احمدبن هبةاﷲبن سعداﷲ مکنی به ابی ابوالقاسم و ملقب به ا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جبران. [ ج ُ] ( ع مص ) مأخوذ از جَبْر عربی است که در فارسی بمعنی استدراک زیان وارده بکار میرود چنانکه گویند؛ برای جبران خسارت وارده باید مثل یا قیمت ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

جبرئیل. [ ج ِ رِ ] ( اِخ ) بنده خدا. ( از منتهی الارب ) . رجوع به جبرئیل شود. جبرئیل. [ ج َ رَ ] ( اِخ ) نام فرشته وحی. ( از منتهی الارب ) . نام فرش ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جبرئل. [ ج ِ رِ ءِ ] ( اِخ ) لغتی است در جبرئیل. نام فرشته وحی. رجوع به جبرئیل شود. جبرئل. [ ج َ ءِ ] ( اِخ ) لغتی است در جبرائیل ، رجوع به جبرائیل ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ادعی. [ اَ عا ] ( ع ن تف ) خواننده تر. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جبر. [ ج َ ] ( ع مص ) شکسته بستن. ( منتهی الارب ) ( از قطر المحیط ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) . شکسته را بستن. ( غیاث اللغات ) . استخوان شکسته ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

ادعاء. [ اِدْ دِ ] ( ع مص ) دعوی کردن ، حق باشد یاباطل. دعوی کردن بر کسی. ( تاج المصادر بیهقی ) . دعوی کردن بچیزی. ( زوزنی ) . || نسب و نام خویش بر خ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ادعیه. [ اَ ی َ ] ( ع اِ ) ج ِ دُعاء. یای تحتانی کلمه را مشدّد خواندن خطاست. ( غیاث ) ( آنندراج ) : ادعیه خیریه. - ادعیه مأثوره ؛ دعاهائی که هر خل ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گمرک. [ گ ُ رُ ] ( اِ ) باژ. باج. مَکس. کلمه گمرک بنابر مشهور از ریشه یونانی کوم مرکس یا کومرکی و به معنی حقوقی است که بر کالا و مال التجاره تعلق می ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

واژه بشر. [ ب َ ] ( ع مص ) مژده دادن کسی را. یقال : بشرته بمولد فابشر. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوز ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منبع. عکس کتاب فرهنگ واژه های اوستا لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید زبان های ترکی در چ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

ریشه شناسی واژه ی �برق یا برغ� را به شکل دقیق تر و مستند، همراه با منابع کتابی معتبر، بازنویسی کرد. متن پیشنهادی به شکل زیر است: - - - تحلیل ریشه ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
-١٣

ریشه شناسی واژه ی �برق یا برغ� را به شکل دقیق تر و مستند، همراه با منابع کتابی معتبر، بازنویسی کرد. متن پیشنهادی به شکل زیر است: - - - تحلیل ریشه ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

قدم به قدم و مستند بررسی کنیم و نشان دهیم که ریشه شناسی �مغازه� از اوستایی و پهلوی است و ربطی به �قازان� ترکی یا �خازن/خزینه� عربی ندارد. - - - ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
-١٣

پاسخ علمی و مستند به ادعاهایی بدهید که تلاش می کنند ارتباط معنایی و ریشه شناختی واژه ی فارسی �دین� با قرآن و عربی را تحریف کنند و آن را صرفاً به معنا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

واژه ی �آیدین� در زبان های اوستایی، پهلوی و سانسکریت ریشه دارد، اما برای تحلیل دقیق باید تک تک ریشه ها و معنای آن ها را بررسی کنیم. اجازه بده تحلیل ک ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تحلیل ریشه واژه �سنجر� 1. ریشه در سنسکریت: نام �سنجر� به سنسکریت �Sanjana� بازمی گردد که معنای �پیوند دهنده� یا �متحدکننده� دارد. این معنا برای نام ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دربارهٔ ریشهٔ واژهٔ �ارسلان� از منظر تطبیق واجی و تغییرات تاریخی زبان ها دقیق و منطقی است. در ادامه، با استناد به منابع معتبر، به بررسی دقیق تر این و ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی بعضی یا بزی از ریشه ی واژه ی بعض یا بز فارسی هست. 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇 واژه ی �بعض� / �بز� در فارسی و ریشه های اوستایی، پ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی بعضی یا بزی از ریشه ی واژه ی بعض یا بز فارسی هست. 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇 واژه ی �بعض� / �بز� در فارسی و ریشه های اوستایی، پ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی �بعض� / �بز� در فارسی و ریشه های اوستایی، پهلوی و سانسکریت به این شکل قابل پیگیری است: - - - 🧬 ریشه شناسی واژه ی �بعض� در زبان های کهن 1 ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی �بعض� / �بز� در فارسی و ریشه های اوستایی، پهلوی و سانسکریت به این شکل قابل پیگیری است: - - - 🧬 ریشه شناسی واژه ی �بعض� در زبان های کهن 1 ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی �ریاضی� یا �ریازی� در زبان فارسی مدرن به �علوم حساب و عدد� مربوط می شود، اما ریشه ی آن تاریخی تر است و با زبان های باستانی مرتبط است: اوستایی، ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

واژه ی �ریاضی� یا �ریازی� در زبان فارسی مدرن به �علوم حساب و عدد� مربوط می شود، اما ریشه ی آن تاریخی تر است و با زبان های باستانی مرتبط است: اوستایی، ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریشه ی واژه ی �ریاض یا ریاز� در زبان های ایرانی و هندواروپایی واژه ی �ریاض یا ریاز� و خانواده ی واژگانی آن در زبان های ایرانی و هندواروپایی، نشان دهن ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریشه ی واژه ی �ریاض یا ریاز� در زبان های ایرانی و هندواروپایی واژه ی �ریاض یا ریاز� و خانواده ی واژگانی آن در زبان های ایرانی و هندواروپایی، نشان دهن ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

بیایید دقیق تر به ریشه شناسی �دعوا� بپردازیم و منابع مستند و دانشگاهی معرفی کنیم - - - ۱. ریشه در زبان های ایرانی باستان در متون اوستایی چند و ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

این ادعا را دقیق و مستند بررسی کنیم - - - 1. بررسی ادعای اصلی ادعا این است که: > �لری کلمه ای ترکی است و به معنی ساده و بی شیره وپیله می باشد ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

ادعاها مستند و علمی برخورد کنید. متن بالا چند موضوع رو قاطی کرده: �رقص و لباس پارسی�، �ترک و مغول�، �کتیبه های آشوری�، و �موطن اصلی ترک ها�. من براتو ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

مستند و علمی به این دست تحریفات هستید. بیایید مورد به مورد بررسی کنیم: - - - ۱. واژه �ایزد� و ریشه ی واقعی آن ایزد در اصل از اوستایی آمده و برا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیاید قدم به قدم بررسی کنیم تا ببینیم ادعای �ترکی بودنِ آشکار� و �نداشتن ریشه در فارسی� چقدر درست یا غلطه. - - - ۱. ریشهٔ �آشکار� در زبان های ا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

ضعیف. [ ض َ ] ( ع ص ) سست. ( منتهی الارب ) ( منتخب اللغات ) ( مهذب الاسماء ) . ناتوان. ( منتهی الارب ) ( منتخب اللغات ) . نزیف. ( دهار ) . ضعضاع. خَو ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ضعف. [ ض ِ ] ( ع اِ ) یک مثل چیز و ضِعْفاه دو مثل آن. یا ضعف مانند چیزی است هر قدر که زیاده باشد، و منه یقال : لک ضِعفه و یریدون مِثلیه او ثلثة امثال ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( ورثة ) ورثة. [ وَ رَ ث َ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ وارث. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) . رجوع به وارث شود. - تو ورثه افتادن ؛ مال ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تدارک. [ ت َ رُ ] ( ع مص ) دررسیدن آخر ایشان اول ایشان را. تلاحق. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ) . یقال : تدارکوا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

مجرم. [ م ُ رِ ] ( ع ص ) گناهکار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . گنه کار. اثیم. آثم. بزهکار. بزه مند. مذنب. ( یادداشت به خط مرحوم دهخ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

محبوس. [ م َ ] ( ع ص ) اسبی که در راه خدا وقف کرده باشند. ( منتهی الارب ) . موقوف. || بخیل. || مضبوط. محتبس. || ممنوع. بازداشته شده. مسجون. ( از اقرب ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محبت. [ م َ ح َب ْ ب َ ] ( از ع ، اِمص ) محبة. دوست داشتن. ( جرجانی ) . صاحب غیاث اللغات و به تبع او صاحب آنندراج آرد که کلمه بفتح میم صحیح است و آنچ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( مخرقة ) مخرقة. [ م َ رَ ق َ ] ( ع اِمص ) دروغ گفتن ، مولد است . ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) . دروغگوئی. ( ناظم الاطباء ) . و رجوع به ماده ب ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مخرق. [ م َ رَ ] ( ع اِ ) دشت و بیابان. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) . دشت و بیابان بی آب. ( ناظم الاطباء ) . || سنگ در کنار حوض ک ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مخروط. [ م َ ] ( ع ص ) خراشیده شده. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) . پوست کنده شده و رندیده شده. ( ناظم الاطباء ) . تراشیده ...