پیشنهاد‌های محمود اقبالی (٤,٢٠٦)

بازدید
٢,٨٥١
تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعراز. [ اِ ] ( ع مص ) تباه گردانیدن. ( منتهی الارب ) . فاسد گردانیدن و تباه کردن. ( ناظم الاطباء ) . تباه کردن. ( یادداشت مؤلف ) . فاسد ساختن : اَع ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعراش. [ اِ ] ( ع مص ) عریش ساختن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . برپا کردن عریش. ( از اقرب الموارد ) . || مانع شدن گوسپند را از چرید ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعراء. [ اِ ] ( ع مص ) برهنه کردن و بازکردن جامه از کسی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . برهنه کردن و عریه دادن. ( تاج المصادر بیهقی ) . لباس از ک ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعراس. [ اِ ] ( ع مص ) مهمانی عروسی نمودن و سور کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . سور کردن. ( آنندراج ) . یقال : اعرس اعراساً؛ مهمانی عروسی نم ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعراص. [ اِ ] ( ع مص ) پراکنده و مضطرب گردیدن شتران. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . مضطرب شدن هر چیز. ( از اقرب الموارد ) . اعراص. [ ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعراج. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ عَرج ، بمعنی گله شتران بمقدار هشتاد عدد یا از هشتاد تا نود یا گله صدوپنجاه شتر و اندک بالای آن یا از پانصد تا یکهزار. ( آن ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیبوبت. [ غ َ ب َ ] ( ع مص ) رجوع به غیبوبة شود : تا ازوقت طلوع آفتاب براند بشتاب و سرعت بوقت غیبوبت و فروشدن آفتاب. ( تاریخ قم ص 49 ) . رجوع به غیبو ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

غیلم. [ غ َ ل َ ] ( ع اِ ) منبع آب در چاهها. ( از اقرب الموارد ) . بیرون آمدن جای آب در چاه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . || ( ص ) دختر نیکوروی بشهو ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیلمی. [ غ َ ل َ می ی ] ( ع ص ) جوان پهن تارک سر بسیارموی. ( منتهی الارب ) . جوانی که فرق سر وی پهن و بسیارموی باشد. ( از اقرب الموارد ) . غَیلَم. ( ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیلت. [ ل َ ] ( ع اِمص ) خدعه. ناگهان گرفتن و کشتن. ( فرهنگ نظام ) . کشتن ناگهانی. کشتن کسی بناگاه. رجوع به غیلة شود : و عبدالملک از غصه این حیلت و م ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیلوله. [ غ َ لو ل َ /ل ِ ] ( از ع ، اِ ) خواب در نیمه روز. قیلولة. رجوع به قیلولة شود : یک روز وقت زوال که مردم به غیلوله مشغول بودند. . . ( قصص الا ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیلانیه. [ غ َ نی ی َ ] ( اِخ ) یکی از شش فرقه مذهب مرجئه. ( بیان الادیان ) . فرقه منسوب به غیلان بن مروان قدری از مرجئه قدریه. در ترجمه الفرق بین ال ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیلان. ( ع اِ ) ج ِ غول. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . رجوع به غول شود. - غیلان ُالْوَغی ̍ ؛ سپاهیان دلیرو شجاع. ( ناظم الاطباء ) غیلان. [ غ ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیل. [ غ َ ] ( ع مص ) شیر دادن زن بچه را در حال حاملگی. ( از اقرب الموارد ) ( تاج العروس ) . || ( اِ ) شیر که زن جماع کرده بچه را دهد یا شیر زن باردا ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیث. [ غ َ ] ( ع مص ) باران بارانیدن. ( مصادر زوزنی ) . باران فرستادن. ( تاج المصادر بیهقی ) . بارانیدن خدای باران را در بلاد. ( منتهی الارب ) ( آنند ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( غیضة ) غیضة. [ غ َ ض َ ] ( ع اِ ) اسم مرت از غَیض در معانی مصدری. ( از اقرب الموارد ) . رجوع به غیض شود. || نیستان. ( دهار ) . || بیشه. ( مهذب الاس ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیضون. [ غ َ ] ( ع اِ ) دولاب. چوب درازی که به یک سوی آن سنگ و بسوی دیگر آن سطل بندند وبدان آب از چاه کشند. ج ، غَیاضین. ( دزی ج 2 ص 234 ) . منبع. ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیضات. [ غ َ ] ( ع اِ ) ج ِ غَیضة. ( اقرب الموارد ) . رجوع به غیضة شود. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد

غیض. [ غ َ ] ( ع مص ) کم شدن آب. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مجمل اللغة ) . کم گردیدن آب و به زمین فروخوردن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) . کم شدن ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیار. ( ع مص ) خواربار آوردن و سود کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) . خواربار آوردن جهت اهل خود. غیرَت دادن و خواربار آوردن. || درآمدن در چیزی. ( منتهی ال ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیاری. [ غ َ را ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ غَیری ̍. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . رجوع به غَیری ̍ شود. || ج ِ غَیران. ( منتهی الارب ) ( قطر المحیط ) ( ت ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیاب. ( ع مص ) درآمدن چیزی در چیزی. ( منتهی الارب ) . فروشدن چیزی در چیزی و ناپدید گردیدن. غِیاب. || ( اِ ) قبر. گور. غَیابة. ( از اقرب الموارد ) . | ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیابت. [ غ َ ب َ ] ( ع اِ ) تک چاه و تاریکی. این کلمه را در عربی با تاء مربوطه نویسند، ولی در رسم الخط قرآن کریم به تاء کشیده آمده است : و أجمعوا أ ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

غیبه. [ غ َ / غ ِ ب َ / ب ِ ] ( اِ ) تیردان. ( صحاح الفرس ) ( فرهنگ اوبهی ) ( برهان قاطع ) . کیش و جعبه. ( برهان قاطع ) . ترکش و جعبه. ( غیاث اللغات ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد

غیب. [ غ َ ] ( ع مص ) غایب شدن. ( مصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ) . ناپدید شدن. ( منتهی الارب ) . ناپدیدی. ( مهذب الاسماء ) . دور شدن و جدا گردید ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد

غیبی. [ غ َ / غ ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به غیب. ناپدید و نهفته و پنهان و مخفی و غیرمرئی. ( ناظم الاطباء ) . منسوب به عالم غیب. الهی. ربانی. آسمانی. فلکی ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیوری. [ غ َ ] ( حامص ) غیور بودن. غیرت داشتن. تعصب در حفظ عرض و شرف و ناموس. رجوع به غیرت شود : من از صفت غیوری حضرت خواجه قوی میترسیدم. ( انیس الطا ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیور. [ غ َ ] ( ع ص ) رشک کن. ( دهار ) . بارشک و نیک غیرتمند. مذکر و مؤنث در آن یکسان است. ج ، غُیُر. ( منتهی الارب ) . بسیار غیرت کننده و رشک برنده ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیظ. [ غ َ ] ( ع مص ) به خشم آوردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ) ( ترجمان القرآن علامه جرجانی تهذیب عادل ) . به خشم آوردن کسی را. ( منتهی ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیناء. [غ َ ] ( ع ص ) شجرة غیناء؛ درختی بسیارشاخ. ( مهذب الاسماء ) . درخت سبز بسیاربرگ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . درختی که برگهای آن سبز و شاخه ه ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غینف. [ غ َ ن َ ] ( ع اِ ) جای جوشش آب چشمه و چاه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . منبع آب در چاهها و چشمه ها. ( از اقرب الموارد ) . || بحر ذوغینف ؛ در ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( غینة ) غینة. [ غ َ ن َ ] ( ع اِ ) درختستان بی آب. ( منتهی الارب ) . درختان بی آب. ( آنندراج ) . درختان درهم رفته بی آب. و اگر آب داشته باشد غیضه اس ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( الفیة ) الفیة. [ اَ فی ی َ ] ( اِخ ) نام منظومه هایی هزاربیتی یا قریب بدان که درباره علمی و بیشتر در علم نحو باشد مانند الفیه ابن معطی و الفیه ابن ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلاجم. [ س ُ ج ِ ] ( ع ص ) شتر کلان سال. ج ، سَلاجِم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) . || دراز. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . دراز ا ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلامیات. [ س ُ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ سلامی. استخوان انگشت دست و پا. ( منتهی الارب ) ( غیاث ) : و استخوان انگشتها پانزده پاره است هر انگشتی سه پاره و این ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلاجت. [ س َ ج َ ] ( اِ ) از دواهای بافائده است و اصل آن شاش بز کوهی است چنانچه بز کوهی در مستی بر سنگی بول میکند و بز کوهی دیگر چون بدانجا رسد و آنر ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلامیه. [ س َ می ی َ ] ( اِخ ) دهی است از موصل. ( منتهی الارب ) . قریه بزرگی است در نواحی موصل در مشرق دجله که بین این دو هشت فرسخ مسافت است و از بزر ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد

سلامی. [ س ُ ما ] ( ع اِ ) استخوان سپل شتر. || استخوان انگشت دست و پا. ج ، سلامیات. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . استخوان انگشت. ( مهذب الاسماء ) . | ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلاخ. [ س َل ْ لا ] ( ع ص ) پوست کن. ( غیاث ) ( فرهنگستان ) . آنکه پوست از گوسفند بیرون کشد. ( مهذب الاسماء ) . آنکه پوست حیوانات از بدن بیرون کشد. ( ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( سلالة ) سلالة. [ س ُ ل َ ] ( ع اِ ) آنچه بیرون کشیده شود از چیزی. ( منتهی الارب ) ( غیاث ) ( دهار ) ( آنندراج ) ( ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلامت. [ س َ م َ ] ( ع مص ، اِمص ) بی گزند شدن. بی عیب شدن. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ) : چه خوش گفت آن نکوگوی نکوکار که سَر خواهی سلامت سِرّ نگهدار. ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیل. [ س َ ] ( ع اِ ) فرزند. بچه. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ) . بچه. ( ناظم الاطباء ) . || شتربچه نوزاده. ( آنندراج ) ( من ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد

سلیط. [ س َ ] ( معرب ، اِ ) بلغت یونانی روغن زیتون را گویند. ( برهان ) . روغن زیتون و روغن کنجد و هر روغن که از حبوب گیرند. ( آنندراج ) ( ناظم الاطبا ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیق. [ س َ ] ( ع اِ ) آنچه فروریزد از درخت. || گیاه شبرق خشک. || شهد که مگس در خانه نهاده باشد. || جانب راه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . رجوع به س ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیمی. [ س َ ] ( اِ ) نوعی از پارچه. ( ناظم الاطباء ) . نوعی از دلق و فرجی : ز خود پوستین میفکندند خلق سلیمی به بر کرد بر جای دلق. نظام قاری ( دیوان ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد

سلیمان. [ س ُ ل َ ] ( اِخ ) نام پیغمبری است معروف که پسر حضرت داود نبی علیه السلام باشد. ( آنندراج ) ( از مهذب الاسماء ) . وی جانشین داود یکی از چهار ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ادعاها درباره ریشه واژه ها – به ویژه واژه ی �گل� – منتشر می شود که علمی و زبانی معتبر نیستند. اجازه بدهید با استفاده از منابع زبان شناسی و فرهنگ های ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد

این ادعا از نظر زبان شناسی نادرست است و در پژوهش های معتبر علمی تأیید نمی شود. در ادامه، پاسخ مستند و منبع دار می دهم. - - - ۱️⃣ ریشهٔ واقعی وا ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیایید با دقت و قدم به قدم بررسی کنیم و این ادعای جعلی درباره ی �استاد� را رد کنیم، با استناد به منابع معتبر زبان شناسی. - - - ۱. بررسی ادعای ج ...

پیشنهاد
٠

ادعای �ترکی بودن واژهٔ گوجه� را به صورت علمی، مستند و با اتکا به منابع معتبر زبان شناسی تاریخی بررسی و نقد می کنم. هدف، ردّ �جعل ریشه شناسی� است، نه ...