نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
did i get the part: آیا نقشم رو ( در بازی و نقش آفرینی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can't punch everyone: تو که نمیتونی همه رو مشت مالی کنی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
never tell die: هرگز نامید نباش
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it made me more serious: اون من رو جدی تر کرد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i run my own business: یه کسب و کار شخصی دارم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you got to test it: باید مزه ش رو بچشی معمولا درمورد یه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what do you get to now: تا حالا چی شنیدی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you green with envy: از حسادت مردی از حسادت دق مرگ شدی خ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
just feel i'm not here: فقط فکر کنید من اینجا نیستم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you should talk him to the people: باید باهاش مثل آدم بزرگا حرف بزنی ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what i do: چیکار کنم آخه. . . . معمولا از سر ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
so where moving: پس قراره جابجا بشیم؟
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you going: تو هم میری؟
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're not know that: نمیتونی تصورش رو بکنه که. . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i move next week: هفته آینده دارم جابجا میشم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i should look in your face: باید الان ببینمت ( تا سیر بهت بخندم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i make your joke: پیشنهاد ( مسخره ت ) رو من انجام داد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this is a big deal: این اتفاق مهمی بود
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what's the move: برنامه ت چیه؟
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i just my job: فقط کارم رو انجام میدم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
between us: بین خودمون بمونه. . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be there on flash: به چشم برهم زدنی اونجام
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
who's out: کیا نمیان
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are every man fancy: شما آرزوی هر مردی هستی ( معمولا برا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are a big girl: تو دختر بالغی هستی ( معمولا برای تص ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
until next time: باشه تا دفعه بعد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this conversation is little late: این بحث دیگه الان وقتش نیست
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crazy things: یه مشت چرت و پرت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you never been married: تو تا حالا ازدواج نکردی؟
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she on her last legs: اون داره نفس های آخرش رو میکشه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you run way with your between your legs: تو در حالی که ضایع میشدی فرار کردی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i not feel like: حسش رو ندارم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
remember there is a leak: بدون که یه رخنه ای وجود داره
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i could just eat you up: جیگرتو بخورم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm at a loss: موندم که چی بگم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nervous about: عصبی از. . . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sad about: غمگین از. . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's a big picture about: این یک موضوع مهم درباره. . . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're so confused: خیلی سردرگمی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop funny: مسخره بازی بسه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he made me joke: اون من رو دست انداخت اون من رو مسخر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you self: خودت تنها هستی تنهایی زندگی میکنی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can i take you to dinner: میتونم شام دعوتتون کنم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you disappearing: داری محو می شی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if you don't do it don't do it: اگه نمیخوای انجامش بدی انجامش نده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i miss my things: دلم برای وسایلم تنگ شده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
living in a not knowing: هر چقدر کمتر بدونی راحتتری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm poorly paid: حقوقم بخور و نمیر هست
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i myself again: دوباره خودم شدم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he goes fun: باحالی ش از بین رفت
١ سال پیش