نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i fell down: خوردم زمین
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
see what's what: ببین چه خیره؟!
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
milk has gone bad: شیر فاسد شده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can sleep through anything: میتونم تو سر و صدا بخوابم واسه خواب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the cat scratched me: گربه به من چنگ زد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my god make my dreams come true: خدایا رویاهایم رو به واقعیت تبدیل ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he slapped my face: او به صورتم کشیده ( سیلی ) زد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
good for us: خوشبحالمون
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i feel the same: همچنین/منم همین حس رو به شما دارم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
is your man: مامور تو هست آدم تو هست ( خود دانی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the cupboard is bare: هشتم گرو نهمه آه در بساط نیست اوضا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am young at heart: دلم جوونه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are high maintenance: خیلی پرتوقعی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's out of my jurisdiction: از حوزه اختیارات من خارجه فراتر از ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are a bum: آدم مفت خور ، آدم بیعار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is realy coming down: چه برف/بارونی داره میاد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can i bum a smoke please: لطفا یه نخ سیگار به من بدید
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'd best be off: بهتره برم نگفتنم به زگفتنم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have a mistress: معشوقه دارم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am in a big pickle: بدجوری گیر افتادم تو بد مخمصه ای گی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he made a good husband: شوهر خوبی از آب دراومد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is hot tempered: او آتشی مزاجه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he squandered his weath: او ثروتش را بر باد داد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i didn't get around to it: فرصت نکردم انجامش بدم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't try to butter me up: سعی نکن خودشیرینی کنی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the heart wants what it wants: دل که حرف حساب سرش نمیشه!
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it sounds corny: لوس و بی مزه /کلیشه ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he straightened me out: باعث شد که بهتر رفتار کنم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
entitle dog: سگ اشرافی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
money hungry: کسی که جز پول هیچی براش مهم نیست وا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
where are you posted: قرارگاه ت کجاست ) خطاب به نظامی ها ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
money talks bullshit walk: پول حرف اول و آخر رو می زنه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if you're not alcohol: اگر نوشیدنی ( الکلی ) نمیخوری . . . ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
doesn't come with any price: با انجام هر هزینه ای بازم قابل انجا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's exactly the plan: دقیقا برنامه همینه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can make it difference: میتونم یه تفاوت ( خاص ) ایجاد کنم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are a lucky cheat: یه کلاش خوش شانسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
play with a plan: طبق برنامه ( نقشه ) بازی کن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sorry about a mess: بابت این بهم ریختگی عذر میخوام
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not wait me anymore: هرگز منتظرم نباش
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're not pay attention: موضوع رو درست نمیگیری به موقع متوجه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't tell me what: بهم نگو ( که چی شده )
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
recess is over: وقت استراحت ( زنگ تفریح ) تمام شده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
too late too late: نوشدارو بعد از مرگ سهراب دیگه دیره ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you will be my guest of honor: تو مهمان افتخاری من خواهی بود
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
still giving me a silent: هنوز با من قهری؟
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was trying to spare your feelings: مواظب بودم چیزی نگم که تو ناراحت بش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let the dead bury the dead: گذشته ها دیگه گذشته
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't want to hear a peep out of you: صداتون در نیاد جیکتون در نیاد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll cover the expenses: هزینه رو پرداخت می کنم
١ سال پیش