ترجمه‌های علیرضا ایرانی نیا (٨٨٠)

بازدید
٥٣٣
تاریخ
١٠ ساعت پیش
متن
The second - best job is software engineer, followed by computer systems analyst, biologist and historian.
دیدگاه
٠

software engineer مهندس نرم افزار

تاریخ
١٠ ساعت پیش
متن
The second - best job is software engineer, followed by computer systems analyst, biologist and historian.
دیدگاه
٠

second - best دومین بهترین / رتبه دوم

تاریخ
١٠ ساعت پیش
متن
There is no universally accepted way of preparing for a job as a systems analyst.
دیدگاه
٠

universally accepted مورد پذیرش همگانی

تاریخ
١٠ ساعت پیش
متن
There is no universally accepted way of preparing for a job as a systems analyst.
دیدگاه
٠

preparing for a job آماده شدن برای یک شغل

تاریخ
١٠ ساعت پیش
متن
There is no universally accepted way of preparing for a job as a systems analyst.
دیدگاه
٠

هیچ روشِ موردِ پذیرشِ همگانی برای آماده شدن برای شغلِ تحلیل گر سیستم وجود ندارد.

تاریخ
١٠ ساعت پیش
متن
I am applying for the systems analyst position.
دیدگاه
٠

apply for a position برای یک شغل/سمت درخواست دادن

تاریخ
١٠ ساعت پیش
متن
I am applying for the systems analyst position.
دیدگاه
٠

من برای این سمتِ شغلیِ تحلیل گر سیستم درخواست داده ام / دارم درخواست میدهم.

تاریخ
١٠ ساعت پیش
متن
Our definition of a systems analyst is necessarily broad.
دیدگاه
٠

necessarily ناگزیر، به طور طبیعی

تاریخ
١١ ساعت پیش
متن
High performance computing systems analyst at Imperial College London.
دیدگاه
٠

high performance computing رایانش پربازده / محاسبات با کارایی بالا

تاریخ
١١ ساعت پیش
متن
High performance computing systems analyst at Imperial College London.
دیدگاه
٠

این عبارت بیشتر شبیه عنوان شغلی است.

تاریخ
١١ ساعت پیش
متن
High performance computing systems analyst at Imperial College London.
دیدگاه
٠

تحلیل گر سیستم های رایانشِ پُربازده در کالج امپریال لندن.

تاریخ
١١ ساعت پیش
متن
It cuts off communication between the systems analyst and the user.
دیدگاه
٠

cut off قطع کردن، از بین بردن

تاریخ
١١ ساعت پیش
متن
Sunday night is an uneasy time for systems analyst Tom Santos.
دیدگاه
٠

uneasy ناآرام، مضطرب، ناخوشایند این جمله لحن احساسی دارد

تاریخ
١١ ساعت پیش
متن
The systems analyst frequently acts as a consultant to a business.
دیدگاه
٠

frequently اغلب، به طور مکرر act as عمل کردن به عنوان

تاریخ
١١ ساعت پیش
متن
When the system is implemented, the systems analyst may be happy with the system.
دیدگاه
٠

implemented پیاده سازی شده، اجراشده

تاریخ
١١ ساعت پیش
متن
Terry's tactic was to use the systems analyst for a peer pressure over the programmer.
دیدگاه
٠

ساختار جمله کمی غیرطبیعی است و احتمالاً متن اصلی نیاز به بازبینی دارد.

تاریخ
١١ ساعت پیش
متن
He is a systems analyst, and his work is driving him spare at the moment.
دیدگاه
٠

drive someone spare خیلی کلافه کردن، از شدت فشار عصبی کردن

تاریخ
١١ ساعت پیش
متن
He is a systems analyst, and his work is driving him spare at the moment.
دیدگاه
٠

او تحلیل گر سیستم است و کارش در حال حاضر دارد او را از پا درمی آورد / کلافه اش کرده است.

تاریخ
١١ ساعت پیش
متن
Stan, a computer systems analyst, approaches pie in a thoughtful, systematic way.
دیدگاه
٠

pie در این جمله مبهم است؛ احتمالاً نام خاص یا بخشی از متن اصلی که جدا افتاده است

تاریخ
١١ ساعت پیش
متن
The second - best job is software engineer, followed by computer systems analyst, biologist and historian.
دیدگاه
٠

دومین شغلِ برتر، مهندس نرم افزار است و پس از آن تحلیل گر سیستم های رایانه ای، زیست شناس و تاریخ دان قرار دارند.

تاریخ
١١ ساعت پیش
متن
The second - best job is software engineer, followed by computer systems analyst, biologist and historian.
دیدگاه
٠

توضیح: عبارت second - best یعنی دومین گزینه/رتبه برتر بعد از اولی.

تاریخ
١١ ساعت پیش
متن
Our definition of a systems analyst is necessarily broad.
دیدگاه
٠

توضیح: necessarily broad یعنی به ناچار/طبعاً گسترده.

تاریخ
١١ ساعت پیش
متن
I am applying for the systems analyst position.
دیدگاه
٠

من برای موقعیت شغلی تحلیل گر سیستم درخواست میدهم / اقدام کرده ام.

تاریخ
١١ ساعت پیش
متن
There is no universally accepted way of preparing for a job as a systems analyst.
دیدگاه
٠

هیچ روشِ موردِ پذیرشِ همگانی برای آماده شدن جهت شغلِ تحلیل گر سیستم وجود ندارد.

تاریخ
١١ ساعت پیش
متن
High performance computing systems analyst at Imperial College London.
دیدگاه
٠

تحلیل گر سیستم های رایانشِ با کارایی بالا در کالج امپریال لندن.

تاریخ
١١ ساعت پیش
متن
High performance computing systems analyst at Imperial College London.
دیدگاه
٠

توضیح: این بیشتر شبیه عنوان شغلی است تا یک جمله کامل.

تاریخ
١١ ساعت پیش
متن
Our definition of a systems analyst is necessarily broad.
دیدگاه
٠

تعریف ما از تحلیل گر سیستم ناگزیر گسترده است.

تاریخ
١١ ساعت پیش
متن
Sunday night is an uneasy time for systems analyst Tom Santos.
دیدگاه
٠

توضیح: uneasy time یعنی زمان پراضطراب یا ناخوشایند.

تاریخ
١١ ساعت پیش
متن
It cuts off communication between the systems analyst and the user.
دیدگاه
٠

این کار ارتباط میان تحلیل گر سیستم و کاربر را قطع میکند.

تاریخ
١١ ساعت پیش
متن
The three primary roles of the systems analyst are as consultant, supporting expert, and change agent.
دیدگاه
٠

سه نقش اصلیِ تحلیل گر سیستم عبارت اند از: مشاور، کارشناس پشتیبان، و عامل تغییر.

تاریخ
١١ ساعت پیش
متن
The systems analyst frequently acts as a consultant to a business.
دیدگاه
٠

تحلیل گر سیستم اغلب بعنوان مشاور برای یک کسب وکار عمل میکند.

تاریخ
١١ ساعت پیش
متن
Sunday night is an uneasy time for systems analyst Tom Santos.
دیدگاه
٠

شبِ یکشنبه برای تام سانتوس، تحلیل گر سیستم، زمانی ناآرام و ناخوشایند است.

تاریخ
١١ ساعت پیش
متن
Terry's tactic was to use the systems analyst for a peer pressure over the programmer.
دیدگاه
٠

توضیح: عبارت peer pressure معمولاً به فشار همسالان/همتایان ترجمه میشود، ولی در این جمله ساختار کمی غیرطبیعی است. احتمالاً منظور این است که تحلیل گر س ...

تاریخ
١١ ساعت پیش
متن
When the system is implemented, the systems analyst may be happy with the system.
دیدگاه
٠

وقتی سیستم پیاده سازی شود، ممکن است تحلیل گر سیستم از آن راضی باشد.

تاریخ
١١ ساعت پیش
متن
He is a systems analyst, and his work is driving him spare at the moment.
دیدگاه
٠

توضیح: drive someone spare یعنی خیلی عصبی یا کلافه کردن.

تاریخ
١١ ساعت پیش
متن
Terry's tactic was to use the systems analyst for a peer pressure over the programmer.
دیدگاه
٠

تاکتیکِ تری این بود که از تحلیل گر سیستم برای اعمال فشار همتایان بر برنامه نویس استفاده کند.

تاریخ
١١ ساعت پیش
متن
Stan, a computer systems analyst, approaches pie in a thoughtful, systematic way.
دیدگاه
٠

توضیح: واژه ی pie در این جمله احتمالاً یا نام خاص است یا از متن اصلی جدا افتاده و بدون بافت، معنایش روشن نیست.

تاریخ
١١ ساعت پیش
متن
He is a systems analyst, and his work is driving him spare at the moment.
دیدگاه
٠

او تحلیل گر سیستم است و کارش در حال حاضر دارد از پا درمی آوردش / کلافه اش کرده است.

تاریخ
١١ ساعت پیش
متن
Stan, a computer systems analyst, approaches pie in a thoughtful, systematic way.
دیدگاه
٠

استن، که یک تحلیل گر سیستم های رایانه ای است، با روشی سنجیده و نظام مند به pie نزدیک میشود.

تاریخ
١٧ ساعت پیش
متن
Each robot is equipped with a pressure detection swith . It will alarm automatically to avoid robot falling down when air pressure is insufficient.
دیدگاه
٠

سوئیچ به معنای تغییر یا تعویض است. مثلاً: تغییر مسیر یا جهت چیزی ( مثلاً تغییر مسیر یک پروژه )

تاریخ
١٧ ساعت پیش
متن
Btw, I had to swith browsers to even POST this comment.
دیدگاه
٠

سوئیچ به معنای تغییر یا تعویض است. مثلاً: تعویض یا جایگزینی چیزی با چیز دیگری ( مثلاً تغییر شغل یا محل کار )

تاریخ
١٧ ساعت پیش
متن
The time of talk has been swithed to the afternoon.
دیدگاه
٠

سوئیچ به معنای تغییر یا تعویض استفاده شده است.

تاریخ
١٧ ساعت پیش
متن
I have been swithed to a Paris branch.
دیدگاه
٠

سوئیچ به معنای تغییر یا تعویض است. مثلاً: تغییر حالت یا وضعیت چیزی ( مثلاً روشن یا خاموش کردن یک دستگاه )

تاریخ
١٧ ساعت پیش
متن
ON/OFF state of intensity model logic swith is defined The pulse width of output light is measured.
دیدگاه
٠

حالت ON/OFF مدل منطق سوئیچ شدت تعریف شده است. پهنای پالس نور خروجی اندازه گیری میشود.

تاریخ
١٧ ساعت پیش
متن
We intend to swith from carton packing to foil wrapping.
دیدگاه
٠

ما قصد داریم از بسته بندی کارتن به بسته بندی فویل تغییر کنیم.

تاریخ
١٧ ساعت پیش
متن
The two swith knives looked very much alike. The jurors could not tell them apart.
دیدگاه
٠

دو چاقوی سوئیچ شباهت زیادی به هم داشتند. هیئت منصفه نمی توانست آنها را از هم تشخیص دهد.

تاریخ
١٧ ساعت پیش
متن
Describes and analyses the unusual swith engagement resistance behaviour, SF6 gas leakage. and residual pressure in hydraulic unit occurred during operation of LW6 switches.
دیدگاه
٠

رفتار مقاومت درگیری غیرمعمول سوئیچ، نشت گاز SF6 و فشار باقیمانده در واحد هیدرولیک در حین کارکرد سوئیچ های LW6 را توصیف و تحلیل میکند.

تاریخ
١٧ ساعت پیش
متن
Special power adjustment swith can achieve arbitrary choice adjustment in the rated power range.
دیدگاه
٠

کلید تنظیم قدرت ویژه میتواند در محدوده قدرت نامی، تنظیمات دلخواه را انجام دهد.

تاریخ
١٧ ساعت پیش
متن
You'd better check the swith first.
دیدگاه
٠

بهتر است اول سوئیچ را بررسی کنید.

تاریخ
١٧ ساعت پیش
متن
Each robot is equipped with a pressure detection swith . It will alarm automatically to avoid robot falling down when air pressure is insufficient.
دیدگاه
٠

هر ربات مجهز به یک کلید تشخیص فشار است. در صورت کمبود فشار هوا، به طور خودکار هشدار میدهد تا از افتادن ربات جلوگیری شود.