پیشنهادهای Fa Gharaei (٢٢)
٥٢
٤ ماه پیش
٠
مهیا شدن
٥ ماه پیش
٠
عصر واگشت
٥ ماه پیش
٠
conduct به معنی درگرفتن، وقتی که همراه مثلا debate می آید.
٩ ماه پیش
١
قرین
١ سال پیش
٠
به طور معهود
١ سال پیش
٠
درون بودگی
١ سال پیش
٠
انطباق داشتن
١ سال پیش
١
حیث
١ سال پیش
٠
همین
١ سال پیش
٠
بلندا
١ سال پیش
٠
مکر
١ سال پیش
٠
یادآوری کردن
١ سال پیش
٠
مورد بررسی
١ سال پیش
٠
نیمه، شبه
١ سال پیش
١
راستین، واقعی
١ سال پیش
٠
اصلاح شود به: یکتاگرا، یگانه گرا
١ سال پیش
٠
رسوبات
١ سال پیش
٠
یکتاگرایی
١ سال پیش
١
یگانه گرایی
١ سال پیش
٣
به همراه، با