پیشنهادهای At.Gh (١٩)
Want of sth میشه نبود یا فقدان مثال : want of a clear definition یعنی: فقدان یک تعریف مشخص ! ' Lack is synonym of ' want of sth
Handout جزوه ، دست نویس مثلا تو PowerPoint، سربرگ File ، گزینه Export , Create Handouts هست که فایل پاور رو به ورد منتقل میکنه
FYI : For Your Information جهت اطلاع شما محض اطلاع
Caution احتیاط ، هشدار، وثیقه، ضامن you must drive with extreme caution باید با نهایت احتیاط رانندگی کنی
naughty معنای پیچیده ای نداره دوستان ! شیطون ، بازیگوش ، وروجک برای بچه ها مثلا . . . .
Insignificant ناچیز ، جزئی، قابل چشم پوشی significant مهم ، قابل توجه ، با اهمیت
durable بادوام ، مانا ، پایدار All of our products are made from durable materials which can withstand years of heavy use.
Spacious وسیع ، جادار، فراخ
Feign = pretend وانمود کردن ، جعل کردن
Geographic tongue زبان جغرافیایی که در متون پزشکی با عنوان علمی �گلاسیت مهاجر خوش خیم� ( Benign Migratory Glossitis ) شناخته می شود. به این دلیل این ...
Determine تعیین کردن ، مشخص کردن Determined فرد مصمم و با اراده
Recipe در نسخه پزشکی یعنی به این شکل یا صورت ، تهیه شود . که با علامت R یا RX نوشته میشه
Cibum = غذا مثلا دستور مصرف ی دارو رو نوشتن : P. C یا Post Cibum یعنی بعد از غذا
شهر یا وادی خاموشان : کنایه از گورستان ، قبرستان
زبان جری جری یعنی متملقانه
Proliferation : گسترش ، تکثیر " NPT is abbreviation of "Non - Proliferation Treaty پیمان منع گسترش ( سلاح های هسته ای )
could afford توانستن You could afford being a little bit more friendly ! شما می توانستید کمی دوستانه تر باشید!
Disgust :تنفر، نفرت Disgusting : چندش آور، حال بهم زن. . .