تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Want of sth میشه نبود یا فقدان مثال : want of a clear definition یعنی: فقدان یک تعریف مشخص ! ' Lack is synonym of ' want of sth

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٤

Handout جزوه ، دست نویس مثلا تو PowerPoint، سربرگ File ، گزینه Export , Create Handouts هست که فایل پاور رو به ورد منتقل میکنه

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

FYI : For Your Information جهت اطلاع شما محض اطلاع

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Caution احتیاط ، هشدار، وثیقه، ضامن you must drive with extreme caution باید با نهایت احتیاط رانندگی کنی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

naughty معنای پیچیده ای نداره دوستان ! شیطون ، بازیگوش ، وروجک برای بچه ها مثلا . . . .

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Insignificant ناچیز ، جزئی، قابل چشم پوشی significant مهم ، قابل توجه ، با اهمیت

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

durable بادوام ، مانا ، پایدار All of our products are made from durable materials which can withstand years of heavy use.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Spacious وسیع ، جادار، فراخ

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Feign = pretend وانمود کردن ، جعل کردن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

Geographic tongue زبان جغرافیایی که در متون پزشکی با عنوان علمی �گلاسیت مهاجر خوش خیم� ( Benign Migratory Glossitis ) شناخته می شود. به این دلیل این ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Determine تعیین کردن ، مشخص کردن Determined فرد مصمم و با اراده

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

Recipe در نسخه پزشکی یعنی به این شکل یا صورت ، تهیه شود . که با علامت R یا RX نوشته میشه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

Cibum = غذا مثلا دستور مصرف ی دارو رو نوشتن : P. C یا Post Cibum یعنی بعد از غذا

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شهر یا وادی خاموشان : کنایه از گورستان ، قبرستان

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

زبان جری جری یعنی متملقانه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

Proliferation : گسترش ، تکثیر " NPT is abbreviation of "Non - Proliferation Treaty پیمان منع گسترش ( سلاح های هسته ای )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

could afford توانستن You could afford being a little bit more friendly ! شما می توانستید کمی دوستانه تر باشید!

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

Disgust :تنفر، نفرت Disgusting : چندش آور، حال بهم زن. . .

١