پیشنهادهای پوریا برزعلی (٥٨٢)
سرمایه گذاری ریسکی مشترک ( بین چند نفر )
Seafront ، مشرف به دریا
a course in which the student comes to an institutional campus or instructional site as opposed to a course where the student stays at home دوره آموز ...
آموزش اجرایی، آموزش کاربردی
طرح ارجاع
فرد کارراهه محور ( فردی که رشد در مسیر شغلی اش در مسیر حرفه ای شدن، بیشترین اهمیت را برایش دارد.
دسترسی یافتن
به توافق خود به میل خود بدون اجبار
صادقانه فکر و برنامه خود را بیان کردن
۱. مخلص کلام ۲. سود و زیان
توافق متقابل
Strike
مذاکرات دستمزد
] مذاکرات پر تنش
اتحادیه سازی
پاداش بهره وری
باید آن را شامل شود
تهیه کردن صورتجلسه
ریاست جلسه
مسائل داخلی
هزینه جابجایی
بخشودگی مالیاتی برای برخی درآمدها
کمک هزینه سرمایه
کمک هزینه سفر بر اساس مسافت پیموده شده
قابل قبول در حد استاندارد، قابل قبول در حد حداقل to be of a good enough standard
to succeed in doing something with difficulty, or not in a very satisfactory way به هر جان کندنی که هست کاری را درست انجام دادن
۱. معارفه ۲. جامعه پذیری
عدم انجام این کار
مشمول برخورد انضباطی
معوقات ماهانه قابل پرداخت ( همون حقوق ماهانه )
استخدام/ اشتغال موقت
مهلت زمان اعلام ترک کار ( معمولا در قراردادها بصورت پیشفرض یک ماه در نظر گرفته میشود )
دورت آزمایشی
زمان و تایم اصلی کار ( بدون اضافه کار ) زمان کار قانونی
مزایای رفاهی، مزایای اختیاری ( چیزی که اضافه بر قانون کار هر شرکت بسته به میل و توان خود به پرسنلش می دهد مانند چند روز اقامت در ویلا بصورت رایگان در ...
حق مرخصی ، مرخصی استحقاقی
حق شیفت
هویت شرکتی بصورت مختصر: ci هم می گویند
روزنامه یا مجله تخصصی یک رشته یا تخصص
مترادف با : thorough knowledge good knowledge Knowledgeable ( صفت ) کسی که دانش کاملی در مورد موضوعی دارد
در حالت فعلی به معنی: آمیختن
behaviour that is controlled, calm, and polite رفتار بجا - رفتار درست
رنجش ( اسم ) to feel upset or annoyed, usually because you feel that someone has been rude or shown no respect to you
ذهن خوان a magician who performs feats that apparently demonstrate extraordinary mental powers, such as mind - reading.
1 - اشتیاق ( اسم ) 2 - آرزو یا حسرت دیرینه
continuous change تغییرات پی در پی
سطح مدیران اجرایی
additional but subordinate; secondary. ثانوی، جنبی
تبرئۀ نفس ( توجیه خویشتن - خود توجیهی )
unwillingness to get involved in or influence other people's activities عدم مداخله عدم دخالت